دوشنبه ۴ اسفندماه:
فضای دانشگاههای بزرگ کشور به صحنه رویارویی مستقیم و نمادین دانشجویان با ساختار قدرت بدل شد ه است که در آن، آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی به عنوان وجه مشترک اعتراضات در چندین پردیس کلیدی خودنمایی میکرد. در دانشگاههای الزهرا و پلیتکنیک (امیرکبیر)، دانشجویان با به آتش کشیدن پرچم و سر دادن شعارهای صریحی چون «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «خامنهای قاتله، حکومتش باطله»، عبور کامل خود از چارچوبهای موجود را فریاد زدند. این کنشهای نمادین در کنار تجمعات گسترده در دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه علم و فرهنگ، نشاندهنده گسترش جغرافیایی اعتراضاتی است که در آن شعارهایی علیه تمامیت ولایت فقیه و نهادهای سرکوبگر نظیر بسیج و سپاه، فضای عمومی دانشگاه را به تسخیر خود درآورده بود.
در دانشکده الهیات دانشگاه تهران، اعتراضات با تلاشی برای بازپسگیری روایت «شهادت» گره خورد؛ جایی که دانشجویان در مراسم یادبود جاویدنام محمدرضا مرادعلی، مانع از مصادره این مراسم توسط نیروهای بسیج شدند. در حالی که نیروهای وابسته به حکومت قصد داشتند این دانشجوی فقید را همراه با ساختار نشان دهند، فریادهای «زن، زندگی، آزادی» و «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» توسط همکلاسیهای او، فضای دانشکده را به نفع جنبش دانشجویی تغییر داد. این ایستادگی در برابر روایتهای رسمی، نشاندهنده هوشیاری نسلی است که حتی در مراسم سوگواری نیز اجازه تحریف واقعیت و بهرهبرداری سیاسی از خون همسنگرانش را به نهادهای حکومتی نمیدهد.
با این حال، پاسخ ساختار قدرت به این موج بیداری، تشدید خشونت و امنیتی کردن بیسابقه محیطهای آموزشی بود. گزارشهای رسیده از دانشکده فنی دانشگاه تهران حاکی از حمله فیزیکی نیروهای بسیج به دانشجویان معترض و درگیریهای شدید در صحن دانشگاه است. حضور گسترده نیروهای لباسشخصی در اطراف پردیسهای مرکزی و اعمال ممنوعالورودی برای تعداد قابل توجهی از دانشجویان، دانشگاه را به وضعیتی شبیه به یک دژ نظامی بدل کرده است. علیرغم این فضای رعب و وحشت و تهدیدهای مداوم، شعار «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» که در دانشگاه علم و فرهنگ طنینانداز شد، گویای این واقعیت است که جنبش دانشجویی وارد فازی از همبستگی شده که در آن هزینههای سرکوب دیگر توان بازدارندگی خود را از دست دادهاند.