خانه جامعه زیر بار گرانی و بیکاری

روایت زنان از اقتصاد ۱۴۰۴؛ وقتی آمار رسمی هم فاجعه را کامل نشان نمی‌دهد؛

زیر بار گرانی و بیکاری

ساعت هنوز هشت صبح نشده که «سمیه» حساب و کتاب دخل و خرجش را برای چندمین بار مرور می‌کند. پیام افزایش اجاره آمده، قیمت مرغ و برنج دوباره بالا رفته و کار نیمه‌وقت فروشندگی‌اش هم به دلیل کاهش مشتری‌ها کمتر شده است. او دو فرزند دارد و تنها نان‌آور خانه است. می‌گوید «هر بار که قیمت دلار بالا می‌رود، ما باید از سفره‌مان کم کنیم.»

اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق

ساعت هنوز هشت صبح نشده که «سمیه» حساب و کتاب دخل و خرجش را برای چندمین بار مرور می‌کند. پیام افزایش اجاره آمده، قیمت مرغ و برنج دوباره بالا رفته و کار نیمه‌وقت فروشندگی‌اش هم به دلیل کاهش مشتری‌ها کمتر شده است. او دو فرزند دارد و تنها نان‌آور خانه است. می‌گوید «هر بار که قیمت دلار بالا می‌رود، ما باید از سفره‌مان کم کنیم.» در اقتصادی که نرخ ارز به حدود ۱۶۵ هزار تومان رسیده و موج گرانی اقلام اساسی تقریباً متوقف نشده، زندگی برای زنانی مانند سمیه به توازن دشواری میان بقا و فرسایش تبدیل شده است؛ زنانی که هم با بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند و هم با تورمی که هر روز ارزش درآمدشان را می‌بلعد. این روایت شخصی، در دل آمارهای رسمی نیز انعکاس یافته است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در سه‌ماهه سوم سال ۱۴۰۴ به ۸.۷ درصد رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال ۱۴۰۳ افزایش چشمگیری داشته است. سال گذشته نرخ بیکاری در محدوده ۷.۶ تا ۷.۸ درصد قرار داشت و اکنون ورود به کانال ۸ درصدی، به معنای افزایش قابل توجه شمار بیکاران در شرایطی است که اقتصاد همزمان با رکود و تورم بالا دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما میانگین کلی، تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. در سال ۱۴۰۳ نرخ بیکاری زنان حدود ۱۵ درصد یا بیشتر برآورد می‌شد؛ تقریباً دو برابر مردان. با افزایش نرخ بیکاری کل در ۱۴۰۴، فشار بر بازار کار زنان نیز تشدید شده است. با این حال بسیاری از کارشناسان بازار کار معتقدند همین ارقام رسمی نیز تمام واقعیت را نشان نمی‌دهد. بخشی از زنان به دلیل ناامیدی از یافتن شغل، دیگر در جست‌وجوی کار نیستند و از جمعیت فعال خارج شده‌اند؛ بنابراین در شمار بیکاران ثبت نمی‌شوند. به این ترتیب، نرخ واقعی بیکاری زنان می‌تواند بسیار فراتر از درصدهای اعلام‌شده باشد؛ بیکاری پنهانی که در قالب اشتغال ناقص، کارهای غیررسمی و دستمزدهای حداقلی ادامه دارد.

خط مقدم بحران

در چنین شرایطی، زنان سرپرست خانوار در خط مقدم بحران قرار گرفته‌اند. جهش نرخ ارز تا محدوده ۱۶۵ هزار تومان، به افزایش مداوم قیمت مواد غذایی، اجاره مسکن، درمان و سایر هزینه‌های ضروری انجامیده است. هر افزایش نرخ ارز، موج تازه‌ای از گرانی را به دنبال داشته و فاصله میان درآمد و هزینه را بیشتر کرده است. بسیاری از این زنان ناچارند هم‌زمان چند کار موقت و کم‌درآمد انجام دهند؛ کارهایی که نه بیمه دارند و نه امنیت شغلی. 

جمهوری اسلامی برای جبران بخشی از فشار معیشتی که خود بر مردم وارد کرده است، طرح‌هایی مانند کالابرگ را اجرا کرد؛ حمایتی که در برخی موارد به حدود یک میلیون تومان می‌رسد. اما در بازاری که قیمت اقلام اساسی ظرف چند هفته دستخوش تغییر می‌شود، این رقم برای بسیاری از خانوارها تنها مسکّنی کوتاه‌مدت است. افزایش هزینه اجاره یا رشد قیمت چند قلم کالای ضروری می‌تواند به‌سرعت ارزش همین کمک محدود را خنثی کند. در نتیجه، کالابرگ و یارانه نقدی، اگرچه ممکن است بخشی از فشار آنی را کاهش دهد، اما توان جبران شکاف عمیق میان درآمد و هزینه را ندارد.

آینده مبهم جوانان

در کنار زنان سرپرست خانوار، مجردان جوان نیز با آینده‌ای نامطمئن روبه‌رو هستند. نرخ بیکاری جوانان که در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۲ درصد بود، در سال ۱۴۰۴ نیز در همان محدوده باقی مانده یا اندکی افزایش یافته است؛ یعنی جوانان تقریباً دو برابر میانگین کشور در معرض بیکاری قرار دارند. برای زنان جوان، این وضعیت به معنای دشوار شدن استقلال اقتصادی، تأخیر در تشکیل خانواده و افزایش وابستگی مالی است. ترکیب بیکاری، اشتغال ناپایدار و جهش هزینه مسکن، آینده این نسل را در حالت تعلیق قرار داده است.

هم‌زمان با افزایش قیمت‌ها، در ماه‌های اخیر اعتراضات صنفی و معیشتی در شهرهای مختلف شکل گرفته است. بازنشستگان، کارگران و اقشار مختلف نسبت به کاهش قدرت خرید و ناتوانی درآمدها در پوشش هزینه‌های زندگی اعتراض کرده‌اند. محور مشترک این صداها، مطالبه معیشتی پایدار در برابر تورمی است که هر روز اقلام اساسی را گران‌تر می‌کند. اما این اعتراضات به مرگشان ختم شد.

سقوط طبقه متوسط 

افزایش نرخ بیکاری از حدود ۷.۷ درصد در ۱۴۰۳ به ۸.۷ درصد در ۱۴۰۴، در کنار دلار ۱۶۵ هزار تومانی و رشد مستمر قیمت‌ها، تنها یک تغییر عددی نیست؛ نشانه‌ای از تعمیق فشار بر لایه‌های اجتماعی است. طبقه متوسط کوچک‌تر می‌شود و گروه‌های بیشتری در معرض فقر قرار می‌گیرند. اگرچه آمار رسمی خود گویای وضعیت هشداردهنده است، اما روایت‌های میدانی از زندگی زنان نشان می‌دهد بحران عمیق‌تر از آن چیزی است که در جدول‌های آماری دیده می‌شود.

پشت هر درصد، زندگی‌هایی قرار دارد که میان بیکاری، گرانی و نااطمینانی آینده در حال فرسایش‌اند. برای زنان سرپرست خانوار و مجردان جوان، اقتصاد ۱۴۰۴ نه فقط یک چالش مالی، بلکه آزمونی روزمره برای حفظ کرامت و بقاست؛ آزمونی که پاسخ آن، تنها با اعداد و وعده‌های کوتاه‌مدت روشن نخواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن