اختصاصی هم وطن؛ گروه اجتماعی/ سوشیانت سرافراز:
۵۰ سال دیگر آب نداریم، نه آب سطحی و نه آب زیرزمینی.» این هشداری است که دقیقا ۱۰ سال پیش مرحوم پرویز کردوانی پدر علم کویرشناسی ایران خطاب به مسئولان وقت درباره بحران آب در کشور گفته بود. با وجود این هشدارها و حتی راهحلهایی که کردوانی مکرر در مکرر اعلام میکرد اما امروز شاهد بهت و عجز مسئولان در مقابله با بحران آب در کشور و بهویژه پایتخت هستیم.
حالا بعد از گذشت سالها این جمله ها را از مسعود پزشکیان می شنویم «اگر باران نبارد، احتمالاً از آذرماه باید در تهران آب جیرهبندی شود. اگر باز هم نبارد، دیگر آب نداریم و باید تهران را خالی کنیم.» این جمله ها فردی می گوید که از زمان تکیه کردن بر مسند ریاستجمهوری ایران بارها از وجود انواع ناترازیها در حوزه اقتصاد و انرژی انتقاد کرده است هر چند که عده ای معتقدند که سهم بزرگ سوءمدیریتها در بحران آب و شرایط کنونی میراث شیوه مدیریت و تصمیمگیریهای حکمرانی در حوزههای مختلف است.
کارشناسان معتقدند بحران آب تنها ناشی از تغییرات اقلیمی نیست و سوءمدیریتها سهم بیشتری را در این حوزه بر عهده دارند. اصغر سلیمی نماینده سابق سمیرم در مجلس در همین گروه جای دارد: «مدیریت سلیقهای و ناکارآمد در کشور باعث بروز چنین مشکلاتی در بخش آب و برق شده است. معتقدم در بحث علت کمبود آب ۱۰ درصد آن به خشکسالی ربط دارد و ۹۰ درصد این مشکل به سوءمدیریت بر میگردد.
مصطفی فدائیفرد، مدیر سابق طرح جامع آب کشور هم معتقد است که بحران آب در ایران ناشی از سوءمدیریت و تصمیمگیریهای نادرست است و نه کمبود منابع.
از سوی دیگر کشور کویت دارای سرانه فقط ۱۱مترمکعب در سال است و در رده کشورهایی است که دچار کمآبی مطلق است. کشورهای عربستان سعودی با ۱۱۶مترمکعب و امارات متحده عربی با ۷۳مترمکعب سرانه آب در این رده قرار میگیرند. با این وجود بحران آب در ایران بسیار بیشتر و بحرانیتر از سایر کشورهای منطقه است.
نه انتقال آب، نه تخلیه پایتخت فارغ از علت بحران آب در کشور و پیشنهادات مطرح شده در حوزه کنترل و مدیریت بحران آب بهویژه در پایتخت هم عجیب و قابل تامل است. از انتقال آب سد طالقان تا جیرهبندی آب و تخلیه پایتخت. طرح انتقال آب سد طالقان گرچه به مرحله بهرهبرداری هم رسید اما راهکاری موقتی و بینتیجه بود.
رضا حاجی کریم رئیس فدراسیون صنعت آب ایران در تاکید کرده که سیاست انتقال آب، سیاستی شکستخورده است زیرا خود طالقان نیز از نزولات جوی تغذیه میشود. طبیعتاً وقتی در طالقان بارندگی نداشتیم، آبی وجود ندارد که سد را پر کند. اکنون سد طالقان هم در معرض خشکی کامل قرار دارد.
عیسی بزرگزاده سخنگوی صنعت آب کشور هم اعلام کرده که طرح انتقال آب از طالقان به تهران یک راهکار موقت است و نمیتوان به عنوان حل مشکل آبی روی آن حساب کرد. از طرف دیگر جیرهبندی آب در تهران راهکاری است که در نگاه کارشناسان، منطقی و قریبالوقوع بوده و حتی باید بسیار زودتر اتفاق میافتاده است. در این بین اما مساله تخلیه پایتخت موضوعی نگران کننده است. رویکردی که نه منطقی است و نه قابل اجرا.
غلامحسین کرباسچی شهردار پیشین تهران در واکنش به سخن رئیسجمهور درباره تخلیه تهران آن را شبیه به یک شوخی و خالی از معنا توصیف کرد و گفت: «تخلیه تهران اصلا معنا ندارد. من نمیدانم منظور آقای پزشکیان از طرح این موضوع چیست؟ آیا قصد دارند همه جمعیت تهران را از شهر خارج کند یا تنها بخشی از این جمعیت ۱۳ میلیون نفری را به علاوه اینکه در سخنان او مشخص نیست که این جمیعت قرار است در کجا سکونت داده شوند.»
حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران و فعال محیطزیست، هم در این حوزه با کرباسچی همنظر است و این طرح را «غیرعملی و شبیه جوک» توصیف کرد و گفت: «بحران آب تنها با اعتماد عمومی، اصلاح سیاستها و توقف بارگذاری جمعیت قابل مهار است، نه با انتقال میلیونها شهروند به شهرهای دیگر.» کانال تلگرامی مجمع فعالان اقتصادی هم نوشت: «۱۵میلیون نفر به کجا بروند آقای پزشکیان؟ تهران بزرگترین کلان شهر خاورمیانه است.
تخلیه حتی موقت این شهر یعنی تامین مسکن این ۱۵ میلیون نفر در نقاط دیگری از ایران! شغل این افراد چه خواهد شد؟ مدارس فرزاندانشان کجاست؟ چگونه میخواهی حمل و نقل این افراد را تا شهرهای دیگر و در داخل همان شهر مدیریت کنی؟ چگونه میخواهی مایحتاج روزانه آنها و لجستیک این موضوع را مدیریت کنی؟ و از همه مهمتر از کجا میخواهی آب مصرفی این ۱۵ میلیون نفر را در شهر دیگری تامین کنی؟»
مهاجرت اقلیمی در حال وقوع است با این حال محمدابراهیم رئیسی، کارشناس حوزه آب و انرژی اما نظری متفاوت دارد و این سخن پزشکیان را یک روند طبیعی در صورت ادامه شرایط فعلی میداند: «صحبت آقای پزشکیان به نوعی به مهاجرت اقلیمی شباهت دارد؛ هر جا شرایط زیستی مناسب نباشد و منابع حیاتی مانند آب در دسترس نباشد، مهاجرت اقلیمی اجتنابناپذیر است. اگر روند کنونی ادامه یابد، تخلیه تدریجی تهران دور از انتظار نخواهد بود.»
او به موضوع قابل تامل دیگری هم اشاره کرده است: «همین حالا هم این مهاجرت اقلیمی در حال وقوع است؛ خرید زمین توسط مشهدیها، اصفهانیها و یزدیها در گیلان و مازندران گواه این مسئله است. مگر اینکه دولت تصمیم بگیرد سیستم خود را به شهر دیگری منتقل کند و آنجا زیرساخت بسازد.» این واماندگی مسئولان از اداره شرایط اما تعجبآور است. قدما گفتهاند «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» این معضل مربوط به امروز و دیروز نیست. ماجرا، ماجرای دههها سوء مدیریت است. دولتهای مختلف و مسئولان در دورههای زمانی متفاوت شاهد کاهش روز افزون نزولات آسمانی در کشور، تغییرات اقلیمی جهانی و هشدارهای مکرر متخصصان و کارشناسان درباره بحران آب بودند اما اینهمه را جدی نگرفتند.
راهحلهایی که متخصصانی مانند کردوانی و… برای نرسیدن به این برهه از تاریخ این اقلیم ارائه دادند، همگی همان علاجهای قبل از وقوع بحران بودند که مسئولان ندیدند و نشنیدند. دود بیتوجهی و ناکارآمدی اما این روزها به چشم مردم میرود. مردمی که بر اساس نص صریح قانون اساسی کشور، دولت و حاکمیت وظیفه دارد بهترین شرایط زندگی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیستی و… را برای آنها رقم زند. حالا نه تخلیه ناگهانی ۱۳میلیون نفر ساکن تهران چاره کار است و نه انتقال آب از سایر شهرهای کشور به پایتخت. شهرهایی که خود با بحران آب دست و پنجه نرم میکنند. این روزها تنها یک سوال مطرح است: «دلیل این همه بیتوجهی به هشدارها و راهکارها چه بوده است؟ مسئولان کشور تا کنون به کدام مساله مشغول بودند که مهمتر از تامین آب و انرژی مورد نیاز کشور بوده است»