گروه سیاسی / ماهور ایرانی
پس از انتصاب اسماعیل سقاب اصفهانی به سمت معاون رئیس جمهور در حوزه مدیریت راهبردی انرژی اختلافات سیاسی دو جناح درباره این انتصاب به اوج رسید. اما بعد از فروکش کردن اختلافات ناگهان خبری از تصادف خودروی شخصی خانواده اسماعیل سقاب اصفهانی در استان سمنان که با مرگ همسر معاون رئیس جمهور همراه شد جامعه سیاسی و رسانهای کشور را به بهت فرو برد.
وضعیت کنونی اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان مدیریت راهبردی انرژی، از معدود نمونههایی در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی است که یک حادثه شخصی فاجعهبار یعنی درگذشت همسر، مرگ مغزی یکی از فرزندان و مصدومیت سایر فرزندان و پدر همسر در سانحه رانندگی مستقیماً با یک بحران مشروعیت سیاسی درآمیخته است. سقاب اصفهانی، که خود را در قلب دولت مسعود پزشکیان میدید حالا نه یک مهره خنثی، بلکه تبدیل به نماد شکننده و پرتناقض وفاق ملی شده است.
در ابتدا تحلیلگران سیاسی معتقدند انتصاب وی، که پیشینهاش با حلقه نزدیک به سید ابراهیم رئیسی گره خورده و او را در زمره چهرههای مورد حمایت اصولگرایان تندرو قرار میدهد، بزرگترین نقطه ضعف رئیسجمهور است. حالا او در تقاطع تاریک سیاست و تراژدی ایستاده است به این دلیل که از یک سو، مصیبت جانکاه خانوادگیاش، حمایت رسمی و اخلاقی بالاترین سطوح قدرت را برای وی خریده و در کوتاهمدت، حواشی سیاسی را به حاشیه برده و از سوی دیگر، او همچنان مهرهای تحت فشار است که بقایش به یک معامله نانوشته میان جناحهای متخاصم وابسته است؛ معاملهای که در آن، وی باید همزمان بحران استراتژیک و حیاتی انرژی کشور را مدیریت کند و در عین حال، خود را از زیر بار اتهامات عدم شایستگی، سوءمدیریت و مهره سوخته بودن در جنگ قدرت خارج سازد.
در این این وضعیت، سقاب اصفهانی به آسیبپذیرترین معاون رئیسجمهور در دولت پزشکیان تبدیل شده و هرگونه شکست احتمالی در حوزه تخصصی انرژی به ویژه گرانی بنزین، میتواند او را برای همیشه در بازیهای قدرت در جمهوری اسلامی حذف کند.
اما واقعیت چیست
اسماعیل سقاب اصفهانی با حکم مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، به سمت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان سیاستگذاری و مدیریت راهبردی انرژی ایران منصوب شد و این انتصاب بحثهای گستردهای را در میان فعالان سیاسی، بهویژه در جریان اصلاحطلب، برانگیخت. برخی رسانهها و شخصیتها، از جمله احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، به این انتصاب اعتراض کردند یا آن را محل مناقشه دانستند، با این استدلال که وی را برآمده از حلقه نزدیک به سید ابراهیم رئیسی میدانند. این انتقادات به حدی بالا گرفت که روزنامه اصولگرا جوان آن را به «آشوب نژادی در قبیله اصلاحات» تشبیه کرد. هرچند جبهه پایداری به طور رسمی با انتشار بیانیهای هرگونه ارتباط تشکیلاتی با وی را تکذیب کرد اما خبرهای رسیده به خبرنگار هم وطن حاکی از آن است که او در کمسیون اقتصاد و انرژی جبهه پایداری حضور فعال حزبی داشته و از این راه خود را به دروازههای موفقیت در جمهوری اسلامی نزدیک کرده است.
در تاریخ ۹ آذرماه ۱۴۰۴ ناگهان خبری بر روی پلتفرمها و وبسایتهای اصلی کشور منتشر شد که در یک سانحه رانندگی خودروی مدل تارا با یک کامیون بنز پارک شده در حاشیه جاده شریف آباد گرمسار در ورودی شهر ایوانکی در استان سمنان، فاطمه حیدری همسر ۳۴ ساله اسماعیل سقاب اصفهانی کشته و پدر همسر به همراه فرزندان نیز به شدت زخمی شدند و در ادامه نیز یکی از فرزندان معاون رئیس جمهور دچار حادثه مرگ مغزی و با رضایت پدر اعضای بدنش اهدا شد.
پلیس راه سمنان علت اصلی حادثه رخ داده را عدم توانایی راننده تارا در کنترل وسیله نقلیه ناشی از خستگی و خواب آلودگی اعلام کرد اما تصادفهای ناگهانی مقامات یا نزدیکان آنها همیشه در جمهوری اسلامی با یک چالش اصلی مورد توجه قرار میگیرد. با توجه به آنکه سقاب اصفهانی معاون رئیس جمهور بوده و حاشیههای زیادی هم در این بین دیده شد، از همان ابتدا این سوال مطرح شد که آیا این یک سانحه صرف بوده یا هدف گیری سیاسی در پشت ماجرا وجود داشته است.
اما واقعیت چیست؟ طبق اخبار رسیده به دست خبرنگار هم وطن؛ اسماعیل سقاب اصفهانی همانطور که در چند سطر بالاتر گفته شد، در کمیسیون اقتصاد و انرژی جبهه پایداری فعالیت حزبی داشته بعد از آنکه پزشکیان از طرف همه احزاب و جریانات سیاسی برای حل مشکل انرژی برنامه خواست، برنامه سقاب اصفهانی با نفوذ گسترده یوسف پزشکیان فرزند رئیس جمهور، شهاب الدین طباطبایی عضو شورای اطلاع رسانی دولت مورد حمایت رئیس جمهور قرار گرفت و به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت راهبردی انرژی منصوب شد.
طبق اخبار رسیده به خبرنگار هم وطن؛ سقاب اصفهانی بعد از انتصاب به این سمت، مشروعیت خود را در جبهه پایداری از دست داد. زیرا جبهه پایداری به دنبال تقویت ناکارآمدی دولت در حل بحران انرژی بودن اما برنامه سقاب اصفهانی با توجه به گزارشهایی که از داخل نهاد ریاست جمهوری به دست آمده یک برنامه جامع کوتاه مدت در دسترس برای حل مشکل انرژی بود و درست در جهت عکس خواستههای جبهه پایداری بود و به همین دلیل بعد از انتصاب برخی از شایعات مربوط به بی سوادی سقاب اصفهانی از سوی این جریان سیاسی در فضای مجازی منتشر و بعد به اردوگاه اصلاح طلبان ارسال شد.
در نهایت معاون نو رسیده بعد از انتصاب با ارسال پیامی به دبیرکل حزب جبهه پایداری یعنی آقاتهرانی از این جبهه جدا شد. اما این پایان کار نبود. بعد از جدایی اسماعیل از جریان پایداری، طبق اخبار رسیده به خبرنگار هم وطن از نهاد ریاست جمهوری، تهدیدهای جدی از سوی مخالفین علیه سقاب اصفهانی شروع شد به طوری که طبق پیامی که به خبرنگار هم وطن رسید: « همان بلایی که سر سرطان اصلاحات آمد سر تو هم خواهد آمد » با اینکه نمیتوان به طور دقیق اذعان کرد از طرف کدام جریان سیاسی به او این پیام ارسال شده اما میتوان با کنار هم چیدن پازلهایی که از برخورد با جریان اصلاحات در سالیان گذشته مشاهده شد حدس زد پای کدام جریان در این موضوع وجود دارد.
اما این همه ماجرا نیست، مطابق اخباری که به خبرنگار هم وطن رسیده؛ اسماعیل سقاب اصفهانی نیز قرار بود به همراه خانواده در سفر به استان سمنان نیز حضور داشته باشد اما به دلیل تشدید مشکلات آلودگی هوا در کلانشهر پایتخت و جلسات مستمر در نهاد ریاست جمهوری او از رفتن به سفر خودداری کرد. اما طبق گزارشهایی که از معاینه فنی خودرو به دست آمده مشخص شد که کنترل ترمز خودروی تارا به شکل نامحسوسی از کار افتاده بود و از فاصله حدودا ۲ کیلومتری تا صحنه تصادف و برخورد با کامیون بنز راننده توان کنترل خودرو را به دلیل افزایش سرعت ناگهانی از دست داده و همین دلیل نیز این تصادف انجام شده است. طبق گزارش کارشناسی خودروی کامیون بنز نیز حضور غیر قانونی در حاشیه جاده داشته به طوری که پشت کامیون کاملا به سمت جاده منحرف شده بود و به همین دلیل خودرو به دلیل از دست دادن کنترل ترمز با سرعت بالا به پشت کامیون برخورد کرده که منجر به مرگ همسر معاون رئیس جمهور و زخمی شدن پدرهمسر او شد.
بنابراین طبق این گزارشها باید پرسید چرا پلیس راهور مقصر حادثه را به خواب آلودگی راننده تغییر داده است و چرا گزارش نهایی به طور شفاف اطلاع رسانی نمیشود.
سقاب اصفهانی در سازمانی منصوب شد که مسئولیت مدیریت راهبردی انرژی ایران را بر عهده دارد. این سازمان یک نهاد صرفاً فنی نیست، بلکه یک نهاد استراتژیک اقتصادی و سیاسی است. سپردن چنین پست کلیدی به او این پیام را میدهد که سیاستهای کلان بهویژه در حوزه انرژی و اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبری تغییر نخواهد کرد.
جنجالهای داخلی، دولت پزشکیان را از همان ابتدا بهجای تمرکز بر حل بحرانهای فلجکننده اقتصادی و اجتماعی (مانند ناترازی انرژی، تورم و تحریمها)، درگیر بحران مدیریت افکار عمومی و منازعات درونقومیتی کرده است. این امر، محصول یک ساختار سیاسی بیمار است که در آن، رئیسجمهور حتی بر انتصاب معاونان خود نیز اختیار کامل ندارد و باید به «تیم مورد تأیید نظام» تن دهد.
اگر جنگ قدرت داخلی بین اصلاح طلبان و جریان تندرو اصولگرا تشدید شود، او به عنوان نماد یک سازش نامطلوب برای هر دو طرف، میتواند به راحتی کنار گذاشته شود. اصلاحطلبان او را نمیخواهند و اصولگرایان تندرو نیز به او به عنوان یک خائن به کابینه رقیب رفته، نگاه میکنند.
در پایان باید گفت ماجرای سقاب اصفهانی نه پایان یک تصادف ساده اما آغاز یک بازی قدرت در جمهوری اسلامی است که از نیروهای خودی میان رده شروع شده و باید دید در پایان کدام طیف یا جریان سیاسی به پیروزی خواهد رسید.