خانه پیشنهاد هم‌وطن دیگر کاری از نماز باران هم بر نمی‌آید

هم وطن بحران آب در ایران را بررسی می کند

دیگر کاری از نماز باران هم بر نمی‌آید

ایران در یکی از شدیدترین بحران‌های آبی تاریخ خود قرار دارد. همان کشوری که تنها دو سال قبل، عباسعلی نوبخت، معاون وقت وزیر جهاد کشاورزی آن مدعی شده بود که "می‌توانیم آب مورد نیازدو میلیارد نفر را تأمین کنیم."

اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

ایران در یکی از شدیدترین بحران‌های آبی تاریخ خود قرار دارد. همان کشوری که تنها دو سال قبل، عباسعلی نوبخت، معاون وقت وزیر جهاد کشاورزی آن مدعی شده بود که “می‌توانیم آب مورد نیازدو میلیارد نفر را تأمین کنیم.”
حال گزارش‌ها حاکی از آن است که ذخایر سدهای تأمین‌کننده آب پایتخت کشور هم به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده و مقامات رسمی از جمله مسعود پزشکیان، به صراحت هشدار داده‌اند که در صورتتداوم خشکسالی، جیره‌بندی آب و حتی تخلیه پایتخت اجتناب‌ناپذیرخواهد بود. این بحران نه تنها زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند را تهدید می‌کند،بلکه می‌تواند به بی‌ثباتی اجتماعی و اقتصادی دامن زند. کارشناسانو مسئولان جمهوری اسلامی، حالا هرچند در توصیف شدت مسئلههم‌نظرند، اما همچنان در تحلیل ریشه‌ها و راه‌حل‌ها بیشتر به فکر منافع سیاسی و گروهی و حتی مذهبی خود هستند تا یافتن یک راه حل علمی و جامع.
 
ریشه‌ها و دلایل بحران فعلی

بحران آب در ایران تنها مربوط به سال‌های اخیر نیست و در طول تاریخ به دلیل موقعیت اقلیمی، با این معضل روبرو بوده است. حتی بر اساس اسناد موجود، در دوران محمدرضا پهلوی، برخی از کارشناسان خارجی که با هدف ارائه مشاوره به ایران می‌آمدند، تاکید داشتند که ظرفیت ذخایر آب‌های جاری و زیرزمینی ایران به اندازه‌ای نیست که بتواند جوابگوی طرح‌های توسعه‌ای کشاورزی باشد، اما این دیدگاه‌ها پس از انقلاب با نگاه خصمانه روبرو شد و مدیران بر این باور بودند که راهکارهای پیشنهادی مشاوران خارجی، با هدف وابستگی ایران به غذا و محصولات غذایی تولیدی در غرب ارائه شده و به این پیشنهادها توجه نکردند.
از سوی دیگر معضل کم‌آبی و خشکسالی در ایران به ترکیبی ازعوامل طبیعی و انسانی بستگی دارد، اما کارشناسان بر نقشبرجسته عوامل انسانی در تشدید آن تأکید دارند. تغییرات اقلیمی،کاهش بارندگی و گرم شدن هوا، عوامل طبیعی اصلی هستند که ازدهه‌های اخیر شدت گرفته‌اند. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد کهایران بیش از 90 درصد منابع آبی خود را صرف کشاورزی کم‌بازدهمی‌کند، در حالی که بهره‌وری این بخش به دلیل روش‌های سنتیآبیاری و الگوی کشت نامناسب، بسیار پایین است.
 
تصمیمات غیرکارشناسی کشور را به بیابان تبدیل کرد
 
متخصصان بر این باور هستند که سدسازی‌های بی‌رویه و انتقال آببین‌حوضه‌ای بدون ارزیابی‌های زیست‌محیطی، منجر به خشک شدندریاچه‌هایی مانند ارومیه، فرونشست زمین و آلودگی منابع زیرزمینیشده است.
علی بیت‌اللهی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات وزارت راه وشهرسازی گفته است:‌ سدهای زیادی بر روی رودخانه‌های منتهی بهدریاچه ارومیه احداث شده‌اند که علاوه بر اینکه اجازه نمی‌دهندجریان آب به سمت دریاچه ارومیه برسد، عمل تغذیه دشت‌ها و اراضیاطراف دریاچه را نیز منتفی کرده‌اند. در بازدیدی که اخیرا از ساحلشرقی دریاچه ارومیه داشتم، شکاف‌های عمیق فرونشست زمین درمحدوده اطراف بندر شرفخانه قابل مشاهده بود!
از سوی دیگر، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی (که بیش از 88درصد مصرف را تشکیل می‌دهد) و توسعه صنایع آب‌بر در مناطقخشک، بدون برنامه‌ریزی پایدار، بحران را عمیق‌تر کرده است.
علی‌مراد اکبری، معاون وقت وزیر جهاد کشاورزی 10 سال قبل گفته بود: از سال 1384 تا سال 1392 براساس اطلاعات و آمار ازسازمان بازرسی کل کشور، 300 هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشوراحداث شد، در حالی که از ابتدای انقلاب تا سال 1384 تنها 100 هزار حلقه چاه غیرمجاز احداث شده بود که سبب شد میلیارد‌هامترمکعب آب از سفره‌های زیرزمینی برداشت غیرمجاز و بیش از حدصورت بگیرد و خیانتی بزرگ که همان غارت منابع آبی است، انجامشود.
عیسی کلانتری، وزیر اسبق جهاد کشاورزی نیز در دوره‌ای به فاجعه مدیریت آب در زمان احمدی‌نژاد اشاره کرده و گفته بود:‌ احمدی‌نژادزمانی که به فیروزکوه سفر کرد، گفت مناطق ممنوعه یعنی چی؟ ایندکان وزارت نیرو است. هرکس هرجا توانست، چاه حفر کند. در آنزمان ظرف سه روز اجازه حفاری‌های چاه سه‌برابر و روزی هزارانمتر چاه زده شد. بیلان منفی برداشت آب از زمان انقلاب تا قبل ازدولت احمدی‌نژاد منفی 45 میلیارد مترمکعب بود، اما در هشت سالدولت احمدی‌نژاد 75 میلیارد مترمکعب به آن اضافه شد!
 
بی‌توجهی به نظرات کارشناسان به اسم مبارزه با جاسوسی!
 
کارشناسان محیط‌زیست طی سال‌های گذشته بارها هشدار داده‌اند که وضعیت آب در کشور از حالت بحران خارج شده و به یک فاجعه شبیه‌تر است، اما صدای منتقدان به مدیریت آب در کشور نه تنها هیچگاه شنیده نشد، بلکه برخی از کارشناسان نیز به اسم مبارزه با جاسوسی از کشور رانده شدند.
به عنوان نمونه کاوه مدنی، رییس موسسه آب، محیط زیست و سلامتدانشگاه سازمان ملل متحد، در مصاحبه‌ای تاکید کرده بود: “پیش ازهر چیز باید بگویم ما دیگر در بحران آب نیستیم؛ در «ورشکستگیآبی» قرار داریم. برخی از خسارت‌هایی که در کوتاه‌مدت به منابع آبیوارد کرده‌ایم، غیرقابل‌جبران است و باید این واقعیت را بپذیریم. استفاده از واژه‌ی «ورشکستگی» نه برای ایجاد ترس، بلکه برایتوصیف واقعیت فراتر از بحران است. اگر می‌خواستیم وضعیت را باواژه‌ای مشابه توصیف کنیم، می‌توانستیم بگوییم «ابر بحران»،«بحران بزرگ» یا «بحران بنیادی»، اما «ورشکستگی» اصطلاحدقیق‌تری است؛ نه فقط برای ایران، بلکه در سطح جهانی نیز از اینعبارت استفاده می‌شود. متأسفانه برخی این تعبیر را به تئوری توطئهربط داده‌اند، در حالی ‌که معنای ورشکستگی ساده است: یعنیسیستم به نقطه‌ شکست رسیده است.”
شاید جالب باشد که بدانیم کاوه مدنی، در سال 1396، با حکم عیسیکلانتری، معاون وقت رئیس‌جمهور و رئیس وقت سازمان حفاظت محیطزیست ایران، به عنوان معاون این سازمان منصوب شد، اما پس از ماجرای دستگیری فعالان محیط زیستی که منجر به مرگ مشکوک کاووس سیدامامی در زندان اوین شد، کاوه مدنی دیگر نخواست تا به ایران بازگردد.
حسین طائب، رئیس وقت سازمان اطلاعات سپاه دو سال قبل درباره او مدعی شده بود: “درست می‌گویند، کاوه مدنی از نظر علمی درجه یک بود. چهار بار فقط در اسرائیل دوره آب دیده بود! چرا او را به ایران آوردند؟ او را آمریکایی‌ها به ایران آوردند تا وضعیت واقعی آب کشور را بررسی و در تصمیم‌سازی‌ها اثر داشته باشد. حتی اعلام هم کرد که یک زمانی شما مجبور می‌شوید برای واردات آب، نفت خام خود را بدهید. دستور دومی که نوشت چه بود؟ کشاورزی را کم کنید. می‌خواستند در غذا بیشتر وابسته شویم. یعنی وابستگی حداکثری.”
این نگاه بدبینانه و توطئه‌محور به کارشناسان و هشدارهای آنها در حالی است که بر اساس نظرات افراد متخصص، در حوزه کشاورزی،که حدود 90 درصد مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهد، عدماصلاح الگوی کشت (مانند کشت برنج و گندم در مناطق کم‌آب) ویارانه‌های ناکارآمد، ریشه اصلی هدررفت منابع است.
جواد امام، فعال سیاسی و منتقد، معتقد است: “تصمیم‌گیران آب،حسابداری و الهیات خوانده‌اند و وزیر نیرو اختیار تغییر مدیران راندارد؛ این ناکارآمدی، بحران را از یک مشکل طبیعی به فاجعهانسانی تبدیل کرده است.”
  
نظرات کارشناسان و مسئولان جمهوری اسلامی
 
کارشناسان بر لزوم اقدام فوری تأکید دارند، اما مسئولان جمهوری اسلامی همچنان از یافتن ریشه‌های اصلی بحران و راهکارهای برون رفت از آن ناتوان هستند. مسعود پزشکیان، اخیرا هشدار داده است که “بحران آب جدی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود؛ اگر باراننبارد، آب جیره‌بندی و تهران ممکن است تخلیه شود.”
این هشدار جدی رئیس جمهور بلافاصله با واکنش مخالفان سیاسی وی روبرو شد. به عنوان نمونه محمد جلالی، عضو کمیسیونکشاورزی مجلس، با انتقاد از رویکرد ترسناک مسئولان، گفت: “مسئولان نباید دائما بگویند که آب نداریم و مردم را از وضعیتموجود بترسانند. دولتمردان نباید دل مردم را خالی کرده و تنش ایجادکنند!”
 
خشکسالی ناشی از گناه مردم است یا ناکارآمدی مدیران!
 
مردم ایران این روزها بیش از هر زمانی دیالوگ معروف فیلم “حاجی واشنگتن” را به یاد می‌آورند که شخصیت اصلی قصه فریاد اعتراض سر می‌دهد و می‌گوید:‌ ” باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است وسیل و زلزله از معصیت مردم؟” شهروندان این بخش از دیالوگ فیلم را شبیه آنچه که امروز مبلغان مذهبی بیان می‌کنند، می‌دانند.
به عنوان نمونه احمد خاتمی، خطیب موقت جمعه تهران گفته است: “وقتی گروهی معصیت کنند، خداوند بارانش را می‌گیرد.”
همچنین کامران غضنفری، نماینده مجلس، نیز می‌گوید: پزشکیانگفته که اگر در آذر بارندگی نداشته باشیم باید تهران را تخلیه کنیم. پزشکیان فکر نمی‌کنی که یک دلیل کاهش باران، عدم اجرای قانونعفاف و حجاب و گسترش بی‌سابقه فساد و فحشا در شهر‌های کشوراست؟ بی‌حجابی در نیامدن باران تأثیر گذاشته و قطعا گناه کردنانسان در کاهش نعمات الهی تأثیر قطعی و یقینی دارد.
در واکنش به این اظهارات بود که شهروندان در فضای مجازی، به احادیثی از ائمه اطهار (ع) استناد کردند که ریشه قطع نزولات آسمانی را گناه حاکمان می‌داند و نه گناه مردم. به عنوان نمونه، این حدیث از امام رضا (ع) در روزهای اخیر به شدت در فضای مجازی پربازدید بود که می‌فرماید: “هرگاه حاکمان دروغ بگویند، باراننمی‌بارد”
 
ناکارآمدی در ایجاد و تشدید بحران
 
با وجود موضع‌گیری‌های مذهبی درباره علل خشکسالی‌های اخیر، اما اکثریت مطلق مردم این روزها نظرات کارشناسان را مورد تاکید قرار می‌دهند که معتقدند “ناکارآمدی مدیران ریشه اصلی تبدیل یک چالشاقلیمی به یک بحران فاجعه‌بار است”.
کارشناسان بر این باور هستند که “بحران آب ایران را نمی‌توان ازبحران مدیریت و شیوه حکمرانی جدا دانست؟” و تاکید دارند که “انتصابات غیرتخصصی، عدم شفافیت و تمرکز بر برخورد با انتقادها (مانند کشاورزان اصفهان و خوزستان) به جای حلریشه‌ای، مسئولان را در چشم افکار عمومی بی‌اعتبار جلوه می‌‌دهد.
بحران آب ایران، به طور قطع زنگ خطری برای بقای ملی است کهبدون اصلاح شیوه‌های حکمرانی، حل‌شدنی نیست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن