خانه جامعه سناریوهای نخ‌نمای جمهوری اسلامی/مردم معترضند نه اغتشاشگر

هموطن مدل انکار توسط حاکمیت را بررسی کرد:

سناریوهای نخ‌نمای جمهوری اسلامی/مردم معترضند نه اغتشاشگر

واکنش جمهوری اسلامی به بحران‌های سیاسی اجتماعی و وقوع اعتراضات همواره تابعی از یک الگوی تکرار شونده بوده است. الگویی که مبنای آن‌عدم پذیرش نقش نهادهای حاکمیتی و مسئولان در بحران‌هاست. در چنین رویکردی معترضان به اغتشاشگر و دشمن و اعتراضات به اغتشاشات تقلیل می‌یابند. در دیگر سوی این الگوی تکرارشونده جان معترضان قرار دارد. افرادی که در اعتراضات کشته می‌شوند اما حکومت حاضر به پذیرش مسئولیت مرگ آن‌ها نیست.

اختصاصی اجتماعی/ سوشیانت سرافراز

واکنش جمهوری اسلامی به بحران‌های سیاسی اجتماعی و وقوع اعتراضات همواره تابعی از یک الگوی تکرار شونده بوده است. الگویی که مبنای آن‌عدم پذیرش نقش نهادهای حاکمیتی و مسئولان در بحران‌هاست. در چنین رویکردی معترضان به اغتشاشگر و دشمن و اعتراضات به اغتشاشات تقلیل می‌یابند. در دیگر سوی این الگوی تکرارشونده جان معترضان قرار دارد. افرادی که در اعتراضات کشته می‌شوند اما حکومت حاضر به پذیرش مسئولیت مرگ آن‌ها نیست. در سناریوی طراحی شده توسط حکومت این افراد یا به دست خود کشته می‌شوند، یا توسط دشمن یا در اثر بیماری زمینه‌ای. به عنوان مثال همین چند روز پیش بود که در جریان اعتراضات اخیر دو نفر از شهروندان قمی جان خود را از دست دادند. 

مرتضی حیدری معاون سیاسی امنیتی استانداری قم گفته بود که نارنجک در دست یک جوان ۳۴ساله منفجر شده که این اتفاق به دلیل ناشی بودن او رخ داده است. همچنین یک نوجوان ۱۷ساله هم بدون اینکه در ماجرا مشارکت داشته باشد توسط سلاح غیرسازمانی کشته شده یعنی تیر شلیک شده جزو سلاح‌های سازمانی نیروهای انتظامی نبوده است. 

در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» هم حاکمیت تلاش کرد از همین ترفند استفاده کند در حالیکه روایت خانواده و وکیل «مهسا امینی» حکایت از آن داشت که این دختر جوان بعد از بازداشت توسط گشت ارشاد و ضرب و شتم توسط آن‌ها جان خود را از دست داده اما حاکمیت توسط رسانه‌های تحت نفوذ خود کوشید به جامعه القا کند که مرگ مهسا در اثر بیماری زمینه‌ای او اتفاق افتاده است. پیکر نیکا شاکرمی دختر ۱۶ساله اهل لرستان تنها چند روز بعد از آغاز اعتراضات در شرایط ناگواری پیدا شد. 

خانواده و دوستان او و برخی از گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن بود که او به شکلی ناگوار بعد از دستگیری توسط ماموران کشته شده است اما روایت رسمی که درباره علت مرگ این دختر نوجوان منتشر شد حکایت از آن داشت که او از یک ساختمان به پایین پرتاب شده و هیچ مشارکتی در اعتراضات نداشته است. سارینا اسماعیل‌زاده دختر نوجوان اهل استان البرز یکی دیگر از جان‌باختگان این اعتراضات بود که بر اساس گزارش‌های غیرحکومتی در اعتراضات مردمی مهرشهر کرج بر اثر ضربات باتون جان باخته بود.

اما گزارش‌های رسمی منتشر شده در رسانه‌های حکومتی همان سناریوی پرت شدن از ساختمان را برای سارینا هم بازتکرار کرد. این الگوی تکرارشونده در واقع مدل حساب‌شده حکمرانی در برخورد با فشارهای اجتماعی است مدلی که به زعم حکمرانی ثبات سیاسی کشور را تضمین کرده و از کاهش هر چه بیشتر اعتماد عمومی و همچنین ریزش طرفداران نظام جلوگیری می‌کند. این مدل رفتاری همچنین باعث می‌شود که حاکمیت با دشمن قلمداد کردن معترضان حلقه باریک طرفداران خود را قانع کند آن‌ها که در خیابان هستند نه معترض که دشمن یا جیره‌خواران دشمن هستند. هر چند که بعید است این مدل دیگر بتواند حتی حلقه طرفداران حاکمیت را هم اقناع کند. 

از طرف دیگر حاکمیت با این مدل سناریونویسی‌ها و فرافکنی‌ها همواره سعی کرده که خود را قربانی توطئه‌های خارجی نشان داده و از افزایش بازتاب منفی مدل حاکمیت و مدل رفتارش با شهروندان نزد افکار عمومی جهانی جلوگیری کند تا نه متهم به جنایات حقوق بشری شود و نه متهم به نامشروع و نامقبول بودن.

بیراه نیست اگر بگوییم حکومت به جای پذیرش مسئولیت خود در مدیریت کشور و پاسخگویی درباره این میزان ناکارآمدی و سوءمدیریت همواره بر نقش پررنگ دشمن خارجی و آن‌ها که منافع ملی ایران را برنمی‌تابند تاکید داشته است. مسئولان حاضر ایران چنان از اغتشاش، نفوذ، پروژه‌های کشته‌سازی و رویکردهای ضد ایرانی معترضان به خود می‌گویند که به نظر می‌رسد دشمنان در مدیریت کشور ولو مدیریت ناکارآمد آن و تاثیرگذاری بر مردم نقشی پررنگ‌تر و تاثیری بسزاتر دارند. 

مسئولان کشور هم سال‌هاست در گوشه‌ای نشسته‌اند و به تماشای فسق و فجور دشمنان مشغولند و کاری از دستشان بر نمی‌آید. مدل محکوم کردن دیگری به جای پذیرش مسئولیت و کاستی‌های خود باعث انباشتی از نارضایتی در جامعه شده است.

نارضایتی از نادیده گرفتن مطالبات مردم و سرکوب معترضان و مخالفان در چنین شرایطی مردمی که ازانواع آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی مانند بیکاری، تورم، فساد و نقض حقوق بشر رنج می‌برند و هیچ مقامی را هم پاسخگوی مشکلات و مطالباتشان نمی‌دانند چاره‌ای جز اعتراض با صدای بلند ندارند با این حال ساختار سیاسی کشور بدون عبرت گرفتن از گذشته همچنان همان مدل تکراری و نخ‌نما را به رخ مردم می‌کشد و سعی می‌کند این تفکر را همچنان در جامعه القا کند که این همه رنج نه ناشی از ناکارآمدی کارگزاران خود که به دلیل توطئه‌های خارجی است. رفتاری که بعید است به بهبود اوضاع جامعه منجر شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن