یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی: نگار قرار است هر اتفاق بدی که در این کشور می افتد، یک چوب محکم هم تو سر خبرنگاران بخورد، آن از ماجرای سال 88 که بعد از آن سیل عظیمی از دوستانم کوله بار خود را بستند و با ترک خاک وطن، غربت را به جون خریدند و … بعد از آن هم این روند ادامه داشت تا همین ماجرای جنگ 12 روزه که برخی از روزنامه نگاران تعدیل شدند و ماجرا کشانده شد تا همین جنگ اخیر که حالا خبر رسیده که چند تا از روزنامه های سراسری و پایگاههای خبری تعطیل شدند و به همین خاطر باز این روزنامه نگاران و خبرنگاران بودند که بیکار شدند و همان تعبیر مرغ عزا و عروسی اتفاق افتاد. با اینکه جنگ تمام نشده و در آتش بس هستیم، هیچ چشم اندازی برای روزهای آینده متصور نیستیم. در این میان خبر رسیده که بسیاری از کسب و کارها با تعطیلی اینترنت و بروز جنگ عطای کارشان را به لقایش بخشیدند و به سیل عظیم بیکاران پیوستند اما نکته اینجاست که هنوز داغیم و نمی دانیم چه بلایی سرمان آمده، آن پدری که مسوولیت خانواده به دوش دارد در این شرایط چه باید بکند، با اجاره خانه گزاف و خرج روزمره اش چگونه باید زندگی خود را بچرخاند> اصلا خوش بین به ماجرا نگاه می کنیم و می گویم این آتش بس ادامه دارد و بعد هم توافق می شود و همه چیز گل و بلبل، قرار است که کشور را کی و چه جوری بسازیم. آنهایی که بیکار شدند می توانند دوباره کاسبی راه بیندازند؟ امیدی برای گذر از این بحران وجود دارد؟ چاره ای برایمان نمانده جز اینکه منتظر بمانیم و ببینیم دست سرنوشت چه برایمان رقم زده، آیا عمرمان کفاف ساختن ایرانی آزاد و به دور از جنگ را می دهد یا نه را خدا می داند.
22