صادق زیباکلام، استاد دانشگاه:
یکی از تحولات تدریجی که بعد از انقلاب رخ داد، ارتقای جایگاه اقشار کمدرآمدتر جامعه بود، کسانی که اصطلاحاً به آنها مستضعفین گفته میشد. این ارتقا، اما ارتقایی مصنوعی بود. بهطوری که بالا بردن نقش مستضعفین باعث شد که اساساً مستضعف، محروم و فقیر بودن، نوعی ارزش تلقی شود و متقابلاً ثروتمند بودن و تولید ثروت، بار منفی پیدا کند. حتی امروز اگر دقت کنید، ثروتمند بودن همچنان تا حدی ارزشمند نیست، در حالی که فقیر و مستضعف و محروم بودن، اسباب افتخار و سربلندی تلقی میشود.
فکر میکنم یکی از دلایلی که پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور بعد از انقلاب کاهش یافت، همین توجه بیش از حد به مستضعفین در مقابل ثروتمندان بود؛ زیرا باعث میشد در جامعه، رفتن به دنبال ثروت و ثروتمند شدن، ارزش و اعتبار نداشته باشد.
در پی روندی که گفتم انواع و اقسام تظاهر به وجود آمد؛ تظاهر به فقیر بودن، تظاهر به محروم بودن، تظاهر به پرایدسوار شدن یا پیکانسوار شدن. در مقابل اتومبیل خارجی سوار شدن، داشتن ویلا، سفر به خارج و زندگی فرزندان در غرب ارزش تلقی شد.
من معتقدم که تحولات اجتماعی در ایران، همچون سایر کشورها، عمدتاً با طبقه متوسط و طبقه تحصیلکرده آغاز میشود، نه با اقشار محروم. البته این اقشار به مرور به جریانات سیاسی میپیوندند، اما شروعکننده و آغازگر، روشنفکران و تحصیلکردهها هستند.
بهرغم محدودیتهای اقتصادی برای طبقه متوسط، هنوز هم معتقدم حرکتهای سیاسی و اجتماعی از ناحیه طبقه متوسط شکل خواهد گرفت.
طبقه متوسط آنقدر کوچک و محدود نشده که عملاً اقشار و لایههای محروم که از احمدینژاد یا سعید جلیلی حمایت میکردند، در سیاست دست بالا را داشته باشند. همچنان معتقدم که قشر تحصیلکرده جامعه، که عمدتاً به طبقه متوسط تعلق دارد، همچنان پشتوانه جریانات معتدل و میانهرو است، از جمله دولتهای پزشکیان، روحانی و خاتمی. به بیان دیگر، هنوز دود از کنده طبقه متوسط بلند میشود.
بهرغم اینکه آمار بانک مرکزی می گوید یکسوم جامعه زیر خط فقر هستند، همچنان معتقدم که حرکتهای سیاسی و اجتماعی ترقیخواهانه از سوی همین طبقه متوسط، که خیلی محدود شده و درآمدش کاهش یافته و با مشکلات تورمی و گرانی روبرو است، آغاز خواهد شد. به عبارت دیگر، حرکتهای سیاسی و اجتماعی آغازگر، هنوز از ناحیه طبقه متوسط شکل میگیرد.