اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
کارزار تحریم «هدی بیوتی» پس از انتشار استوریهای حامی جمهوری اسلامی، این برند محبوب را در چشم بسیاری از ایرانیان از نماد موفقیت زنانه به شریک روایت سرکوب بدل کرده است.
در روزهایی که خبر بازداشت، شکنجه و کشتار معترضان ایرانی شبکههای اجتماعی را پر کرده بود، ناگهان در فید اینستاگرام، تصویری آشنا اما تلخ ظاهر شد: استوریهای رنگارنگ هدی قطان، بنیانگذار برند آرایشی هدی بیوتی، نه در حمایت از قربانیان، که در ستایش راهپیماییهای حامیان جمهوری اسلامی. همان زنی که سالها چهرهاش با واژه «امپراتوری زیبایی» گره خورده بود، ناگهان برای بسیاری از ایرانیان به «اینفلوئنسرِ کنارِ سرکوب» تبدیل شد.
از اینفلوئنسر محبوب تا شریک روایت رسمی
هدی قطان، اینفلوئنسر عراقی–آمریکایی و صاحب برند هدی بیوتی، با دهها میلیون دنبالکننده، سالها الهامبخش دختران و زنان خاورمیانه بود؛ روایتی از موفقیت زنانه در دنیای سرمایهداری و شبکههای اجتماعی. اما هنگامی که او در میانه موج اعتراضات و سرکوب خونین در ایران، استوریهایی از تجمعات حکومتی و نمایش قدرت حاکمیت منتشر کرد و هیچ اشارهای به کشتهشدگان، مجروحان و زندانیان نکرد، این تصویر فرو ریخت.
او آگاهانه روایتی را برجسته کرد که معترض را حذف میکند و تنها «قدرت حاکم» را به نمایش میگذارد؛ روایتی که دقیقا با نیاز دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی همخوان است. این تصمیم، در برابر درخواستهای مکرر کاربران ایرانی برای موضعگیری در حمایت از مردم، نمیتواند صرفا یک «سوتفاهم» یا «بیاطلاعی» تلقی شود. سکوت در برابر رنج معترضان و در عوض، انتشار تصویر حامیان حکومتی، برای بسیاری از ایرانیان به معنای امضای قطان پای پروژه عادیسازی سرکوب تعبیر شد؛ همکاری نمادینی که وزنش در جهان شبکههای اجتماعی کم نیست.
اینستاگرام؛ از ویترین زیبایی تا میدان محاکمه اخلاقی
واکنش در اینستاگرام، سریع و سیلآسا بود. زیر پستها و استوریهای هدی قطان، موجی از کامنتهای فارسی و انگلیسی ظاهر شد؛ از پرسشهای مستقیم درباره موضع او نسبت به کشتار معترضان، تا اتهام «فروختن ریمل و رژ روی خون مردم ایران». بسیاری از کاربران به استاندارد دوگانه او اشاره کردند: اینکه در موضوعهایی مانند جنگ غزه با زبان احساس و انساندوستی وارد میدان شده بود، اما در برابر ایران، نه تنها سکوت، بلکه همراهی با روایت رسمی حکومت را برگزیده است.
کاربران ایرانی این بار فقط به نوشتن چند جمله انتقادی بسنده نکردند. استوریها و پستهای متعدد، هدی بیوتی را مستقیما به عنوان «برند همدست» خطاب کردند؛ برندی که به لطف پول و اعتماد زنان این منطقه رشد کرده، اما وقتی پای جان و آزادی همان زنان به میان آمده، طرف قدرتِ سرکوبگر را گرفته است. اینستاگرام، که سالها ویترین براق اینفلوئنسرها و برندهای زیبایی بود، ناگهان به میدان محاکمه اخلاقی آنها تبدیل شد؛ جایی که تعداد فالوئرها دیگر نه نشانه محبوبیت، که گاهی مقیاس مسئولیت است.
کارزار تحریم؛ وقتی مصرف به کنش سیاسی تبدیل میشود
اوج خشم کاربران در کارزار تحریم بروز کرد. زنان و مردانی که محصولات هدی بیوتی را در خانه داشتند، ویدیوهایی منتشر کردند که در آن، پالت سایه، رژلب یا کرم این برند را میشکنند، در سطل زباله میاندازند یا روی آن مینویسند: «روی خون ما سود نخواهی کرد». این تصاویر بارها دستبهدست شد و هدی بیوتی از یک نام تجاری محبوب، به نمادی از «مصرف غیراخلاقی» تبدیل شد.
فراخوانها برای توقف خرید محصولات این برند، به فروشگاههای آنلاین و اینفلوئنسرهای زیبایی هم رسید. بسیاری از کاربران، مستقیما از میکاپآرتیستها و بلاگرهایی که با هدی بیوتی کار میکردند پرسیدند: همکاریتان با این برند در عمل یعنی چه؟ ترجمه روشن این پرسش چنین بود: «یا با ما هستید، یا با سرکوبگران ما». برای نسلی که بدن و آزادیاش در میدان است، دیگر جایی برای سلبریتی و برند «بیطرف» باقی نمانده؛ بیطرفی در این معادله هم بهنوعی انتخاب طرف قدرتمندتر است.
طنز تلخ و برندسازی معکوس علیه هدی بیوتی
در کنار خشم عریان، طنز تلخ نیز به سلاح کاربران تبدیل شد. برخی هدی بیوتی را «ملا بیوتی» نامیدند، بعضی دیگر لوگوی برند را در کنار تصاویر سرکوب و خشونت قرار دادند، و گروهی ویدیوهایی ساختند که در آن، گریم و آرایش با نمادهای شکنجه، سانسور و گشت ارشاد درهم آمیخته بود. این طنز، فراتر از تخلیه خشم عمل کرد: برند را از جایگاه لوکس و «بیمسئولیت» پایین کشید و آن را در ردیف ابزارهای نرمِ پروپاگاندای یک حکومت قرار داد.
چیزی که سالها با بودجههای سنگین تبلیغاتی برای ساختن «هویت برند» صرف شده بود، در چند روز با محتوای تولیدشده توسط کاربران بازتعریف شد. هدی بیوتی دیگر فقط نامی در صنعت آرایش نبود؛ به نمادی از انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه در کنار قدرتی تبدیل شد که خون میریزد و اعتراض را سرکوب میکند. این «برندسازی معکوس» از پایین، یکی از مهمترین پیامهای کارزار تحریم هدی بیوتی است: مصرفکننده امروز، فقط مشتری نیست؛ ناظر و قاضی هم هست.
مسئولیت اخلاقی سلبریتیها و برندهای جهانی
پرونده هدی بیوتی صرفا یک جنجال گذرا در اینستاگرام نیست. این ماجرا نشان میدهد دوران «سلبریتیِ فقط سرگرمکننده» و «برندِ فقط زیبایی» برای بخش بزرگی از مخاطبان به سر رسیده است. در جهان بههمپیوسته امروز، هر موضعگیری یا حتی هر سکوت معنای سیاسی دارد و جوامع تحت ستم این معنا را بهروشنی میبینند و به آن واکنش نشان میدهند.
هنگامی که برندی، سالها از بازار کشورها و جوامعی سود میبرد که خود زیر فشار استبداد، سانسور و خشونتاند، نمیتواند در لحظه بحران، در کنار ساختار سرکوب بایستد و همزمان انتظار داشته باشد مصرفکنندهاش همچنان فقط به رنگ رژلب و کیفیت ریمل فکر کند. کارزار تحریم هدی بیوتی، در واقع اعلام این اصل ساده اما قاطع است: زیبایی، اگر روی خون و زخم ساخته شود، دیگر زیبایی نیست؛ همدستی است.