خانه جامعه از کنش نمادین تا تصرف مدنی فضا در مسیر آزادی و گذار سیاسی

هموطن بررسی کرد؛

از کنش نمادین تا تصرف مدنی فضا در مسیر آزادی و گذار سیاسی

دانشگاه به‌مثابه شاخص وضعیت جامعه در بزنگاه‌های تاریخی، وضعیت دانشگاه‌ها اغلب تصویری فشرده از وضعیت کلی جامعه ارائه می‌دهد. هرگاه امکان گفت‌وگو، نقد و سازمان‌یابی در دانشگاه محدود شود، می‌توان اطمینان داشت که انسداد سیاسی به مرحله‌ای پیشرفته رسیده است. برعکس، هر زمان که دانشگاه‌ها زنده، پویا و منتقد باقی بمانند، هنوز روزنه‌ای برای اصلاح، گذار و بازسازی اجتماعی وجود دارد.

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق

دانشگاه به‌مثابه شاخص وضعیت جامعه در بزنگاه‌های تاریخی، وضعیت دانشگاه‌ها اغلب تصویری فشرده از وضعیت کلی جامعه ارائه می‌دهد. هرگاه امکان گفت‌وگو، نقد و سازمان‌یابی در دانشگاه محدود شود، می‌توان اطمینان داشت که انسداد سیاسی به مرحله‌ای پیشرفته رسیده است. برعکس، هر زمان که دانشگاه‌ها زنده، پویا و منتقد باقی بمانند، هنوز روزنه‌ای برای اصلاح، گذار و بازسازی اجتماعی وجود دارد. در این معنا، دانشگاه نه صرفاً یک نهاد آموزشی، بلکه یک نهاد سیاسی و اجتماعی است؛ فضایی که نسبت میان قدرت، دانش و جامعه در آن به شکلی عریان و قابل مشاهده بازتولید می‌شود. از همین روست که دانشگاه‌ها در جوامع غیرآزاد، همواره به یکی از نخستین میدان‌های منازعه میان قدرت سیاسی و جامعه مدنی تبدیل می‌شوند.

چرا دانشگاه «آخرین سنگر» است؟

دانشگاه‌ها در جهان معاصر، تنها مکان تولید دانش تخصصی نیستند؛ آن‌ها شبکه‌هایی زنده از جوانی، آگاهی، ارتباطات افقی و سرمایه نمادین‌اند. در فضایی که رسانه‌ها یک‌دست، احزاب تضعیف‌شده و نهادهای مدنی از کار افتاده‌اند، دانشگاه آخرین عرصه‌ای است که امکان گفت‌وگوی انتقادی و شکل‌گیری روایت‌های بدیل را حفظ می‌کند.

دانشگاه محل تلاقی تجربه زیسته و اندیشه انتقادی است. دانشجو نه‌تنها مصرف‌کننده سیاست، بلکه تحلیل‌گر و بازتولیدکننده معناست. همین ویژگی، دانشگاه را به تهدیدی راهبردی برای قدرت‌های اقتدارگرا بدل می‌کند؛ زیرا قدرت سیاسی می‌تواند بدن‌ها را کنترل کند، اما مهار ذهن‌های متصل به یکدیگر بسیار دشوارتر است. از این منظر، دانشگاه آخرین سنگر است، نه به دلیل خشونت‌پذیری یا شورش‌گری، بلکه به‌واسطه ظرفیت آن برای شکستن انحصار معنا، روایت و مشروعیت.

اعتراض نمادین؛ شکستن دیوار ترس

کنش‌های دانشجویی اغلب با اشکال نمادین آغاز می‌شوند، مانند سکوت‌های جمعی، تحصن‌های محدود، نشانه‌های بصری، بیانیه‌ها یا امتناع از مشارکت در روال‌های رسمی. این کنش‌ها در نگاه نخست کم‌هزینه و کوچک به نظر می‌رسند، اما کارکرد اصلی آن‌ها روانی و اجتماعی است، شکستن دیوار ترس.

اعتراض نمادین پایان راه نیست، بلکه نقطه آغاز آن است. این کنش‌ها به جامعه علامت می‌دهند که امکان نافرمانی وجود دارد و هزینه سکوت، کمتر از هزینه اعتراض نیست. در جوامعی که سرکوب، عادی‌سازی شده است، همین نشانه‌های کوچک می‌توانند حافظه جمعی را بیدار کنند و احساس هم‌سرنوشتی بسازند. تاریخ جنبش‌های اجتماعی مانند زن زندگی و آزادی نشان می‌دهد که هیچ حرکت فراگیری بدون این مرحله اولیه شکل نگرفته است. دانشگاه در این مرحله، نقش آزمایشگاه مقاومت مدنی را ایفا می‌کند؛ جایی که اشکال جدید کنش، زبان اعتراض و همبستگی اجتماعی تمرین و پالایش می‌شوند.

تصرف مدنی فضا؛ نافرمانی بدون خشونت

وقتی مسیرهای رسمی گفت‌وگو بسته می‌شوند، نافرمانی مدنی به یکی از معدود ابزارهای دموکراتیک باقی‌مانده تبدیل می‌شود. اما تمایز میان نافرمانی مدنی و خشونت، تمایزی حیاتی است. تصرف مدنی فضا به معنای بازپس‌گیری عرصه‌های عمومی، بدون توسل به تخریب و خشونت، و با هدف بازتعریف رابطه قدرت است.

در دانشگاه، تصرف مدنی می‌تواند به اشکال گوناگون بروز یابد، تبدیل کلاس به فضای گفت‌وگوی آزاد، ماندن جمعی در محوطه، یا خودداری از تبعیت از دستورالعمل‌های تحمیلی است. این کنش‌ها نه اشغال کور، بلکه بازگرداندن دانشگاه به کارکرد واقعی آن است. حفظ مرز روشن میان کنش مدنی و خشونت، یک مسئولیت اخلاقی و راهبردی است. هرچه چهره مدنی جنبش مخدوش شود، قدرت سیاسی آسان‌تر می‌تواند سرکوب را مشروع جلوه دهد. از همین رو، بلوغ جنبش دانشجویی در توانایی آن برای حفظ این مرز تعریف می‌شود.

دانشگاه خودگردان؛ تمرین دموکراسی در شرایط انسداد

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنبش‌های دانشجویی در جهان، تجربه «دانشگاه خودگردان» است؛ فضایی که در آن، آموزش، تصمیم‌گیری و مدیریت به‌صورت مشارکتی و افقی بازتعریف می‌شود.

دانشگاه خودگردان یک آرمان انتزاعی نیست، بلکه تجربه‌ای عملی از دموکراسی در مقیاس کوچک است. حلقه‌های مطالعاتی مستقل، نشست‌های عمومی، روزنامه‌دیواری‌ها، نمایش فیلم و شبکه‌های داوطلبی، ابزارهایی هستند که این فضا را ممکن می‌سازند. این تجربه‌ها نشان می‌دهند که جامعه‌ای آزاد، پیش از تحقق سیاسی، باید در سطح فرهنگی و نهادی تمرین شود. دانشگاه، به این معنا، پیش‌نمونه‌ای از جامعه‌ای است که هنوز نیامده، اما می‌تواند تصور و تجربه شود.

هراس قدرت از دانشگاه آزاد

تمام نظام‌های اقتدارگرا، بدون استثنا، دانشگاه را زیر نظر می‌گیرند. کنترل انجمن‌ها، حذف استادان منتقد، امنیتی‌سازی فضا و سانسور منابع علمی، همگی نشانه‌های یک ترس ساختاری‌اند: ترس از تولید معنا است. قدرت سیاسی‌ای که بر روایت یک‌دست تکیه دارد، نمی‌تواند نهادی را تحمل کند که پرسش می‌پرسد، روایت رسمی را به چالش می‌کشد و حافظه جمعی می‌سازد. دانشگاه آزاد، حافظه زنده جامعه است؛ حافظه‌ای که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و امکان فراموشی تحمیلی را از قدرت می‌گیرد.

از دانشگاه تا جامعه؛ سرریز آگاهی

جنبش دانشجویی هرگز در حصار پردیس باقی نمی‌ماند. دیر یا زود، زبان و مفاهیم آن به جامعه سرریز می‌شود. وقتی دانشجویان از آزادی اندیشه، عدالت و کرامت انسانی سخن می‌گویند، این مفاهیم به زبان مشترک گروه‌های مختلف اجتماعی تبدیل می‌شود. در این مرحله، دانشگاه نقش پل را ایفا می‌کند، پیونددهنده تجربه‌های پراکنده معیشتی به یک تحلیل ساختاری. اعتراض از یک مطالبه صنفی فراتر می‌رود و به گفتمان عمومی بدل می‌شود. تاریخ معاصر کشورهای مختلف نشان داده است که بسیاری از تغییرات ساختاری، از همین نقطه آغاز شده‌اند.

دانشگاه و امکان گذار سیاسی

گذار سیاسی پایدار، بدون زیرساخت فکری و نهادی ممکن نیست. دانشگاه همان فضایی است که می‌تواند این زیرساخت را فراهم کند: آموزش گفت‌وگو، تصمیم‌گیری جمعی و عبور از منطق حذف و خشونت. بستن دانشگاه شاید در کوتاه‌مدت سکوت ایجاد کند، اما در بلندمدت به انباشت بحران می‌انجامد. تجربه نشان داده است که هرچه این فضا بسته‌تر شود، انفجار اجتماعی محتمل‌تر خواهد بود. حفظ دانشگاه، نه امتیاز به دانشجویان، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده جامعه است.

 نگه‌داشتن سنگر آگاهی

اگر جامعه در آستانه تغییر ایستاده باشد، دانشگاه آخرین سنگری است که نباید فرو بریزد. نه به‌عنوان مکانی قهرمان‌ساز، بلکه به‌مثابه حافظ آگاهی جمعی.

مسئولیت تاریخی دانشجویان، فراتر از اعتراض لحظه‌ای است: سازمان‌دهی، آموزش، ثبت تجربه‌ها و انتقال امید. دانشگاه پیش از آنکه ساختمان باشد، روح اندیشه آزاد است. تا زمانی که این روح زنده بماند، امکان تغییر نیز زنده خواهد ماند. زیرا وقتی همه نهادها فروبپاشند، هنوز دانشگاه می‌ماند و تا وقتی دانشگاه زنده است، آینده بسته نشده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن