اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که محور مقاومت از غزه تا بیروت و از بغداد تا صنعا، پس از حوادث هفتم اکتبر، یکی از سنگینترین زنجیره شکستهای تاریخ خود را تجربه کرده، اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز جمعه در تجمعی که برای حمایت از حجاب اجباری و برخورد با زنان و دختران در میدان انقلاب تهران تدارک دیده شده بود، حضور یافت و در برابر دوربینهای عکاسان حاضر شد.
تصویری که از او منتشر شده، مردی با لباس شخصی و زیر آن تجهیزات ضدگلوله پفکرده و چهرهای گرفته را نشان میدهد که در میان جمعیت زنان سیاهپوش و شعارهای مرگ بر بیحجاب ایستاده است.
این حضور، بیش از یک شرکت ساده در مراسمی داخلی، نشانهای آشکار از یک جابهجایی معنادار در اولویتهای فرماندهای است که قرار بود «عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی را در چهار پایتخت عربی گسترش دهد.
چگونه اسماعیل قاآنی از فرماندهی چهار پایتخت عربی به سخنران تجمع حجاب اجباری رسید؟
وقتی اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در تجمع «حجاب و عفاف» میدان انقلاب تهران ظاهر شد، کمتر کسی تصور میکرد که این حضور، نقطه اوج یک سقوط راهبردی باشد. مردی که قرار بود «تا بیتالمقدس» پیش برود، حالا در حلقهای از بانوان چادری ایستاده بود و شعار میداد “مرگ بر بیحجاب”
این تصویر، بیش از هر گزارش اطلاعاتی یا تحلیلی، نشان داد که پروژه «عمق استراتژیک جمهوری اسلامی» در خارج از مرزها عملا به پایان رسیده و فرماندهاش برای بقاء سیاسی خود ناچار شده به آخرین سنگر داخلی پناه ببرد، یعنی سنگر جنگ با زنان مخالف حجاب اجباری!
زنجیره شکستهای بیسابقه
برای درک عمق فاجعه باید زنجیره شکستها را به ترتیب زمانی مرور کرد:
1 – غزه
حماس عملیات طوفان الاقصی را با هماهنگی کامل نیروی قدس آغاز کرد که نتیجه آن چیزی نبود جز ویرانی 72 درصد زیرساختهای غزه، کشته شدن تمام اعضای دفتر سیاسی حماس در خارج از غزه، کشته شدن تمام کادر فرماندهی از جمله یحیی سنوار و محمد ضیف، کشته و مجروح شدن دهها هزار فلسطینی. در واکنش به این نابودی کامل حماس، جمهوری اسلامی و سپاه قدس هیچ اقدام عملیاتی جدی انجام نداد.
2 – لبنان
حزبالله وارد «جنگ پشتیبانی» شد و قرار بود اسرائیل را در دو جبهه درگیر کند، اما نتیجه آن کشته شدن بیش از چهار هزار و 200 نیروی نظامی حزبالله لبنان، ترور حسن نصرالله، هاشم صفیالدین، فؤاد شکر، ابراهیم عقیل، علی کرکی و دهها فرمانده میدانی دیگر، تخریب 85 درصد انبارهای موشکی دقیق در ضاحیه و بقاع، اشغال نظامی جنوب رود لیتانی توسط اسرائیل تا عمق 30 کیلومتر بدون مقاومت جدی. جمهوری اسلامی به این تحرکات هیچ پاسخی نداد.
3 – سوریه
سقوط برقآسای بشار اسد در کمتر از دو هفته، سنگینترین ضربه تاریخ جمهوری اسلامی بود که نتیجه آن از دست رفتن تمام پایگاههای نظامی و فرودگاه دمشق و حلب، از بین رفتن میلیاردها دلار هزینهای که جمهوری اسلامی برای بقای بشار اسد انجام داد، نابودی دهها انبار تسلیحاتی بزرگ، قطع کامل مسیر زمینی انتقال سلاح به لبنان، اسارت یا فرار صدها مستشار و نیروی قدس در لبنان. جمهوری اسلامی تنها نظارهگر تحولات سوریه بود و حالا حکومت جدید این کشور دشمن قسم خورده تهران است.
4 – عراق
پس از ترور قاسم سلیمانی، حشدالشعبی هرگز نتوانست انسجام سابق را بازیابد. ترورهای زنجیرهای فرماندهان ارشد کتائب حزبالله و دیگر شبهنظامیان عراقی وابسته به جمهوری اسلامی نیز بدون پاسخ جدی ماند.
5 – یمن
انصارالله صدها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد، اما حتی یک کشتی اسرائیلی را نتوانست غرق کند. در عوض، ناوگان آمریکا و بریتانیا بیش از 450 حمله هوایی به یمن انجام داد و عبدالملک الحوثی مجبور به کاهش تنش شد. جمهوری اسلامی تنها نظارهگر بود و نتوانست از همپیمان خود دفاع کند.
نفوذ بیسابقه اطلاعاتی در تمام ارکانهای نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی
در دو سال گذشته، موساد و سیا موفق شدند که بیش از 37 فرمانده ارشد محور مقاومت را ترور کنند که این رقم بیش از بیشتر از کل یک دهه دهه گذشته است.
موساد و ارتش اسرائیل با حمایت آمریکا و اروپا، شبکههای عملیاتی و اطلاعاتی نیروی قدس در بیروت، دمشق و بغداد را به طور کامل از کار انداخته است و حتی در داخل ایران، دانشمندان هستهای و فرماندهان ارشد و میانی را هدف قرار داده است و اطلاعات انبارهای تسلیحاتی سپاه قدس و نیروهای محور مقاومت در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و مناطق مختلف را کشف و منهدم کرده است.
اسماعیل قاآنی در هیچکدام از این شکستها نتوانست حتی یک ضربه پیشگیرانه بزند. هیچ عملیات تلافیجویانه موفق، هیچ ترور متقابل، هیچ اختلال جدی در زنجیره فرماندهی اسرائیل از سوی وی و سپاه قدس طراحی و اجرا نشده است.
چرا قاآنی به میدان انقلاب آمد؟
با این اوصاف میتوان سه هدف را برای حضور قاآنی در تجمع حمایت از حجاب اجباری نام برد که عبارتند از:
الف) حفظ جایگاه در حلقه سخت نظام
پس از سقوط اسد و ترور نصرالله، صدای انتقاد از قاآنی در داخل سپاه بلند شده بود. برخی فرماندهان میانی او را ناتوانتر از سلیمانی میدانند. حضور در تجمع حجاب، پیامی مستقیم به رهبر، شورای عالی امنیت ملی و بدنه تندرو بود، مبنی بر اینکه «من هنوز از ارزشهای انقلاب دفاع میکنم».
ب) تغییر میدان نبرد از خارج به داخل
وقتی نمیتوانی در برابر اسرائیل و آمریکا کاری کنی، حداقل میتوانی در برابر زنان و دختران ایرانی ژست اقتدار بگیری. این سادهترین راه برای بازسازی وجهه است. این ژست اگر چه در میان چهرههای سیاسی که به یاد دارند، دستورات و توصیههای قاآنی در جلسات انتخاباتی مشهور به “جلسه مشهد” برای گروههای سیاسی پشیزی هم ارزش نداشت، اما ممکن است در میان عامه مردم به اقتدار تعبیر گردد.
ج) تلاش برای سرپوش گذاشتن بر شکستها
و بالاخره اینکه، با حضور در یک تجمع کاملا داخلی و ایدئولوژیک، قاآنی میخواست بگوید: «دشمن اصلی هنوز همان لیبرالها و فمینیستهای داخلی هستند، نه نتانیاهو». این دقیقاً همان چیزی است که بدنه سنتی نظام میخواهد بشنود.
دود شدن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی چه پیامدهای راهبردی دارد؟
1 – پایان افسانه «عمق استراتژیک»
جمهوری اسلامی برای نخستین بار پس از حداقل دو دهه، هیچ پایتخت عربی را تحت نفوذ مستقیم ندارد. حتی صنعا نیز تحت فشار سنگین عربستان و امارات است.
2 – تضعیف شدید بازدارندگی
اسرائیل اکنون هزینه حمله به ایران را بسیار پایین میبیند. حمله مستقیم که منجر به جنگ ۱۲ روزه شد و بمباران سه سایت هستهای توسط آمریکا، اسرائیل را به این باور رسانده که میتواند با کمترین هزینه، قلب تهران را هدف قرار دهد.
3 – تمرکز منابع بر سرکوب داخلی
وقتی نیروی قدس – که بودجه سالانهاش چندین میلیارد دلار برآورد میشود – فرماندهاش را به تجمع حجاب میفرستد، یعنی اولویت نظام دیگر «صدور انقلاب» نیست، بلکه «حفظ انقلاب در داخل» است.
آینده قاآنی و نیروی قدس
منابع آگاه میگویند احتمال برکناری قاآنی در ماههای آینده بالاست. اما مهمتر از شخص قاآنی، این پرسش است که آیا نیروی قدس پس از این همه شکست، هنوز میتواند نقش سابق خود را بازی کند؟
بنابراین حضور اسماعیل قاآنی در تجمع حجاب اجباری، تنها یک عکس خبری نبود. بلکه نشانهای از آغاز پایان یک دوران بود. دوران ادعای تسلط بر چهار پایتخت عربی، دوران وعده «رسیدن به بیتالمقدس»، دوران ژستهای پرهزینه.
اکنون فرماندهای که نتوانست جلوی ترور نصرالله، سقوط اسد و ویرانی غزه را بگیرد، در تهران ایستاده و با زنان و دخترانی میجنگد که روسری از سر برداشتهاند. این نه تنها سقوط یک فرمانده، بلکه سقوط یک استراتژی کلان است؛ استراتژیای که میلیاردها دلار هزینه داشت و در نهایت، دشمن اصلیاش را نه در تلآویو، بلکه در خیابانهای تهران یافت.
وقتی عمق استراتژیک از بیروت و دمشق به میدان انقلاب تهران کوچ میکند، دیگر چیزی برای صدور باقی نمیماند جز ترس از موهای آشکار یک دختر بچه! اگر روزی آن شاعر حکومتی در برابر رهبر جمهوری اسلامی رجز میخواند و میگفت: “دفاعِ از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشد … زمین کارزار ما تلآویو است، تهران نه!” حالا با از دست رفتن توان دفاع هوایی و زمینی و از دست رفتن عمق استراتژیک، حریف کارزار دختران و زنان ایرانی هستند و محل کارزار هم خیابانهای ایران!