اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
«سطح هوشیاری، پائین، علائم حیاتی، اورژانسی، ارجاع فوری به بخش PCR» اینها جملاتی است که مثلا اگر نگاهی به بالای پرونده بیماری در حال احتضار بیاندازید به چشمتان خواهد خورد. بیماری که احتمالا-آنگونه که معمولا همه در تجربیات زیسته خود به خاطر میآوریم-در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده و تعداد زیادی از کادر درمان از پزشک فوق تخصص گرفته تا رزیدنت و سوپروایز بخش پرستاری و دیگر متخصصین بر بالینش حاضر و به قید اضطرار و فوریت او را به بخش احیا یا همان PCR منتقل میکنند تا بلکه با رسیدگیهای اورژانسی، امیدی برای ادامه حیاتش پیدا شود.
به نظر میرسد که «دانشگاه» در جامعه امروز ایران، چنین احوالی دارد. بنیه عمومی آن از حوادث کوی دانشگاه و از میانه پایانی دهه هفتاد به این سو-و به رغم همه دوباره برخواستنها و سرپا شدنها-مدام نحیف و نحیف و نحیفتر شده، با وجود زنده ماندن و به عبارت بهتر؛ جان سالم به در بردن از سرکوب سنگین 88 از جراحات متعدد و عمیقی رنج میبرد و نیازش به دوزهای بالاتر و سنگینتر درمانی به مانند یک بیمار در حال طی مراحلشیمیدرمانی اورژانسی به شکل روزافزونی بیشتر و بیشتر شده و علائم حیاتی و سطح هوشیاریاش، مدام از کوران حوادث 96، 98 و النهایه 1401 با آن خفقان جانکاه سرکوب پایین و پایینتر آمده است.
جولان لباس شخصیها با چراغ سبز حراست!
پرونده این بیمار در حال احتضار در اعتراضات 1401 و بحبوحه فجایع هوار شده بر سر جنبش مهسا(زن، زندگی، آزادی) مملو است از اقسام زخمها، تحدیدها و بگیر و ببندهای ریز و درشت. اقداماتی که بر اساس آمار غیررسمی بیش از پنج هزار پرونده انضباطی در دانشگاههای سراسر کشور برای دانشجویان و البته، اساتید و اعضای هیئت علمی به دنبال داشت و فضای لاجان و خسته دانشگاه را به اغمایی طولانی فرو برد. پروندههای انضباطی که عموما با دخالت مستقیم حراست دانشگاهها و صد البته نیروهای لباس شخصی امنیتی تشکیل و به احکامی سنگین منجر شد. جولان نیروهای امنیتی در کوران اعتراضات جنبش مهسا به حدی بود که بسیاری از دانشجویان به دلیل دریافت تذکر حجاب حتی، سر از کمیتههای انضباطی درآورده و با حمایت معاونین دانشجویی دانشگاهها و روئسای آن که عموما از نیروهای منتسب به یک جریان رادیکال سیاسی بودند، دچار انواع احکام ریز و درشت انضباطی شده و در شهرهای مختلف آواره شدند.
با پایان زودهنگام دولت رئیسی و روی کار آمدن دولت چهاردهم و تکیه زدن سیمایی صراف بر وزارت علوم کابینه، بخشنامهای خطاب به دانشجویان صادر و تصریح شد که؛ «دانشجویانی که دچار مشکلاتی-که عمدتا مربوط به حوادث ۱۴۰۱ بوده- در خصوص ادامه تحصیل بودهاند به دانشگاهها مراجعه کنند.»
آوارگی دانشجویان با مشتی حکم قابل ابطال!
به گفته محمود صادقی، دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها درگفتوگویی با امتداد؛ «تقریبا در هیچ پروندهای، مطابق قواعد شکلیآئیننامه و شیوهنامه مصوب رای وجود نداشته و تنها شاهد وجود صورتجلسه در این پروندهها هستیم. در حالی که پس از تهیهصورتجلسه، باید رای پرونده صادر شده و افرادی که طبق آئیننامه،مسئول هستند، آن را با قید و ذکر نام خود امضا کنند. هیچ حکمی به هیچدانشجویی ابلاغ نشده و این در حالی است که وقتی فردی محکوم میشود،باید رای صادره به او ابلاغ شود تا اساسا بتواند مطابق با قانون در مراجعی نظیر دیوان عدالت یا مراجع بالاتر طرح شکایت کند. به عبارت دیگر به صرف اینکه ممکن است؛ دانشجو رای صادره را در رسانهها منتشر کند، آن را به وی اعلام و در نهایت هم اعمال کرده ولی در اختیاردانشجو قرار ندادهاند. وقتی همه این دست موارد مورد بررسی قرار گرفته، مشخص شده که همه آرا صادره قابل ابطال بوده است.»
این فعال سیاسی، همچنین اضافه کرده بود؛ «بالغ بر۵۰ پرونده، فرضا در مرکز جذب، حدود ۹۰ پرونده در مرکز بازرسی تشکیل شده که شماری از آنها نیز با یکدیگر همپوشانی دارد. تقریبا میتوان گفت که اگر اینهمپوشانی را حذف کنیم به شکل خالص، ۷۶ پرونده در خصوص مشکلات به وجود آمده برای اساتید تشکیل شده که گفته میشود، احتمالا بالغ بر ۴۰ پرونده نیز بر این تعداد افزوده خواهد شد. به عبارت دیگر، بالغ بر ۱۵۰ پرونده برای رسیدگی به مشکلات اساتید تشکیل شده است.»
قول وزیر و بیاعتنایی دانشگاهها
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم در نشستی در دانشگاه علامه، تاکید کرده بود که؛ «سنوات تحصیلی در احکام تعلیقی نباید محاسبه شود و همینطور هیچ حکمی نباید مانع فارغالتحصیلی دانشجو شود».
این در حالی است که پیگیریهای «هموطن» از بیاعتنایی برخی دانشگاهها به این قول و دستور وزیر حکایت داشته و آنگونه که برخی از دانشجویان، عنوان کردهاند، سنوات از پرونده آنها حذف نشده و دانشگاهها، هنوز در تماسهای خود، خواستار واریز وجوه شهریه در این رابطه هستند.
دیوار بلند حاشای مسئولین!
همچنین «سعید حبیبا»، رئیس سازمان امور دانشجویان، در مصاحبهای به تاریخ پنجم مهرماه در حالی بر بازگشت همه دانشجویان به کلاسهای درس تأکید کرده و گفته بود «تمام پروندههای مربوط به اعتراضات سال 1401 بسته شده و کسانی که از دانشگاه اخراج و از تحصیل محروم شده بودند، همه بازگشتند» که پیگیریهای ما، باز حکایت از عدم تحقق کامل این روایت و عدم بازگشت شماری از دانشجویان به دانشگاه داشته است.
دانشجویان عزیز، لطفا خوداظهاری کنید!
وزیر علوم، همچنین در اظهاراتی با اشاره به بحث محرومیت سنواتی برخی دانشجویان در مهرماه سال جاری، تاکید کرده بود؛ «به دانشگاهها گفته شده تا محرومیت سنواتی را در نظر نگیرند. هرکسی مدعی است که به اینعلت محروم شده، اسمش را برای من بفرستد».
خیلی هم خوب! خیلی هم عالی! جناب سیمایی صراف اما در این اظهارات، فرمایش نکردهاند که در حالی که مسئولین دانشگاهها، هنوز با استعلامات امنیتی متعدد به جریانی متعلقند که فاجعه 1401 و ماوقع پیرامون آن را پدید آورده، دانشجویان چگونه دست به این خوداظهاری زده و وضعیت خود را به اطلاع مبارک ایشان برسانند؟ خب! همانگونه که پیشتر در این مقال گفته شد، سنوات برخی از دانشجویان، هنوز حذف نشده! کسی هم پیام و درخواست دانشجویان را به اطلاع وزیر نمیرساند! الان دانشجو در چنین وضعیت مبتذلی، باید برای رساندن پیغام خود به مقام عالی وزارت با دود علامت بدهند یا کبوتر نامهبر بفرستند؟
یک فعال دانشجویی در گفتوگو با «هموطن»؛
از اخراج قطعی چند دانشجو تا عدم بازگشت برخی اساتید به دانشگاه!
همه آنچه گفته شد در حالی است که یک فعال دانشجویی در گفتوگویی با «هموطن»، اظهارات مسئولین نهاد دانشگاه درباره وضعیت تحصیلی معترضین جنبش مهسا را رد کرده و صراحتا تصریح میکند؛ «این اظهارات مسئولین در حالی است که همین الان، سه دانشجوی اخراجی قطعی از دانشگاههای رشت، علامه طباطبایی و سمنان میشناسیم. سنوات تحصیلی هم به رغم دستور وزیر، هنوز حذف نشده و برخی از دانشجویان، همچنان با مشکلات پیرامون این مسئله دست و پنجه نرم میکنند.»
از زهرا رهنورد تا ناظم بکایی!
وی ادامه میدهد؛ «هنوز شاهد سنگاندازی روئسای برخی دانشگاهها در مسیر فعالیتهای دانشجویی هستیم و به عنوان نمونه، رئیس دانشگاه الزهرا(زهرا ناظم بکایی) در همین یک سال پس از روی کار آمدن دولت پزشکیان، مشکلات متعدد و جدی برای دانشجویان به وجود آورده و به دلیل خط و ربط سیاسی هم که دارد-به گفته دانشجویان این دانشگاه-از کرسی خود تکان هم نخورده است. وضعیت به گونهای است که دانشجویان این دانشگاه، میگویند که ببینید ما از دکتر زهرا رهنورد به چه رئیس دانشگاهی رسیدهایم!»
این فعال دانشجویی، تصریح میکند؛ «این در حالی است که هنوز،برخوردهای سلبی با دانشجویان به پایان نرسیده و حتی در همین وضعیت کنونی هم شاهد صدور احکامی برای حجاب در دانشگاه یزد هستیم. همچنین در دانشگاه شهید بهشتی هم، وضعیت به همین منوال است و همچنان با وضعیت بسته در این دانشگاه روبرو هستیم.»
عدم بازگشت برخی اساتید به رغم ادعای وزارت علوم!
وی، همچنین با اشاره به ادعای مسئولین آموزش عالی درباره بازگشت اساتید اخراجی 1401 به دانشگاه نیز، تصریح میکند؛ «هنوز شاهد عدم بازگشت شماری از اساتید اخراجی به دانشگاه هستیم و اسامی برخی از اساتید مدعو در آمار اعلامی آقایان، اصلا نیامده است. یعنی، ما با تعدادی اساتید مدعو اخراجی سر و کار داریم که هیچ گاه به دانشگاه بازنگشتند. به عنوان نمونه از عدم بازگشت چند استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه تا یک استاد ادبیات در همین دانشگاه».
هشدار خاتمی برای دلمردگی دانشگاه
سید محمد خاتمی، رئیسجمهور اصلاحات در پیامی به مناسبت روز دانشجو نیز به حال محتضر دانشگاه اشاره کرده و معتقد است؛ «سوگمندانه بایدگفت دانشگاههای ما حال و روز خوبی برای ایفای این نقش و مسئولیتاجتماعی ندارد و با وجود و حضور شخصیتهایی دانشمند و درد آشنا در رأس دو وزارتخانه وزارت علوم و تحقیقات و نوآوری و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی که خواستار و پیگیر بهبود وضع آموزش عالی و بخصوص سپردن مدیریت ها بدست صاحبان شایسته دانشگاه و عزت و احترام استاد و آزادی و امنیت دانشجو هستند باز اما دانشگاهها و مراکز آموزش عالی وضع مطلوبی ندارند و این امر ناشی از موانع عینی و ساختاری و ذهنی بعضاً مزمن و بعضاً جدید و مداخلههای متعدد امنیتیو منفعتی است.
لازمه ی عبور از تنگناها و بحران های متعدد کشور اعتماد و اعتنا به نهاد علم و عقلانیت یعنی دانشگاه و عاملان و فاعلان توسعه علمی یعنی دانشجویان و استادان و بازکردن بندهائی است که برپایحضور و مشارکت موثر آنان بسته شده است.»
رئیس دولت اصلاحات، تاکید کرده؛ «علم در زمین مرده نمی روید و دانشگاه دلمرده برای امروز و آینده ی ایران سودمند نیست. پس همه ما بدانیم که احیای نقش واقعی دانشگاه و حرمت و حقوق طبیعی و اساسی دانشجو و استاد و تأمین عملی امنیت ذهنی و روانی و معیشتی و سیاسیآنان به رسمیت شناخته شود، ضرورتی حیاتی برای بهبود اوضاع ما است. از خداوند بزرگ می خواهم که به همهی ما کمک کند که این امانت و ظرفیت و سرمایهی ملی را به جد پاس بداریم.»
با همه این اشاره و تفاسیر، نباید از این مهم غافل بود که تداوم وضعیت کنونی، پاشنه آشیل کنشگری دانشگاه در جامعه ضعیف ایران بوده و میتواند وطن را در بزنگاههایی از این نعمت محروم کند که فریاد وااسفای آن هنگام به هیچ کجا نخواهد رسید؛ دقیقا به هیچ کجا!