خانه پیشنهاد هم‌وطن پشت پرده بازتعریف اعتراضات؛ از اغتشاش تا کودتا / چگونه حاکمیت صورت‌مسئله را تغییر داد؟

هموطن بررسی می‌کند:

پشت پرده بازتعریف اعتراضات؛ از اغتشاش تا کودتا / چگونه حاکمیت صورت‌مسئله را تغییر داد؟

جامعه هنوز از بهت قتل‌عام دی‌ماه خارج نشده و مردم همچنان در سوگ‌اند، اما به نظر می‌رسد حاکمیت از شوک مواجهه با آن جمعیت عظیم معترض عبور کرده است. شاهد این مدعا، تلاش عجیب مسئولان در سطوح عالی برای تغییر زمین بازی از طریق بازی با واژه‌هاست.

اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی

جامعه هنوز از بهت قتل‌عام دی‌ماه خارج نشده و مردم همچنان در سوگ‌اند، اما به نظر می‌رسد حاکمیت از شوک مواجهه با آن جمعیت عظیم معترض عبور کرده است. شاهد این مدعا، تلاش عجیب مسئولان در سطوح عالی برای تغییر زمین بازی از طریق بازی با واژه‌هاست.
به‌طور مشخص، تعبیر «کودتای سرکوب‌شده» که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی دوازدهم بهمن به کار برد و تکرار آن با عنوان «کودتایی که گذشت» از سوی سیدحسن خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، در سیزدهم بهمن، نشان داد که اراده‌ای سیاسی برای بازتعریف ماهیت اعتراضات سراسری مردم در زمستان ۱۴۰۴ شکل گرفته است.
اما چرا «کودتا»؟ و چه پیامی پشت این برچسب‌زنی نهفته است؟ وقتی سخن از «کودتا» به میان می‌آید، دیگر با یک توصیف ساده مواجه نیستیم؛ بلکه با یک «برساخت سیاسی» روبه‌رو هستیم که می‌کوشد واقعیت عریان خیابان را در قالب‌های حقوقی و امنیتی خاص بریزد و معنای آن را بازتعریف کند.
افزون بر این، تقارن کلامی میان توصیف‌های علی خامنه‌ای و سیدحسن خمینی، نشانه یک چرخش گفتمانی است که نیاز به واکاوی دقیق و آکادمیک دارد. باید دید چرا واژه‌ای که در ادبیات سیاسی معنایی مشخص دارد، ناگهان برای توصیف جنبشی اجتماعی به کار گرفته می‌شود که تا دیروز از آن با عنوان «اغتشاش»، «اخلال» یا «آشوب» یاد می‌شد.


کودتا دقیقاً چیست؟
برای درک عمق ماجرا، ابتدا باید به سراغ تعریف آکادمیک واژه «کودتا» رفت و آن را با واقعیت آنچه در جامعه رخ داده مقایسه کرد.
در علوم سیاسی، کودتا به تلاش ناگهانی، غیرقانونی و معمولاً خشونت‌آمیز گروهی از نخبگان سیاسی یا نظامی اطلاق می‌شود که از درون بدنه حاکمیت یا نهادهای قدرتی مانند ارتش، برای سرنگونی رأس هرم قدرت اقدام می‌کنند. ادوارد لوتواک، نظریه‌پرداز آمریکایی، در آثار کلاسیک خود کودتا را نوعی «جراحی درون‌سازمانی» می‌داند. در کودتا، مردم نقشی تعیین‌کننده ندارند؛ جابه‌جایی قدرت در لایه‌های بالایی حاکمیت و با تکیه بر ابزارهای قهریه دولتی انجام می‌شود. هدف کودتاچیان نیز نه تغییر ساختار اجتماعی، بلکه تصاحب صندلی‌های قدرت است.
آنچه در هفته‌های اخیر در تهران و دیگر شهرهای کشور رخ داد، اما حرکتی از پایین به بالا، متکی بر توده‌های مردم، فاقد فرماندهی نظامی واحد و برخاسته از بطن مطالبات اجتماعی و اقتصادی بود. این تفاوت بنیادین میان «حرکت توده‌ای» و «کودتای نخبگانی»، نخستین نشانه‌ای است که نشان می‌دهد استفاده از واژه کودتا، بیش از آنکه توصیفی علمی باشد، ابزاری سیاسی است.


هدف از برچسب «کودتا» چیست؟
علت اطلاق برچسب «کودتا» به اعتراضات مردمی اخیر را باید در استراتژی «اعتبارزدایی» جست‌وجو کرد. روشن است که وقتی حاکمیت، معترضان را «کودتاچی» معرفی می‌کند، به‌راحتی می‌تواند اصالت مطالبات و اراده آزاد آنان را نادیده بگیرد. در روایت کودتا، مردم دیگر شهروندانی صاحب حق و معترض به شرایط موجود نیستند، بلکه به پیاده‌نظام یا ابزار دست نیروهای پشت‌پرده‌ای تقلیل می‌یابند که قصد براندازی دارند.
همین تغییر واژه، بار اخلاقی و حقوقی برخورد با معترضان را به‌شدت کاهش می‌دهد؛ چراکه در اغلب نظام‌های حقوقی جهان، برخورد با کودتاچی که قصد واژگونی مسلحانه نظم مستقر را دارد، مشروع تلقی می‌شود، در حالی‌که سرکوب معترض مدنی هزینه‌های سنگین داخلی و بین‌المللی به همراه دارد. از این رو، استفاده از واژه «کودتا» نوعی پوشش حقوقی برای توجیه قاطعیت در برخورد خشن و مشروعیت‌بخشی به سرکوب در ذهن بدنه هوادار حاکمیت است.

پیام تکرار واژه «کودتا» چیست؟
با این حساب، استفاده علی خامنه‌ای از واژه کودتا قابل درک است؛ اما هدف سیدحسن خمینی چیست؟ او به‌عنوان چهره‌ای که همواره کوشیده پلی میان سنت‌های انقلابی و گرایش‌های اصلاح‌طلبانه باشد، با این ادبیات پیام مهمی ارسال می‌کند. هنگامی که از تعبیر «کودتایی که گذشت» استفاده می‌شود، در واقع سیگنال «پایان وضعیت اضطراری» مخابره می‌گردد.
این پیام بیش از آنکه متوجه معترضان باشد، خطاب به بدنه حاکمیت و رقبای سیاسی است. او با این موضع‌گیری، خود را در صف مدافعان اصلی ساختار قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که در لحظات سرنوشت‌ساز، اجماع بر سر بقای سیستم بر هرگونه مرزبندی جناحی اولویت دارد. این نوعی «وحدت در سایه تهدید» است که می‌کوشد القا کند بحران نه‌تنها مهار شده، بلکه اساساً ماهیتی غیرمردمی داشته و به همین دلیل محکوم به شکست بوده است.
پیام پشت‌پرده این نام‌گذاری، فراتر از یک جنگ لفظی ساده است. حاکمیت با «کودتا» خواندن اعتراضات، از پاسخ‌گویی به مطالبات انباشته‌شده مردم شانه خالی می‌کند. بدیهی است اگر آنچه رخ داده به‌عنوان اعتراض مردمی پذیرفته شود، علاوه بر توضیح درباره چرایی برخورد خشن و غیرقابل توجیه، باید به ریشه‌های اعتراضات از جمله تورم، نابرابری و محدودیت‌های اجتماعی پرداخته شود؛ اما وقتی رخدادها «کودتا» نام می‌گیرند، تنها پاسخ لازم، پاسخی امنیتی و اطلاعاتی تلقی می‌شود.
به این ترتیب، نه‌تنها صورت‌مسئله پاک می‌شود، بلکه با حواله‌دادن ریشه بحران به بیرون از مرزها یا اتاق‌های فکر مخفی، آن حجم از توحش در برخورد با مردم نیز توجیه می‌گردد.
احتمالاً علی خامنه‌ای و حامیانش تصور می‌کنند این تقلیل‌گرایی سیاسی می‌تواند آرامشی ظاهری ایجاد کند، اما از این نکته غافل‌اند که چنین رویکردی، رابطه دولت و ملت ـ که اکنون به مویی بند است ـ را بیش از پیش فرسوده می‌کند. مردمی که احساس می‌کنند نه‌تنها شنیده نشده‌اند، بلکه هویت و انگیزه واقعی‌شان نیز تحریف شده است.
نکته مهم دیگر در تحلیل این روایت، مسئله «عادی‌سازی» است. وقتی رهبر جمهوری اسلامی تأکید می‌کند که اعتراضات یک کودتای سرکوب‌شده بوده، در واقع در پی نمایش اقتدار خدشه‌ناپذیر حاکمیت است. این نوعی مدیریت ادراک است که می‌کوشد به جامعه و بازیگران بین‌المللی القا کند سیستم همچنان بر اوضاع مسلط است و هر چالش، صرفاً انحرافی کوچک و زودگذر از مسیر اصلی محسوب می‌شود.
اما واقعیت‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد جنبش‌های اجتماعی الزاماً با سرکوب فیزیکی از بین نمی‌روند؛ بلکه ممکن است از سطح خیابان به لایه‌های زیرین زندگی روزمره عقب‌نشینی کنند و در انتظار فرصتی دیگر باقی بمانند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن