مرگ برای من ترک این کالبد فیزیکی هست نه خاموشیِ آگاهی. کالبد فرو میریزد اما آن نَفَسِ کهن، آن شاهدِ ازلی، در چرخهی نور باقی میماند. زیرا فهمیدهام روح، فردی نیست؛ جریانی است واحد که در همه میتپد. من و دیگری تو و جهان همه صورتهای گوناگونِ یک حقیقتیم.
زندگی دیگر محدود به دایرهی خواستههای شخصی نیست. زندگی خدمت به بیداری است.
من خاموش نمینشینم زیرا سکوتِ از ترس خیانت به روح است.
و فریاد من فریادِ جدایی نیست؛ اعلامِ یگانگی است.
من نیستم آنگونه که بودم. و این آغاز است، نه پایان.