خانه جامعه ایرانیان در تعلیق جنگ

هموطن اضطراب جمعی پس از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را بررسی می‌کند؛

ایرانیان در تعلیق جنگ

بعد از حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، فضای روانی جامعه ایرانی وارد مرحله‌ای از «انتظار مضطربانه» شده است؛ انتظاری که نه قطعیت دارد و نه پایان مشخص. در روزهایی که شایعه، تحلیل، خبر و ضدخبر درباره احتمال درگیری نظامی در شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای خانوادگی دست‌به‌دست می‌شود، افکار عمومی بیش از هر چیز با یک پرسش زندگی می‌کند: «آیا جنگ می‌شود؟»  وقتی موضوع جنگ به بحث روز تبدیل می‌شود، اضطراب واکنشی طبیعی است.

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق 

بعد از حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، فضای روانی جامعه ایرانی وارد مرحله‌ای از «انتظار مضطربانه» شده است؛ انتظاری که نه قطعیت دارد و نه پایان مشخص. در روزهایی که شایعه، تحلیل، خبر و ضدخبر درباره احتمال درگیری نظامی در شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای خانوادگی دست‌به‌دست می‌شود، افکار عمومی بیش از هر چیز با یک پرسش زندگی می‌کند: «آیا جنگ می‌شود؟»  وقتی موضوع جنگ به بحث روز تبدیل می‌شود، اضطراب واکنشی طبیعی است. تجربه‌های تاریخی، خاطره‌های نسل‌های پیشین و تصویرهای رسانه‌ای از ویرانی، ذهن‌ها را آماده بدترین سناریوها می‌کند. اما آنچه امروز دیده می‌شود فقط نگرانی لحظه‌ای نیست؛ نوعی فرسایش روانی تدریجی است. خانواده‌ها مکالمات روزمره خود را حول احتمال درگیری تنظیم می‌کنند، تماس‌های تلفنی با پرسش از آینده آغاز می‌شود و تحلیل‌های غیررسمی جای اطمینان‌های قطعی را گرفته است.

این وضعیت، نوعی «تعلیق جمعی» ایجاد کرده است؛ جامعه نه در وضعیت جنگ است و نه در آرامش کامل. چنین تعلیقی می‌تواند تاب‌آوری را کاهش دهد و تصمیم‌گیری‌های هیجانی را افزایش دهد. خشم، زودرنجي، بدبینی و احساس بی‌ثباتی از پیامدهای این شرایط است.

نوجوانان؛ میان هیجان و خطر کینه

در این میان، نوجوانان بیش از دیگران در معرض تاثیرپذیری هیجانی‌اند. هیجان‌طلبی بخشی از ویژگی‌های رشدی این دوره سنی است؛ اما وقتی این هیجان در بستر ناامنی روانی، تصاویر خشونت‌آمیز و گفتارهای تند قرار می‌گیرد، می‌تواند به رفتارهای پرخطر تبدیل شود. برخی رفتارهای اعتراضی یا تخریبی اخیر را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ رفتارهایی که لزوماً ریشه سیاسی عمیق نداشته اما در فضای ملتهب شکل گرفته است.

تجربه‌های تلخ گذشته نشان می‌دهد که انباشته شدن تحقیر، طرد و ناکامی می‌تواند شخصیت‌هایی پر از خشم و کینه بسازد. نمونه‌ای مانند محمد بیجه که در اوایل دهه ۸۰ با قتل کودکان در پاکدشت و ورامین جامعه را شوکه کرد، از منظر روان‌شناختی اغلب به عنوان نمونه‌ای از پیامدهای عقده‌ها و ناکامی‌های عمیق تحلیل شده است. اشاره به چنین پرونده‌هایی نه برای بازتولید ترس، بلکه برای یادآوری این نکته است که بی‌توجهی به زخم‌های روانی نوجوانان می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیر داشته باشد.

در شرایط کنونی، ادبیات تهدید و تحقیر می‌تواند به انباشت همین کینه‌ها دامن بزند. در مقابل، رویکردهای ترمیمی، گفت‌وگو، آموزش مهارت‌های کنترل هیجان و حتی سیاست‌های عفو و بازپروری برای خطاهای غیرسازمان‌یافته می‌تواند از شکل‌گیری چرخه خشم جلوگیری کند.

چشم‌انتظاری برای جنگ؛ جامعه‌ای در حالت آماده‌باش ذهنی

یکی از ویژگی‌های برجسته این روزها، نوعی «آماده‌باش ذهنی» است. مردم از مسئولان می‌پرسند، مسئولان پاسخ قطعی نمی‌دهند و معمولاً بر آمادگی دفاعی تاکید می‌کنند. این پاسخ‌ها هرچند می‌تواند اطمینان‌بخش باشد، اما هم‌زمان احتمال وقوع درگیری را نیز در ذهن تثبیت می‌کند. نتیجه، جامعه‌ای است که هم امیدوار است جنگ نشود و هم خود را برای آن آماده می‌کند. این وضعیت دوگانه، فشار روانی مضاعفی ایجاد می‌کند. بخشی از جامعه به انبار کردن کالا یا برنامه‌ریزی اضطراری فکر می‌کند؛ بخشی دیگر تلاش می‌کند زندگی روزمره را عادی نشان دهد. اما زیر پوست این عادی‌نمایی، اضطراب جریان دارد.

مسئولیت حاکمیت؛ امنیت و معیشت

در چنین شرایطی، نقش حاکمیت در تامین امنیت و معیشت پررنگ‌تر از همیشه است. امنیت صرفاً انتظامی نیست؛ امنیت اقتصادی، درمانی، آموزشی و روانی نیز بخشی از احساس ثبات اجتماعی است. وقتی فشار اقتصادی بالاست و بی‌اعتمادی نسبت به آینده وجود دارد، هر خبر سیاسی می‌تواند به سرعت به بحران روانی تبدیل شود.

تقویت خدمات مشاوره‌ای، دسترسی آسان به حمایت‌های روان‌شناختی، شفافیت در اطلاع‌رسانی و پرهیز از دوگانه‌های هیجانی می‌تواند از شدت این اضطراب جمعی بکاهد. جامعه‌ای که احساس کند دیده می‌شود و صدایش شنیده می‌شود، کمتر به سوی خشم و کینه سوق پیدا می‌کند.

بازسازی روحیه جمعی

ایرانیان در طول تاریخ تجربه‌های دشوار بسیاری را پشت سر گذاشته‌اند و سرمایه فرهنگی مهمی به نام «همبستگی خانوادگی» دارند. خانواده همچنان مهم‌ترین پناهگاه روانی است. اگر گفت‌وگوهای خانوادگی از بازتولید ترس به سمت تقویت امید، برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و حمایت عاطفی حرکت کند، تاب‌آوری اجتماعی افزایش می‌یابد. پس از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، روحیه ایرانیان را می‌توان ترکیبی از نگرانی، انتظار، خستگی روانی و در عین حال امید دانست. جامعه در آستانه‌ای ایستاده که نه به سمت جنگ قطعی رفته و نه به آرامش کامل بازگشته است. در چنین بزنگاهی، مدیریت کلمات، مدیریت هیجان‌ها و توجه جدی به سلامت روان، شاید مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری از تبدیل اضطراب به کینه و کینه به بحران باشند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن