اختصاصی گروه اجتماعی/محمدرضا گلسار
تصور کنید در یک مسابقه جهانی شرکت داده میشوید، اما قبل از شروع، چشمها و دستهایتان را میبندند و بعد به شما میگویند: «چرا برنده نشدی؟» این دقیقاً وضعیت کاربر ایرانی در فضای دیجیتال جهانی است. یوتیوبر فارسیزبانی که ماهها و سالها محتوا تولید کرده، حالا بدون اینکه خطایی مرتکب شده باشد، با سقوط ۸۰ درصدی درآمد مواجه است؛ نه بهدلیل ضعف، نه کمکاری و نه بیمخاطب بودن، بلکه صرفاً چون در جغرافیایی به دنیا آمده که سیاستگذارانش آن را به یک منطقه ممنوعه دیجیتال تبدیل کردهاند.
یوتیوب؛ فرصت جهانی، محرومیت بومی
در جهان امروز، یوتیوب برای بسیاری از کشورها یک ابزار پیشرفت است؛ دانشجو با آن درس میخواند، معلم آموزش میدهد، نوجوان مهارت یاد میگیرد و خانوادهای از راه آن نان درمیآورد. اما برای ایرانیها، یوتیوب بیشتر شبیه یک ویترین است؛ همهچیز را میبینند اما حق لمس ندارند.
کاربر ایرانی سالهاست به این تناقض عادت کرده: «حضور دارد اما به رسمیت شناخته نمیشود.میبیند اما دیده نمیشود. تولید میکند اما سهمی برابر از اقتصاد جهانی ندارد.» با این حال، بسیاری از کاربران فارسیزبان با امید، ریسک و سرمایه شخصی وارد این میدان شدند؛ شاید چون دیگر میدانهای داخلی یا بسته بودند یا اساساً وجود نداشتند.
تحریمها فقط عدد نیستند؛ زندگی را نابود میکنند
برخلاف روایتهای رسمی، تحریمها مفهومی انتزاعی یا صرفاً سیاسی نیستند؛ تحریمها مستقیماً روی زندگی آدمها فرود میآیند. وقتی آیپی ایران بهعنوان «پرخطر» یا «تحریمشده» شناسایی میشود، نتیجهاش نه یک گزارش دیپلماتیک، بلکه حذف تبلیغات، کاهش درآمد و بیارزش شدن زحمات هزاران تولیدکننده محتوا است. آپدیت جدید یوتیوب نشان داد که حتی فیلترشکن هم دیگر راهحل نیست. سیستمهای تشخیص موقعیت بهقدری پیشرفته شدهاند که کاربر ایرانی، حتی وقتی تلاش میکند شبیه یک کاربر عادی جهانی رفتار کند، باز هم لو میرود.
وقتی شغل دیجیتال امنیت ندارد
برای بسیاری از یوتیوبرهای فارسی، این فعالیت فقط یک سرگرمی نبود. بعضیها شغل قبلیشان را رها کردند، برخی وام گرفتند، استودیو ساختند، تجهیزات حرفهای خریدند و حتی تیم تشکیل دادند. اینها تصمیمهای جدی اقتصادی است، نه تفریح. اما حالا همهچیز معلق شده. درآمدی که باید هزینه اینترنت، تجهیزات و زندگی را پوشش میداد، ناگهان به یک عدد نمادین تبدیل شده است. این یعنی شغلی که هیچ بیمه، پشتوانه یا امنیتی ندارد؛ شغلی که با یک تصمیم سیاسی یا یک آپدیت نرمافزاری میتواند نابود شود.
سادهترین کار، مقصر دانستن یوتیوب یا آمریکا است. اما این فقط پاک کردن صورت مسئله است. حقیقت تلخ این است که اگر سیاستگذاری داخلی ایران کشور را به چنین انزوایی نمیکشاند، آیپی ایرانی اینگونه در جهان مجرم شناخته نمیشد. همان حکومتی که دسترسی آزاد به اینترنت را در داخل محدود میکند، همانقدر هم در خارج اعتبار دیجیتال شهروندانش را نابود کرده است. کاربر ایرانی همزمان هم در داخل فیلتر میشود و هم در خارج تحریم. نه اینجا پذیرفته است، نه آنجا.
زندگی پشت VPN؛ عادیسازی یک وضعیت غیرعادی
کاربر ایرانی مجبور است زندگی دیجیتال خود را پشت فیلترشکن بسازد؛ چیزی که در هیچ کشوری «نرمال» نیست. این وضعیت آنقدر تکرار شده که به یک عادت جمعی تبدیل شده، اما عادت بودنش از فاجعه بودنش کم نمیکند. وقتی برای دسترسی به آموزش، کار و درآمد باید هویتت را پنهان کنی، یعنی در یک زندان دیجیتال زندگی میکنی؛ زندانی که دیوارهایش نامرئیاند اما تأثیرش کاملاً واقعی است.
مسئله فقط یوتیوبرها نیستند
کاهش ۸۰ درصدی درآمد یوتیوبرهای فارسی یک «خبر تکنولوژی» نیست؛ یک هشدار اجتماعی است. این اتفاق نشان میدهد حتی اگر ایرانیها خلاق باشند، سختکوش باشند و خودشان راهشان را پیدا کنند، باز هم سیستم آنها را زمین میزند.امروز یوتیوبرها ضربه میخورند، فردا فریلنسرها، پسفردا استارتاپها و بعد هر کسی که بخواهد مستقل از ساختار فرسوده داخلی، نفس بکشد. این یک دومینوی قابل پیشبینی است. در چنین شرایطی، مسئله این نیست که چرا درآمد یوتیوبرهای فارسی کم شده؛ سؤال اصلی این است: چند مسیر دیگر باید بسته شود تا بپذیریم مشکل از کاربران نیست؟
وقتی کشوری شهروندانش را از جهان قطع میکند، نباید انتظار داشته باشد آنها در جهان موفق باشند. این سقوط درآمد، فقط یک عدد نیست؛ صدای شکستن آخرین پلهای ارتباطی یک جامعه با دنیای آزاد است.