خانه پیشنهاد هم‌وطن رسیدن به وضعیت صفر/چرا نمایندگان مجلس خاموش شدند؟

هموطن تاثیر سکوت مسئولان کشور در اعتراضات بر جامعه را بررسی کرد:

رسیدن به وضعیت صفر/چرا نمایندگان مجلس خاموش شدند؟

خشم و نارضایتی مردم که بالا گرفت و تبدیل به فریاد شد، سکوت مرگ آن‌ها را که باید پاسخگوی مردم در شرایط اعتراض و بحران بودند فرا گرفت. نمایندگان مجلس خاموش شدند. تماس‌های خبرنگاران معمولا بی‌پاسخ می‌ماند و دست رسانه‌ها خالی از خبر. نماینده‌ای تلفن را روی خبرنگار قطع می‌کرد و نماینده‌ای دیگر در حالی که صدای کودکش از پشت تلفن می‌آمد عنوان می‌کرد که در جلسه‌ای است که تا فردا صبح هم تمام نمی‌شود.

اختصاصی گروه اجتماعی/ سوشیانت سرافراز

خشم و نارضایتی مردم که بالا گرفت و تبدیل به فریاد شد، سکوت مرگ آن‌ها را که باید پاسخگوی مردم در شرایط اعتراض و بحران بودند فرا گرفت. نمایندگان مجلس خاموش شدند. تماس‌های خبرنگاران معمولا بی‌پاسخ می‌ماند و دست رسانه‌ها خالی از خبر. نماینده‌ای تلفن را روی خبرنگار قطع می‌کرد و نماینده‌ای دیگر در حالی که صدای کودکش از پشت تلفن می‌آمد عنوان می‌کرد که در جلسه‌ای است که تا فردا صبح هم تمام نمی‌شود. برخی نمایندگان هم می‌گفتند به آن‌ها گفته شده به سوال درباره اعتراضات و کشته‌شدگان آن پاسخ ندهند. این گوشه‌ای از روایات و خاطرات خبرنگارها در دوره اعتراضات است.

این رفتار اما به افرادی که سعی می‌کنند خود را وکلای ملت معرفی کنند منحصر نیست، سازمان‌ها و وزارتخانه‌های مختلف از هر پاسخی به خبرنگاران سرباز می‌زنند اگر هم پاسخی باشد معمولا حداقلی و غیرکافی است. در روزهای اعتراض و مرگ، فرمانداران برخی از شهرهای به خاک و خون کشیده شده مدعی بودند که در شهرشان اتفاقی خاصی رخ نداده و هر آنچه سینه به سینه از شهروندی به شهروند دیگر نقل می‌شود تنها دروغ‌پراکنی‌ها ایادی دشمن است. 

در حالیکه کودکان و نوجوانان بسیاری در اعتراضات جان باخته یا بازداشت شده‌اند اما آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان حمایت از افراد زیر سن ۱۸ سال سکوتی سهمگین در پیش گرفته بود و درباره حوادث واقع شده بر دانش‌آموزان اطلاع‌رسانی نمی‌کرد لابد برای حفظ نان و جان و میزهای مسئولیت. 

این وزارتخانه اما بعد از گذشت چند هفته از هولناک‌ترین وقایع کشور اظهارنظری سخیف کرد: «بسیاری از نوجوانانی که در حوادث اخیر شرکت کرده و دستگیر شده‌اند دانش‌آموز نبودند، بازماندگان از تحصیل بودند اما در سن دانش آموزی قرار داشتند که نکته مهمی است، این یعنی خود مدرسه کارکرد محافظتی و سلامت روان دارد.» اظهاراتی که ضمن تلاش برای سلب مسئولیت از آموزش و پرورش درباره سرنوشت دانش‌آموزان معترض سعی درالقای این مفهوم دارد که حاضران در این اعتراضات از سلامت کافی برخوردار نبوده‌اند. 

هر چند که آموزش و پرورش با چنین اظهاراتی پرده از یک حقیقت تلخ دیگر هم برداشت به این معنی که نادیده گرفتن شدن حقوق اولیه یک انسان و یک شهروند و اجبار او به زندگی در محرومیت تا ابد ادامه نخواهد یافت. 

نهاد مهم دیگری که در اولین روزهای اعتراض مسیر سکوت در پیش گرفت وزارت بهداشت بود، نه اطلاع‌رسانی و نه آماری. هر چند که به تدریج مهر این سکوت شکست و بالاخره پاسخگویی این وزارت‌خانه مهم ولو با احتیاط آغاز شد. 

این سکوت مسئولان کشور و هماهنگی آن‌ها در پاسخگو نبودن در شرایط بحرانی به خوبی نشان می‌دهد که رویکرد حکمروایی کشور نسبت به ارتباط دولت و ملت چگونه است. در نگاه گروه حاکم بر کشور، زمامداری به معنای مدیریت امور کشور در ساختاری اداری-سیاسی –حقوقی منظم نیست. در این ساختار حکام گروهی هستند که به فرودستان خود فرمان می‌دهند و شهروندان هم رعایایی که باید فرمانبردار باشند. در چنین رویکرد، حاکمان مکلف و متعهد به مدیریت مردم و تامین رفاه شهروندان نیستند بلکه ملت تامین کننده منافع حکومت و حاکمان هستند منافعی که باید به هر قیمتی تامین شود. 

به هر روی این روزها که مسئولان به زبان آمده‌اند و راست و دروغ را به هم می‌بافند و نشر می‌دهند، نخبگان، تحلیلگران و کنشگران حوزه‌های مختلف دچار سکوت و انزوا شده‌اند، سکوتی از سر ترس یا ناامیدی. بسیاری از آن‌ها می‌گویند چنان سوگوار جان‌های از دست رفته‌اند که دیگر تاب سخن گفتن ندارند. برخی دیگر هم از بی‌فایده بودن ادامه کنشگری و تحلیل وضعیت در شرایط فعلی می‌گویند «برای چه کسی؟ برای کدام بهبود؟ گوش شنوا کجاست؟» 

عدم شفافیت مسئولان، در کنار خاموشی کنشگران و قطع شریان اینترنتی و اطلاع‌رسانی کشور کار را به جایی رساند که این روزها بسیاری از شهروندان احساس می‌کنند در زندانی بزرگ گرفتار شده‌اند. حالا در سایه این احساس اسارت جمعی و با گذشت چند هفته از کشتار معترضان در کشور، به تدریج آسیب‌های روحی و ناامیدی ناشی از تحمل وضعیت «رنج مداوم و بی‌بازگشت» بیش از هر زمان دیگری رخ نموده است واین یعنی رسیدن یک جامعه به شرایطی که می‌توان از آن به عنوان «وضعیت صفر» یاد کرد. 

وضعیت صفر در انتظار لحظه تغییر است و برای مدتی مردم را به انفعال روحی- فکری و حتی مرگ روزمره‌های زندگی دچار می‌کند. زیرا به این نتیجه رسیده که مدیران غیرپاسخگو و بی‌کفایت فعلی در بزنگاه‌های تاریخی جز دروغ چیزی در چنته ندارند وتنها موضوعی که بر سر آن به وفاق می‌رسند طی کردن مسیر خالی کردن پشت مردم و رویارویی با آن‌ها در بزنگاه‌هاست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن