ساعت ۹ شب دومین روز از فراخوان، محدوده خیابان جابر موقع سوار شدن به ماشین هدف سه گلوله قرار میگیره و روی زمین میوفته. شخصی برای نجاتش میره اونم یک گلوله میخوره. مردم مهدیو با خونریزی شدید با یک خودرو شخصی به کلینیک نزدیک میبرن و دکتر گلوله هارو از پا خارج میکنه. اما جلوی خونریزی شریان اصلیو نمیتونه بگیره.
مهدی گوشی و وسایل و شماره اقوامشو به کلینیک میده و میگه بهشون خبر بدین من کجام. پرسنل کلینیک اونو به بیمارستان غرضی میبرن. صبح روز بعد با خانواده تماسی کوتاه گرفته میشه به بیمارستان غرضی مراجعه کنند که در مراجعه با عدم پاسخگویی و نبود مجروحان مواجه میشن. و متوجه میشن نیروهای امنیتی سحرگاه مجروحان و مرحومان را با خودشون بردن.
تنها چیزی که دیدن این بوده که اسمش روی تابلوی اتاق عمل بوده.
بعد از یک هفته پیگیری و بی خبری با اونها تماس گرفته میشه که برای تحویل پیکرش مراجعه کنند. مهدی در حالی به خاک وطن سپرده شد که هنوز سالگرد پدر مرحومش نشده بود. و تنها پسر خانواده و تنها مرد بازمانده خانوادش بود. فیلم لحظه ای رو نشون میده که رفقاش گریان با سنج و دمام اومدن به سمت مزارش…

