گروه سیاسی / ماهور ایرانی
پس از پایان دوران هشت ساله ریاستجمهوری حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران، با وجود کنارهگیری از مرکز ثقل اجرایی، همچنان چهرهای فعال در سپهر سیاسی کشور باقی مانده است. حضور وی در محافل مختلف، اظهارات انتقادیاش نسبت به رویکردهای جمهوری اسلامی دولت و تلاشش برای حفظ ارتباط با بدنه سیاسی کشور از جمله اصلاح طلبان، اعتدالیون، اصولگرایان سنتی، این پرسش را مطرح میکند که آیا شیخ دیپلمات در حال خیز به صندلی بالاتری در آینده جمهوری اسلامی، یعنی جایگاه رهبری، است؟
حسن روحانی، معروف به «شیخ دیپلمات»، از شناختهشدهترین چهرههای سیاسی و امنیتی در جمهوری اسلامی است. او در ۲۱ آبان ۱۳۲۷، در شهرستان سرخه از توابع استان سمنان به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایی، در سال ۱۳۳۹ دروس حوزوی را ابتدا در حوزه علمیه سمنان آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت. در وبسایت حسن روحانی اشاره شده که دروس حوزه را تا اجتهاد گذرانده است و در دانشگاه تهران در رشته حقوق هم تحصیل کرده و دکترای حقوق از دانشگاه کلدونیان گلاسگو دارد.
حسن روحانی از جمله چهرههای تاثیرگذار اما نه به اندازه چهرههای مشهور مانند بهشتی، مطهری، هاشمی رفسنجانی در پیش از انقلاب اسلامی بود. اما از پایهگذاران جامعه روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۶ بود و در همان سال برای اولین بار از لفظ « امام» برای روح الله خمینی استفاده کرده است او در کتاب خاطراتش درباره این موضوع نوشته با وجود آنکه ممنوعالمنبر بود در ۸ ابان ۱۳۵۶ در مراسم فوت مصطفی خمینی، فرزند ارشد بنیانگذار جمهوری اسلامی در مسجد ارگ تهران سخنرانی کرده است. او ابتدا آقای خمینی را با ابراهیم خلیل، از پیامبران اولوالعزم مقایسه و مصطفی خمینی را به اسماعیل او تشبیه میکند و بعد لقب «امام» را برای روحالله خمینی بکار میبرد.آقای خمینی وقتی چنین لقبی را میشنود مخالفتی نمیکند اما بعضی از «خشکهمقدسمآبها» میگفتند چطور امام سیزدهم درست کردید و انتقاد میکردند و این موضوع باعث دو دستگی بین روحانیون شد.
حسن روحانی درباره خروج از کشور هم میگوید با افزایش نگرانی از دستگیری از سوی ساواک به توصیه شماری از انقلابیون آن زمان مانند مرتضی مطهری در اردیبهشت ماه ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیل راهی بریتانیا میشود و پس از انقلاب دوباره به ایران برمیگردد.
در سوابق پس از انقلاب او عضویت در شورایعالی دفاع، رئیس ستاد قرارگاه خاتمالانبیا، معاون جانشین فرمانده کل قوا، از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس تیم هستهای و مذاکرهکننده ارشد ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان درباره برنامه هستهای ایران، از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۲ عضو شورای عالی امنیت ملی به نمایندگی از رهبر جمهوری اسلامی ایران، سید علی خامنهای و از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۲ رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. روحانی در دوره اول مجلس شورای اسلامی بهعنوان نماینده حوزه انتخابیه سمنان و در دورههای دوم، سوم، چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی بهعنوان نماینده حوزه انتخابیه تهران، ری و شمیرانات حضور داشت. او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹، نایبرئیس اول مجلس شورای اسلامی در دورههای چهارم و پنجم بود و از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ بهعنوان نماینده استان سمنان و از سال ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۳ بهعنوان نماینده استان تهران در مجلس خبرگان رهبری حضور داشت.
نام حسن روحانی برای بیش از سه دهه در کنار اکبر هاشمیرفسنجانی به چشم میخورد و رابطه نزدیکی با او داشت. خانواده آقای هاشمی اگرچه معتقدند که روحانی «هیچ شباهتی به پدرشان ندارد» که به «میانهروی» شناخته شده بود، اما به نوعی دست راست آقای هاشمی بود. اما شیخ دیپلمات بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دور نخست مسیر تازهای در سیاست خود باز کرد او هرچند ارتباط بسیار نزدیکی با آقای هاشمی رفسنجانی داشت اما سعی کرد در مقام ریاست جمهوری مسیر خود را از او جدا کند. به طوری که فائزه هاشمی در مردادماه ۱۳۹۶ در مصاحبهای گفته بود «وزرای دولت یازدهم پیش پدر میآمدند و مشورت میگرفتند ولی حسن روحانی از ایشان مشورت نمیگرفت.»
روحانی برای جلب نظر رهبر جمهوری اسلامی گاه اقداماتی انجام می داد اما اختلاف نظرهای جدی هم در زمینه برخی موضوعات مهم در نحوه اداره کشور داشتند. به طور مثال موضوعاتی مانند اشتغال زنان، مذاکره با آمریکا، دین دولتی و دولت دینی، عملکرد شورای نگهبان و دخالت نیروهای نظامی بارها به طور غیرمستقیم با یکدیگر وارد تنش لفظی شدند. یکی از چالشهای اصلی در سیاست خارجی و بطور مشخص مذاکرات هستهای با قدرتهای خارجی بود. آقای خامنهای درباره مذاکرات هستهای بارها گفته بود « من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمیرسد ولی مخالفتی هم ندارم» و حسن روحانی با وجود چنین نظری، تلاش مستمری کرد که این مذاکرات به نتیجه برسد و یک بار گفته بود « برخیها همیشه نسبت به مذاکرات خوشبین نیستند و مدام میگویند تنمان میلرزد. چه کار کنیم از دست شما بروید در گرمخانه تا نلرزید.» مثال دیگر به ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۹۳ برمیگردد. علی خامنهای درباره وظیفه حکومت گفته بود: «میگویند آقا، مگر ما موظفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله، بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند.» حسن روحانی در سوم خرداد، به فاصله ده روز از سخنان علی خامنهای گفته بود: «اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمیتوان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. پیامبر شلاق در دست نداشت». حسن روحانی یک هفته بعد نیز در دهم خردادماه همان سال گفته بود: «بعضی بیکار هستند و دچار توهمات میشوند. مدام غصه دین و آخرت مردم را میخورند در حالی که نه میدانند، دین چیست و نه آخرت. اما همیشه غصه آخرت را می خورند.»
در مورد دیگر آقای خامنهای صراحتاً بیان کرده است: «بعضیها با عنوان دین دولتی و فرهنگ دولتی میخواهند نظارت دولت را محدود کنند… این حرفها یعنی چه؟ دولت دینی با دین دولتی هیچ فرقی ندارد.» یا در ادامه گفت: « دین دولتی یعنی دین مردمی؛ همان دینی که مردم دارند، دولت هم همان دین را دارد.» اما حسن روحانی در جواب این گفتهها گفت:« دولت دینی خوب است اما دین دولتی نمیدانم جای صحبت دارد.» و در ادامه گفت: « دین را نباید دست دولت داد؛ دین دست علما، مراجع، فرهیختگان و دلسوزان است و آنها باید تبلیغ دین را انجام دهند و دولت نیز حمایت لازم را انجام دهد.»
در دور دوم ریاست جمهوری حسن روحانی، اختلاف نظر میان رئیس جمهور و رهبری نظام جمهوری بیشتر نمایان شده بود. علی خامنهای در آخرین دیدار خود با اعضای دولت در ششم مردادماه ۱۴۰۰ از اعتماد دولت دوازدهم به کشورهای غربی انتقاد کرد و گفت دولت آینده باید از این «تجربه» استفاده کند. هرچند حسن روحانی نیز با تاخیر در این دیدار حاضر شده بود اما نزدیکانش اعلام کردند که او عامدانه دیر به جلسه نیامده و وقوع برخی ناهماهنگیها سبب شده که جلسه پیش از زمان رسمیاعلامشده به دفتر رییس جمهوری آغاز شود.
اما اختلافات رهبری جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری باعث شد تا منتقدان دولت به ویژه نمایندگان اصولگرای تند حسابی نیز از روحانی انتقاد کرده و حتی خواستار اعدام فوری او بودند. به طور مثال مجتبی ذوالنوری، رئیس وقت کمیسیون امنیت ملی مجلس در آبانماه ۱۳۹۹ گفته بود:« امروز اکثریت قاطع ملت ایران به کمتر از عزل و مجازات شما راضی نمی شوند. رهبر انقلاب باید دستور دهند، هزار بار شما را اعدام کنند تا دل مردم عزیز راضی شود.»
بعد از پایان دوره ریاست جمهوری روحانی، در فضای مجازی «کارزار محاکمه روحانی» راه افتاد و حتی کسانی مثل محمود احمدینژاد نیز اعلام کردند او باید به «جرم تمهید مقدمات ریختن خون مردم بیگناه، داغدار کردن خانوادهها، بردن آبروی کشور و توهین و اهانت به عموم مردم» محاکمه شود.
اما در این میان حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری خود چندین نکته پشت پرده دارد. یکی درباره موضوع آبان ۹۸ که منجر به گرانی بنزین شد و دیگری دو ماه بعد از آن موضوع شلیک به هواپیمای اوکراینی بود. در ماجرای اول طبق اطلاعات به دست آمده به دست خبرنگار هم وطن؛ حسن روحانی با وجود آنکه به دنبال افزایش قیمت بنزین بود اما درست یک هفته قبل از اجرای آن در نامهای محرمانه به رهبری نظام کسب اجازه برای لغو این کار را داده بود که با آن مخالفت شده بود. بعد از پایان اعتراضات هم استعفای خود را به رهبری نظام تقدیم کرد که با آن هم مخالفت شد.
موضوع دوم که مربوط به ماجرای شلیک به هواپیمای اوکراینی میشود، طبق اطلاعات به دست آمده به خبرنگار هم وطن؛ درست یک هفته بعد از ترور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس با دستور دونالد ترامپ، در شب حمله به پادگان عین الاسد، در جلسه شورای عالی امنیت ملی برای کلیر شدن آسمان ایران رای گیری انجام میشود اما تنها فردی که موافق کلیر شدن آسمان بود حسن روحانی و علی باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود و مابقی افراد حاضر در جلسه مخالف آن بودند و رئیس جمهور از این موضوع گله کرده و دوباره استدلال امنیتی را برای حاضرین شرح میدهد و بار دیگر رای گیری میشود اما باز هم ترکیب آرا تغییری نمیکند و بار دیگر دست روحانی و علی باقری به عنوان افراد موافق بالا میرود که این موضوع باعث ناراحتی رئیس جمهور از این موضوع میشود.
هرچند علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بعد از جنگ دوازده روز در مصاحبهای گفته بود روحانی دقیقا همان ساعات اولیه از موضوع شلیک به هواپیمای اوکراینی باخبر بوده اما روایت دست اولی که در اختیار خبرنگار هم وطن قرار دارد اما کذب این مسئله را نشان میدهد. حسن روحانی بعد از ناراحتی از وضعیت آرای ترکیب شورای عالی امنیت ملی به کلیر نکردن آسمان ایران تمام هماهنگی و اختیارات موضوع در این زمینه را به فرمانده سپاه پاسداران و دبیر شورای عالی امنیت ملی واگذار کرده بود و گفته بود «خودتان این موضوع را حل کنید.» بعد از آنکه حمله موشکی به پادگان عین الاسد در عراق انجام شد؛ شمخانی برای گزارش به پیش روحانی میرود که رئیس دفتر او محمود واعظی گفت روحانی علاقهای به شنیدن گزارش ندارد. بعد از آنکه سامانه موشکی پدافند سپاه با تغییر مقیاسی خود در حوالی نزدیکی فرودگاه امام به هواپیمای اوکراینی شلیک کرد، این بار فرمانده هوافضای سپاه به دنبال ارائه گزارش بود که این گزارش را به اسحاق جهانگیری ارائه کرد. جهانگیری هم بعد از چندین ساعت و با پایان جلسه هئیت دولت به روحانی گزارش داد که برای هواپیمای اوکراینی این وضعیت پیش آمده و روحانی با حالت خشمگین گفته بود «این اتفاق تلخ نتیجه رای منفی آقایانی است که جان بچههای مردم را گرفت». در ادامه روحانی با هماهنگی رئیس پیشین صدا و سیما به دنبال اعلام استعفای تلویزیونی بود که با دخالت وزیر دفاع، اسحاق جهانگیری این موضوع در نهایت رسانهای نشد.
با پایان دوران ریاست جمهوری روحانی در پاستور، اما حضور او در مجلس خبرگان رهبری نقشی تاثیرگذار بود. در سال ۱۴۰۱ بعد از برگزاری اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری در نوبت صبح و پایان آن، ناگهان شایعاتی از گوشه و کنار اجلاس خبرگان به گوش رسید که قرار است در نوبت فردا برای جانشین رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی تصمیم گیری شود. هرچند روحانی در نوبت صبح حضور داشت اما طبق روایت دست اول خبرنگار هم وطن؛ او بعد از پایان نشست صبح عازم قم شد. در این سفر او با مراجع عظام قم دیدار و گفتگو کرد و مسئله اصلی دخالت انتخاب جانشین رهبری جمهوری اسلامی را مطرح کرد. طبق اخبار رسیده ناگهان جلسه فردا صبح به جلسه شبانه همان روز تغییر یافت اما در آن جلسه روحانیون شناخته شدهای مانند احمد علم الهدی حضور نداشتند و ترکیب عمده حاضرین در اجلاس خبرگان در جلسه شبانه شرکت نکردند. طبق اطلاعات به دست آمده مراجع عظام در قم طی تماس تلفنی هرگونه انتخاب رهبری جدید را کاملا خنثی کرده و تهدید کردند در صورت انتخاب از فرد جدید سلب مرجعیت خواهد شد. هرچند در پستوی انتخاب گزینه رهبری جدید در آن زمان نام مجتبی خامنهای به گوش رسید اما قرار بود مجلس خبرگان رهبری جدید را به دست ابراهیم رئیس الساداتی بسپارد تا در کنار ریاست جمهوری این مقام را داشته باشد اما حسن روحانی با استدلال این موضوع که ابراهیم رئیسی یک فرد متولد عراق است و طبق قانون حق انتخاب یک گزینه غیر ایرانی وجود ندارد و کما اینکه سواد فقهی چندان مشخصی در زمینه فقه و دین ندارد انتخاب او را کاملا خنثی کرد و بدین ترتیب حسن روحانی نقش تاثیرگذار خود را در این زمینه بازی کرد.
همچنین طبق اطلاعات به دست آمده حسن روحانی در انتخابات اخیر مجلس خبرگان رهبری به دنبال شرکت نبود و قرار هم نبود تا در این زمینه ثبت نام کند اما برای آنکه شورای نگهبان را تحت فشار بگذارد ثبت نام کرد. شیخ دیپلمات در این زمینه میدانست رد صلاحیت او محرز است چون در زمینه رد صلاحیتها بارها با شورای نگهبان وارد مجادله شده بود. به طور مثال در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال ۹۴ گفته بود: « شورای نگهبان ناظر است نه مجری. مجری انتخابات دولت است. دولت مسئول برگزاری انتخابات است و دستگاهی هم پیشبینی شده که نظارت کند تا خلاف قانون صورت نگیرد. شورای نگهبان چشم است و چشم نمیتواند کار دست را بکند، نظارت و اجرا نباید مخلوط شوند باید به قانون اساسی کاملاً توجه کرده و عمل کنیم.» یا در جای دیگر گفته بود: « اسم مجلس خانه ملت است نه خانه یک جناح. همه باید بیایند پای صندوق، اگر کسی با نظام مسئله دارد او هم بیاید، همه باید پای صندوق بیایند اما زمانی که ما شور و حرارت ایجاد کنیم، اگر یک جناح هست خب نیاز به انتخابات نیست همانها دوباره تشریف ببرند مجلس. باید هردو جناح باشند.»
او با ثبت نام و رد صلاحیت خود در مجلس خبرگان به دنبال افزایش هزینه به شورای نگهبان بود و میخواست با این صحبتها این نظریه را اثبات کند که شورای نگهبان علنا بازوی حذف انقلابیون نسل اول جمهوری اسلامی تبدیل شده است. به طور مثال در بیانیه پس از حذف در انتخابات مجلس خبرگان در سال ۱۴۰۲ نوشت: « آنان که با انگیزههای سیاسی دست به رد صلاحیت اینجانب زده و هزاران نفر از داوطلبان مجلس شورای اسلامی را نیز به دلایل عمدتاً سیاسی رد صلاحیت کرده و حق مشارکت مردم را از آنان سلب نمودهاند، نه مالک انقلاب و کشورند و نه صلاحیت تعیین مصالح کشور و سلب صلاحیت از خدمتگزاران صدیق و دلسوز کشور را دارند. … با این شواهد روشن، دیگر تردیدی نمیماند که اقلیت حاکم، رسماً و علناً کاهش حضور مردم در انتخابات را میخواهند. آنها میخواهند انتخابات و صندوق را از تعیینکنندگی در سرنوشت مردم بیاندازند تا خود بتوانند با تصمیمات محفلی، سرنوشت مردم را تعیین کنند …. پروردگارا، ما از این که دسترنج این انقلاب عظیم اسلامی، که خون و آبروی عزیزترین سرمایههای این ملت برای آن ریخته شده است، این چنین بر باد میرود، رنجیده خاطریم. قرار بود در این نظام، خود این مردم، سرنوشت خود را تعیین کنند نه آن که اقلیتی چند نفره انتخاب آنان را به آنان دیکته کنند. این اسلامی نبود که به مردم معرفی شده بود و این آن امانتی نیست که مردم به پایش جان و جوانی دادند.»
اما یکی از مسائل ناگفته درباره تاثیرگذاری حسن روحانی در سیاست جمهوری اسلامی مربوط به جنگ دوازده روزه با اسرائیل بود. هفت روز پس از آغاز حمله اسراییل به ایران برای اولین بار زمزمههایی از تلاش برای تسلیم و سازش از طرف ایران به گوش رسید. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران در خبری کوتاه نوشت: «چند تن از عناصر بدسابقه در صدد به میدان آوردن تعدادی از علمای قم و درخواست نوعی تسلیم و سازش» شدند. اما طبق اخبار رسیده، حسن روحانی، طی روزهای چهارم تا ششم جنگ، با حضور در دفاتر برخی از مراجع تقلید شیعیان در قم یا تماس با آنها خواستار آن شده که آنان با حمایت از قبول پیشنهادهای آمریکا و اسرایيل جمهوری اسلامی را از ورطه سقوط نجات دهند. روحانی حداقل با موسی شبیری زنجانی، حسین وحید خراسانی و ناصر مکارم شیرازی در این رابطه تماس گرفته و موضوع پذیرش توقف غنی سازی و مصالحه با غرب را مطرح کرد تا به دنبال بقای نظام جمهوری اسلامی باشد.
اما در این میان روحانی بعد از پایان دوران ریاست جمهوری و مرحله رد صلاحیت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری اما برخی از تحلیلگران این تحلیل را دارند که حسن روحانی به دنبال جانشینی رهبری جمهوری اسلامی و نشست بر صندلی نخست سیاسی کشور است. انتخاب رهبر جمهوری اسلامی ایران یک فرآیند دو مرحلهای است که به موجب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل ۱۰۷)، توسط مجلس خبرگان رهبری انجام میگیرد. اعضای خبرگان رهبری در مورد همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم قانون اساسی بررسی و مشورت میکنند.
کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان، بهطور مستمر در دوران حیات رهبر، فهرستی از فقیهان واجد شرایط رهبری را برای روز نیاز تدوین و بهروزرسانی میکند. خبرگان، فردی را که دارای برجستگیهای خاصی باشد، برای رهبری انتخاب میکنند. از جمله اعلم بودن به احکام و موضوعات فقهی. اعلم بودن به مسائل سیاسی و اجتماعی روز، دارا بودن مقبولیت عامه و واجد برجستگی خاص در صفات مندرج در اصل ۱۰۹ (مانند مدیریت، تدبیر، شجاعت، عدالت و تقوا). پس از آن طبق آییننامه داخلی، فرد برای انتخاب بهعنوان رهبر نیازمند کسب اکثریت مطلق آرای خبرگان حاضر است و بر اساس رویه تاریخی سال ۱۳۶۸، کسب دوسوم آرا مورد تأکید بوده و پس از انتخاب، فرد برگزیده بهعنوان رهبر نظام معرفی میشود و ولایت امر را بر عهده میگیرد.
در این میان روحانی گزینهای است که در سالیان اخیر از سوی اصلاح طلبان، اعتدالیون تحلیلگران نام او به عنوان جانشین رهبری نظام جمهوری اسلامی مطرح شده است اما در این بین مخالفانی نیز دارد. روحانی در چهار سال گذشته بعد از پایان دوران ریاست جمهوری نشستهای مختلفی با حضور جریانهای سیاسی هم طیف خود، وزرا و استانداران برگزار کرده و به طور علنی از سیاستهای موجود در نظام جمهوری اسلامی انتقاد تند داشته است.
اما روحانی در یکی دو سال گذشته زیر تیغ شدید اصولگرایان تندرو قرار گرفته که به طور علنی انتخاب یا هدف او به عنوان جانشین احتمالی رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی را نشانه گرفته است. به طور مثال امیرحسین ثابتی منفرد مشاور سعید جلیلی در مجلس شورای اسلامی گفته بود: « حسن روحانی رکوردهای منفورترین سیاستمدار ایران را جابهجا کرد، اما همچنان زبانش دراز است. آقای روحانی تو که میگویی تصمیمات مجلس با نظر اکثریت مردم فاصله دارد. تو چرا دردت آمده و در برابر فساد بانک آینده ایستادهای؟ به تو چه ربطی دارد که ناراحت میشوی. نکند اینجا هم منافعی وجود دارد. اگر تو دنبال رضایت مردم بودی، فاجعه آبان ۹۸ را یکشبه رقم نمیزدی که چند صد نفر کشته شدند و بعد از آن آمار شرکت در انتخابات به زیر ۵۰ درصد آمده است. تو اگر مردم برایت مهم بودند، درباره اسنپبک از آنها نظرسنجی میکردی. امیدوارم قوه قضائیه به پرونده سوءفعلهای حسن روحانی رسیدگی کند تا او که به جایگاههای بالاتر فکر میکند، به جایگاه اصلیاش که پشت میلههای زندان است برسد. »
یا در جای دیگر کامران غضنفری نماینده مردم تهران در مجلس گفت: «روزی که به حکم دستگاه قضایی، حلقه طناب دار به دور گردن حسن روحانی قرار بگیرد، ملت ایران آن روز را جشن خواهند گرفت … چرا وقتی یک طلبه یک خطا کوچک میکند، دادگاه ویژه روحانیت آن را بازخواست و محاکمه میکند اما خبری از محاکمه فردی که خسارات بسیار بزرگی به کشور زده نیست.. برخی اتهامات حسن روحانی درحد فساد فیالارض است و چنانچه به تمام اتهامات او رسیدگی شود احتمالا به چندبار اعدام محکوم خواهد شد؛ مجلس ۸ پرونده علیه روحانی را به قوهقضائیه داده است.»
در نمونه دیگر بابک زنجانی مفسد اقتصادی که این روزها نقش منجی اقتصاد ایران را به خود گرفته در توییتی در واکنش به انتشار عکسی از روحانی که چرا او نباید رهبر آینده جمهوری اسلامی باشد نوشت: « این آرزو را با خود به گور خواهند برد. ایران را از ناتوانی و مدیران بیصلاحیت پاک خواهیم کرد. ایرانزمین نیازمند نیروی جوان، باسواد و کارآمد است، نه دارندگان مدرکهای تقلبی و بیپشتوانه. اسلحهای که در لحظه نبرد گیر کرد، بار دیگر آن را بر کمر بستید. مستحق مرگ خواهید بود.»
این موارد جز نمونههایی است که حسن روحانی آنچنان پایگاه محکمی در جناح تندرو اصولگرایان و حتی مفسیدن سابق و منجیهای نجات ایران ندارد و آنها خواستار زندانی و حتی اعدام او هستند.
اما در جایگاه دیگر روحانی از سوی برخی تحلیلگران به عنوان رهبر آینده نظام جمهوری اسلامی مطرح میشود. به طور مثال صادق زیباکلام فعال سیاسی گفته بود: « روحانی در پی تصاحب جایگاه رهبری است». یا در نمونه دیگر حسین درخشان فعال سیاسی در مصاحبهای در سال ۱۳۹۹ گفته بود: « اگر سیستم به این تدبیر برسد که برای بقای خودش هیچ راهی به جز جانشینی نیست، روحانی کسی است که با رهبر شدنش امید به آینده میآورد و میتواند ظرف ده سال شرایط ایران را از نظر وضعیت بین المللی و اقتصادی و فرهنگی زیر و رو کند و مثلاً تمام سرمایههای مادی و انسانی را که در این سالها رفته بازگرداند.»
اما این همه ماجرا نیست، حسن روحانی همیشه به فردی مشهور بود که سیاست را از انگلیسیها و کیاست را در جمهوری اسلامی از سوی هاشمی رفسنجانی یاد گرفته است. طبق روایت رسیده به دست خبرنگار هموطن، هاشمی رفسنجانی پیش از رئیس جمهور شدن روحانی گفته بود: « او بازی سیاست در جمهوری اسلامی را از هر کسی بهتر بلد است. با علم به مسائل امنیتی و سیاست خارجی و همچنین شناخت از همه چهرهها و مهرههای جمهوری اسلامی بازی خود را در جمهوری اسلامی زمانی آغاز خواهد کرد که احتمالا من در این دنیا نباشم.» همه این صحبتها حاکی از آن است که روحانی چهرهای است که هرچند ساکت و آرام باشد و مانند چهرههای دیگر هم نسل خود از جمله محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری پرسر و صدا نباشد اما میتواند در سکوت بازی خود را به خوبی انجام دهد.
در نهایت روحانی با حفظ ارتباطات با جریانهای سیاسی کشور و انتقادات صریح نسبت به عملکرد چند دهه گذشته جمهوری اسلامی در همه حوزهها، در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک گزینه مطمئن با پشتوانه سیاسی و دیپلماتیک قوی برای رهبری سوم نظام جمهوری اسلامی است. هرچند مسیر او برای رسیدن به این هدف با موانع و مخالفتهای جدی از جمله سپاه پاسداران، جنگ قدرت در بین نیروهای تندرو اصولگرا، انتخاب رهبری ایده آل از سوی مجلس خبرگان رهبری روبرو است اما باید دید بازی سیاست حسن روحانی تا انتها چگونه خواهد بود؟