اختصاصی اجتماعی/ سوشیانت سرافراز
«تروریست، اغتشاشگر، فریب خورده، ایادی دشمن» روایت تکراری جمهوری اسلامی از مردم معترض در ادوار مختلف. از اعتراضات ۱۴۰۱ به این سو اما عباراتی مانند پروژه کشتهسازی هم به این روایات اضافه شد. روایاتی که مدعی است، معترضانی که کشته شدهاند یا تصایر و نام آنها در فضای مجازی و واقعی جامعه پررنگ میشود، نه به دست ماموران حکومتی که به دست تروریستها و مزدوران خارجی کشته شدهاند.
در این روایت پرتکرار اما آنچه نادیده گرفته میشود عقلانیت و توان تحلیل مردمی است که روزگاری همین ساختار سیاسی و مقامات آن را بر اریکه قدرت نشاندند. مردمی که به واسطه زندگی در قرن ۲۱ هم توان زیادی در کسب اطلاعات دارند و هم به دلیل پشت سر گذاشتن بحرانهای مکرر سیاسی اجتماعی، اقتصادی و غیرشفاف بودن پاسخهای مقامات حالا از نکتهبینی خاصی برای دریافت تناقضات رفتاری کلامی مسئولان هم برخوردار شدهاند.
تناقض میان روایات مسئولان از قتل معترضان و آنچه مردم در خیابانها به چشم دیدهاند حقیقتی انکارناپذیر است. ادعاهای نخنما و جعلی نه تنها حقیقتی را آشکار نمیکنند که بر سوالات هم اضافه میکنند. در همین اعتراضات اخیر مسئولان مکررا از جدا بودن اغتشاشگر و معترض گفتند و بر طبل این دوقطبیسازی کوبیدند اما امین حسین رحیمی وزیر دادگستری دیوار همه این فضاسازیها را فروریخت.
او دراظهاراتی تامل برانگیز و بدون درنظر گرفتن روایات مردم از کشتار و مرگ در خیابانها، همه معترضان را «مجرم» خواند. او صراحتا معترضان را به دو گروه تقسیم کرد، گروهی که عموما بازاریان و کسبه معترض بودند و از ۸ تا ۱۸ دی ماه مطالبات اعتراضی خود را بیان کردند و گروه دوم که آنها را تروریستهایی خواند که از ۱۸ دی به بعد به خیابانها آمدند: «افرادی که از روز ۱۸ تا ۲۱ دیماه دستگیر شدهاند مجرم محسوب میشوند، البته جرم افراد متفاوت است. کسی که فردی را کشته با کسی که تخریب کرده و فرد دیگری که صرفا در تجمعات حضور داشته هر کدام جرائمش متفاوت است.» اظهارنظری که بیان بیپرده نگاه حاکمیت کشور نسبت به اعتراض و معترضان است.
این تفکیکها تنها بهانهای هستند برای فرافکنی مسئولان کشور و فرار آنها از پاسخگویی. حکمرانان مسئولیت معترضان جان باخته را بر عهده نمیگیرند و برای توجیه کردن حلقه محدود طرفدارانشان، مرگ مردم را دسیسه دشمن و اقدامی از جانب اجانب و تروریستها عنوان میکنند. آنها حتی معترضان را شهروندان عادی این کشور نمیدانند و سعی در القای این مفهوم دارند که صفوف انبوه معترضان در خیابانهای سراسر کشور متعلق به مشتی اغتشاشگر قدارهکش تروریست است.
قابل تامل آنکه همانها که انبوه معترضان را تروریست میدانند به این سوال پاسخ نمیدهند که هزاران تن تروریست و ایادی دشمن چگونه به داخل کشور راه یافتهاند؟ چگونه فرصت کشتن شهروندان معترض را یافتهاند؟ در بزنگاهی که بیش از هر زمان دیگری افراد موسوم به مدافعان امنیت از گروههای مختلف نظامی و انتظامی در خیابانها حضور داشتهاند آنهم تا بن دندان مسلح، تروریستها چگونه مجال کشتار شهروندان را یافتهاند و از مهلکه گریختهاند.
تصاویر آخرالزمانی منتشر شده از اجساد مردم و سرگشتگانی که درمیان آنها به دنبال پیکر عزیز از دست رفته خود هستند اما در سکوت افشاگری میکنند. پیکرهایی که عریان و خونآلود با بیحرمتی تمام، در میان کیسههای سیاه پیچیده شدهاند و نگاههای یخ زدهشان در انتظار پدری، مادری، خواهری یا برادری است که پیدایشان کند. اجسادی که بیسامان کف حیاط و سالنهای ساختمانهای کهریزک و… رها شدهاند و بازماندگانی که چارهای ندارند جز آنکه ضجه زنان در میان اجساد به دنبال عزیز خود باشند. نه نظمی و نه حرمتی.
اگر این جانباختگان آنگونه که ادعا میشود توسط تروریستها کشته شدهاند چرا توسط تصمیمگیران کشور نادیده گرفته شده و اجسادشان بیهیچ کرامتی و بدون برخورداری از حداقلیترین نیازهای نگهداری از اجساد، رها شدهاند. مگر نه اینکه آنها هم مانند افرادی که «حافظ امنیت» میخوانندشان، قربانی تروریسم شدهاند. چرا حاکمیت با اجساد آنها آنچنان که شایسته قربانیان جنایات بشری است رفتار نمیکند؟ آنها که حاکمیت تروریست معرفیشان میکند متعلق به چه گروهی هستند که حتی قربانیانشان هم شایسته هیچ احترامی نیستند. جانباختگان مردم هم در نگهداری و هم در خاکسپاری مورد تبعیض قرار گرفتهاند، در سکوت و مظلومانه به خاک سپرده میشوند و این درست برخلاف رفتاری است که با اجساد ماموران خاموشسازی این اعتراضات میشود.
مردم شاهدان زنده تاریخ هستند، رد خون از دیدهها و شنیدههایشان میچکد، هیچ قدرتی هم نمیتواند تاریخی که مردم به چشم دیده و قدرت ثبت و ضبط آن را داشتهاند تحریف کند. مردمی که به خوبی تضاد میان آمار مسئولان از تعداد کشته شدگان خود و آمارهای غیررسمی منتشر شده در این باره را دریافتهاند. تصاویر گویاست کثرت اجساد به دلیل کثرت اجساد تردد در میان آنها عملا به سختی انجام میشود. این تعداد پیکر بیجان به خوبی نشان میدهد که کدام آمار درست و کدام آمار جعلی است.