اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
شاید برای نسل جوان امروز که حداکثر یک دهه اخبار سیاسی کشور را پیگیری میکنند، باورش سخت باشد که در دورهای، استیضاح وزرا برای شهروندان آنقدر مهم بود که در زمان برگزاری جلسات علنی مجلس، صدای رادیوها از هر گوشه و کناری شنیده میشد و بسیاری با جدیت روند استیضاحها را پیگیری میکردند!
در خرداد سال 77 و زمانی که عبدالله نوری، وزیر کشور دولت سیدمحمد خاتمی، برای استیضاح پا به مجلس گذاشت، اکثر مردم که امید به دولت اصلاحات بسته بودند، پای رادیوها بودند تا از نتیجه استیضاح مطلع شوند. آنها فراموش کرده بودند که چند ساعت بعد، باید تماشاگر مسابقه حساس تیمهای فوتبال ایران و آمریکا در جام جهانی 98 باشند. گویی برای نخستین بار، در ذهن مردم ایران، فوتبال برای چند ساعتی به سیاست باخته بود.
کمتر از یک سال بعد، همین اتفاق برای استیضاح سیدعطالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ دولت خاتمی افتاد و دوباره مردم با جدیت اخبار را پیگیری میکردند و با کنار رفتن مهاجرانی از دولت در اردیبهشت 78، گویی امید بسیاری برای اصلاحات برای نخستین بار بر باد رفت.
استیضاح عبدالله نوری و مهاجرانی در دولت خاتمی، اگر چه از جمله نخستینها نبودند، اما از نظر جلب افکار عمومی، به شدت خبرساز شدند و حتی استیضاح علی اکبر ناطقنوری، وزیر کشور میرحسین موسوی را نیز نمیتوان با این دو مقایسه کرد.
بسیاری از حامیان دولت سیدمحمدخاتمی با خروج مهاجرانی و عبدالله نوری از کابینه، از دولت محبوب خود قطع امید کردند و تا مدتها به دلیل از دست رفتن فرصتها ناراحت بودند، اما بودند حامیان دولت محمود احمدینژاد که پس از استیضاح علی کردان در آبان 87، از خروج وی از کابینه خوشحال شدند.
استیضاح کردان، هفتهها فضای سیاسی کشور را ملتهب کرده بود. او هر کاری میتوانست برای بالا رفتن از پلههای ترقی کرده بود تا بر مسند وزارت کشور بنشیند. از جعل مدرک دکتری دانشگاه معتبر آکسفورد گرفته تا توزیع سکه میان موافقان و مخالفان.
اگر در استیضاح ناطقنوری، عبدالله نوری و مهاجرانی، دشمنان قسم خورده به میدان آمده بودند، اما در استیضاح علی کردان، دوستان سابق و یاران سابق دولت احمدینژاد پرچمدار شدند.
استیضاح وزرای دولت مسعود پزشکیان: جدال قدرت در پاستور و بهارستان
این روزها خبرهایی از تلاش نمایندگان مجلس برای استیضاح وزرای دولت پزشکیان به گوش میرسد. حتی زمزمههایی از استعفای پزشکیان و یا محمدرضا عارف نیز شنیده میشود.
دولت مسعود پزشکیان، که در تابستان سال گذشته با شعار وفاق ملی و وعدههای اصلاحطلبانه مانند رفع فیلترینگ، بهبود روابط خارجی و کنترل تورم روی کار آمد، از همان ابتدا با چالشهای جدی روبرو شد.
او هنوز پای به پاستور نگذاشته بود که خبر ترور اسماعیل هنیه منتشر شد و چند ماه بعد نیز با حمله مستقیم اسرائیل و آمریکا روبرو گردید. اما با این وجود شاید بتوان گفت که دشمنان اصلی او نه در آمریکا و اسرائیل، بلکه در داخل کشور هستند.
مجلس دوازدهم، که اکثریت آن در دست اصولگرایان و جبهه پایداری است، از همان روزهای معرفی کابینه، سیگنالهای منفی خود را به دولت پزشکیان ارسال کرد. بسیاری از وزرای پیشنهادی پزشکیان با آرای پایین یا حتی نزدیک به رد مواجه شدند و برخی مانند وزیر اقتصاد (عبدالناصر همتی) با کمترین رای اعتماد مواجه گردیدند.
این تنشها که ریشه در اختلاف عمیق سیاسی دارد، به سرعت به دشمنیها تبدیل شد. همین اختلافات عمیق است که موجب گردیده، نمایندگان مجلس، زودتر از مجلسیان گذشته از ابزار قدرت خود برای مقابله با دولت پزشکیان استفاده کنند.
رکورد سریعترین استیضاح در تاریخ جمهوری اسلامی به نام همین دولت پزشکیان ثبت شده است، جایی که تنها چهار ماه پس از رای اعتماد، طرح استیضاح وزیر اقتصاد دولت وی اعلام وصول شد و عبدالناصر همتی در اسفند ماه و کمتر از هفت ماه پس از تصدی صندلی وزارت، عزل شد.
این تنها آغاز روابط پر تنش مجلس و دولت بود، زیرا در روزها اخیر خبر استیضاحهای جدید به گوش میرسد. در حال حاضر طرح استیضاح حداقل چهار وزیر «راه و شهرسازی»، «نیرو»، «کار» و «جهاد کشاورزی» اعلام وصول شده است.
در صورت مطرح شدن این طرحها در صحن علنی، دولت پزشکیان شاید بتواند به یک رکورد تاریخی از نظر تعداد وزرای استیضاح شده دست یابد.
دولتهای پیشین نیز با استیضاح مواجه بودهاند، اما سرعت و حجم آن در دولت پزشکیان بیسابقه است.
دولت میرحسین موسوی در مجوع سه استیضاح، هاشمی رفسنجانی چهار استیضاح، خاتمی و احمدینژاد هفت استیضاح، حسن روحانی 9 استیضاح و دولت رئیسی نیز 2 استیضاح را در کارنامه خود ثبت کردهاند. اما تا همین جای کار و در کمتر از دو سال، دولت پزشکیان یک وزیر خود را به دلیل استیضاح از دست داده و حداقل چهار وزیر او هم در صف قرار دارند.
روابط پرتنش دولت پزشکیان با مجلس؛ از بودجه تا انتصابات
دولت پزشکیان را علاوه بر ناکارآمدی، باید بدشناسترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی دانست.
این دولت که پس از سقوط مشکوک بالگرد رئیس جمهور قبلی بر سر کارآمد، از روز نخست با بحرانهای متعدد روبرو بود که کوچکترین آن شاید همان ترور اسماعیل هنیه پس از مراسم تحلیف دولت باشد.
روابط دولت و مجلس از ابتدا درگیر اختلافات سیاسی بود. پزشکیان در سخنرانیهای متعدد، مجلس را به افزایش کسری بودجه متهم کرده و گفته است که بودجه را با کسری تحویل میدهیم، مجلس هزینه اضافه میکند و بعد گلایه میکند چرا اجرا نشد؟
مجلسیان نیز دولت را به عدم اجرای قوانین متهم کرده و هربار که از ناکارآمدی دولت سخن میگویند، گوشهای هم به عدم اجرای قانون ضدمردمی عفاف و حجاب میزنند.
استیضاح یا معامله سیاسی – اقتصادی؟
اگر روزی مردم مطمئن بودند که مجلس پنجم برای ضربه زدن به دولت خاتمی از ابزارهایی چون استیضاح وزرا استفاده میکند، اما این روزها هر استیضاحی را حاصل زد و بندهای سیاسی و معاملات پشتپرده و باجگیریهای سیاسی و اقتصادی میدانند. به همین دلیل است که چندان به این استیضاحها اهمیتی نمیدهند و حتی اخبار آن را هم پیگیری نمیکنند.
همانطور که پیش از این جلال رشیدی کوچی، نماینده سابق مجلس، گفته بود:”نمایندگانی هستند که از ابزار استیضاح برای رسیدن به اهداف خودشان استفاده میکنند. این اهداف میتواند سیاسی باشد، میتواند مالی و اقتصادی هم باشد… گاهی اوقات استیضاحها رنگ و بوی تسویه حسابهای مالی یا باج گرفتن میدهد. این را کسی نمیتواند منکر شود. از آن بالاتر به شما میگویم، برخی از این تحقیق و تفحصها هم همین است. یعنی استیضاح به دلیل اینکه خیلی رسانهای میشود و خیلی روی آن زوم میکنند و بولد میشود، بیشتر مورد توجه است، اما این موضوع هم گاها پیش میآید که رسواییهای علنی هم به دنبال دارد.”
بنابراین باید گفت که استیضاح وزرای دولت پزشکیان بیش از آنکه پاسخی به ناکارآمدی واقعی باشد، ابزاری برای چانهزنی قدرت است. مجلس دوازدهم با اکثریت اصولگرا، از استیضاح برای فشار بر دولت جهت مخالف خود و کسب امتیازات استفاده میکند. دولت نیز، برای بقا، حاضر به معامله است، از انتصاب مدیران مورد نظر نمایندگان تا توزیع رانتهای بودجهای. این چرخه معیوب، که ریشه در ساختار قدرت ایران دارد، مردم را قربانی میکند. تورم ادامه مییابد، پروژهها نیمهکاره میمانند و انرژی و ثروت ملت هدر میرود در نزاع پاستور و بهارستان. تا زمانی که استیضاح ابزاری برای باجگیری باشد نه نظارت واقعی، هیچ دولتی – چه اصلاحطلب چه اصولگرا – نمیتواند کارآمد باشد. بیشتر دو طرف به دنبال امتیازگیری سیاسی و اقتصادی از یکدیگر هستند، نه حل مشکلات کشور. این واقعیت تلخ سیاست ایران است که وفاق ملی را به شعار تبدیل کرده و خدمت را قربانی معامله.