اختصاصی هم وطن؛ گروه سیاسی/ ماهور ایرانی
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز پنجشنبه ۲۹ آبان قطعنامه پیشنهادی آمریکا و سه قدرت اروپایی را در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد تا تهران را موظف کند تا، وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده و سایتهای اتمی تخریبشده در حملات هوایی اسرائیل و آمریکا را به آژانس اطلاع دهد.
بر اساس قطعنامهای که با ۱۹ رای موافق، ۱۲ رای ممتنع و سه رای مخالف به تصویب رسید، شورای حکام همچنین از جمهوری اسلامی خواست هرچه زودتر با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کرده و اجازه دسترسی کامل بازرسان آژانس به تاسیسات هستهای خود را صادر و پروتکل الحاقی را بهطور کامل اجرا کند. طبق آرا سه کشور روسیه، چین و نیجر تنها کشورهایی بودند که با قطعنامه شورای حکام مخالفت کردند.
همچنین قبل از برگزاری نشست شورای حکام سیدعباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۲۶ آبان گفته بود «با آژانس انرژی اتمی در مورد تاسیسات هستهای بمبارانشده تعامل نخواهیم داشت و صرفا درباره تاسیساتی که بمباران نشدهاند همکاری میکنیم.» این درحالی است که مقامات جمهوری اسلامی همچنان درباره سرنوشت بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود نیز اطلاع رسانی دقیقی انجام نداده است.
در ادامه عراقچی بعد از برگزاری نشست شورای حکام و تصویب قطعنامه، اجرای توافق آژانس بین المللی انرژی اتمی که در مذاکرات قاهره در حضور وزیر خارجه مصر به توافق قاهره مشهور شده بود را منتفی و پایان یافته اعلام کرد.
این در حالی است که طبق اطلاعات به دست آمده از پیش نویس قطعنامه، ایران باید بدون تاخیر اطلاعات دقیق درباره حسابرسی مواد هستهای و تاسیسات هستهای تحت پادمان در ایران را به آژانس ارائه کند و تمام دسترسیهای لازم را برای راستیآزمایی این اطلاعات در اختیار آژانس قرار دهد و بر اساس تصمیمات بینالمللی احیاشده در سپتامبر ۲۰۲۵، موظف به تعلیق تمامی فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه و پروژههای مربوط به آب سنگین است.
طبق نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی در زمان حمله اسرائیل، ایران ۴۴۰/۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشت؛ سطحی که تنها یک گام با غنای حدود ۹۰ درصدی لازم برای کاربرد تسلیحاتی فاصله داشت.
این در حالی است که عراقچی، در کانال تلگرامی خود در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ نوشت جمهوری اسلامی به هیچ وجه غنیسازی صفر را نمیپذیرد. غنیسازی صفر به معنای توقف غنیسازی در ایران خواهد بود و نظام جمهوری اسلامی «زیر بار آن» نمیرود.
یک هفته قبل از شروع نشست شورای حکام، متن یک گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی به خبرگزاریها درز کرد که دسترسی نداشتن آژانس به ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران باعث «دیرکرد شدید» در راستیآزمایی وضعیت این ذخایر شده است. ایران در پاسخ به آن گزارش گفت خودش هم امکان دسترسی به تأسیسات بمبارانشده را ندارد و به همین دلیل است که به بازرسان آژانس اجازه دسترسی و بازدید از بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصدیاش را نمیدهد.
اما این تنها دلیلی نیست که مقامات جمهوری اسلامی ایران مطرح میکنند. به طور نمونه محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، ضمن متهم کردن آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته بود آمریکا و اسرائیل از اطلاعاتی که فقط در اختیار این نهاد بینالمللی قرار داده، در حمله به تأسیسات هستهای ایران استفاده کردهاند. یا در ادامه اسلامی گفت در حمله اسرائیل کارخانه تولید سوخت صفحهای رآکتور تحقیقاتی تهران فقط اتاق آزمایشگاهی هدف قرار گرفت که با مشارکت آژانس تجهیز شده بود.
در ۱۰ سال گذشته، بنابر توافق برجام، دبیرکل آژانس موظف بود که مرتبا در نشستهای فصلی شورای حکام، درباره پرونده ایران گزارش بدهد. اما ایران، روسیه و چین میگویند که بازگردانده شدن قطعنامههای پیشین شورای امنیت در پی فعال شدن مکانیسم ماشه را بهرسمیت نمیشناسند؛ آنها تاکید میکنند که اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در ۲۶ مهر (۱۸ اکتبر) منقضی شده است و مأموریت گزارشدهی مدیرکل آژانس در مورد راستیآزمایی و نظارت بر برنامه اتمی ایران بر اساس این قطعنامه پایان یافته و رافائل گروسی دیگر نباید در این زمینه اقدامی انجام دهد.
این در حالی است که یک روز قبل از برگزاری نشست شورای حکام و تصویب قطعنامه علیه برنامه هستهای جمهوری اسلامی، طبق گزارش موسسه علوم و امنیت بینالملل واشنگتن تصاویر ماهوارهای جدید از سایت طالقان۲ یکی از مراکز سابق مرتبط با برنامه تسلیحات هستهای ایران در «طرح اماد» منتشر شده که نشان میدهد ساختوسازهای گسترده در این محل در جریان است و یک سازه فلزی استوانهای بسیار بزرگ در داخل ساختمان اصلی دیده میشود.
به گزارش این موسسه، این سازه حدود ۳۶ متر طول و ۱۲ متر قطر دارد و در داخل ساختمانی به طول تقریبا ۴۰ متر و عرض ۱۷ متر قرار گرفته است. ویژگیهای این قطعه فلزی با محفظههای «مهار آزمایشهای انفجاری» مشابهت دارد؛ محفظههایی که در توسعه تسلیحات هستهای کاربرد کلیدی دارند، هرچند میتوانند در پروژههای تسلیحاتی غیرهستهای نیز استفاده شوند.
طبق این گزارش شواهد قطعی درباره استفاده هستهای این سازه وجود ندارد، اما محل قرارگیری آن، سابقه سایت و سطح استحکام و پوشش حفاظتی ساختمان پرسشهای جدیای برمیانگیزد.
طبق اطلاعات به دست آمده، طالقان ۲ در دوران طرح اماد دارای یک محفظه انفجاری کوچکتر همراه با سامانه «اشعه ایکس سریع» بود که برای مشاهده دقیق آزمایشهای انفجاری، شامل نمونههای کوچکشده از مولدهای موج ضربهای، به کار میرفت. این سایت کمتر از ۲۰۰ متر با طالقان ۱ محل یکی دیگر از محفظههای بزرگ آزمایشهای انفجاری ایران فاصله دارد.
بر اساس تصاویر ماهوارهای از سپتامبر تا نوامبر ۲۰۲۵، سایت اکنون در مراحل پیشرفته ساخت و ساز قرار دارد. طبق تصاویر موجود، طراحان بنا با ایجاد شیبهای عمیق در دامنه کوه، سازه فلزی اصلی را در میان یک چارچوب تقویتشده قرار دادهاند و دو طاق فلزی مستحکم نیز به عنوان ورودی یا تله انفجاری در دو سمت آن ساخته شده است. سه شکاف مستطیلی روی سقف فلزی ساختمان مشاهده میشود که احتمالا نقش تهویه یا دسترسی به محفظه را دارند.
تصاویر موجود همچنین نشان میدهد که حجم زیادی از خاک برای پوشاندن احتمالی ساختمان روی تپه آماده است. این اقدام و بتنریزیهای سنگین اطراف سازه نشانهای از تلاش برای مقاومسازی شدید در برابر انفجار و حملات هوایی است. جمهوری اسلامی در ساخت و سازهای مخفیانه خود در ماههای گذشته کوشیده سازه استوانهای را از دید ماهوارهها پنهان کند و در تصاویر گذشته یک پوشش مستطیلی بزرگ روی محل دیده میشد که بعد از مدتی برداشته شده است.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی، بهویژه پس از فعال شدن مکانیسم ماشه، سرعت فعالیتهای هستهای خود را افزایش داده و ساخت ساز در حال پیشرفت طالقان ۲ و سایت هستهای کوه کلنگ در جنوب سایت هستهای نطنز این سؤال را مطرح میکند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است که چرا جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد بازرسان از آن بازدید کنند. آیا جمهوری اسلامی با فعال شدن مکانسیم ماشه به دنبال حرکت پیشرفته به سمت ساخت سلاح هستهای است؟ بنابراین اگر جمهوری اسلامی و در راس آن رهبری نظام و نیروهای خود همچنان بر سیاست فعلی محدود کردن دسترسی بازرسان، افزایش سطح غنیسازی و حرکت احتمالی بهسوی ساخت بمب اتم اصرار داشته باشند، با توجه به سطح نفوذ گسترده موساد در دسترسی به اطلاعات هستهای و توان نظامی فوقالعاده آمریکا خطر آغاز دوباره حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی در خاک ایران بسیار واقعی خواهد بود.