خانه جامعه نخورید، نپوشید، بیمار نشوید و زنده بمانید؛ 32 سال بعد صاحب خانه شوید!

چند کلامی درباره نرخ‌گذاری 5 میلیاردی کارشناس صدا و سیما برای ارزان‌ترین خانه پایتخت

نخورید، نپوشید، بیمار نشوید و زنده بمانید؛ 32 سال بعد صاحب خانه شوید!

«داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» 

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی

«داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» 

جمله بالا، نه اظهار نظر یک کارشناس یا صاحب نظر سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی که اصل 31 قانون اساسی جمهوری اسلامی است. اصلی که به صراحت به یکی از بنیادی‌ترین نیازهای شهروندان ایرانی اشاره کرده و البته در مناسبات کنونی حاکم بر اقتصاد امروز کشور، بیشتر به یک شعار دور و دراز شبیه است تا اصل مصرحی در قانون اساسی اجرا شده در مملکت! 

در همین باب، اخیرا فردی که در قالب کارشناس در یکی از برنامه‌های تلویزیونی صدا و سیما حاضر شده به گذاره تلخی اشاره کرده که «خشم»، نخستین حس ایجاد شده در ذهن اکثر مخاطبین در حین شنیدن آن است. خشم عمیقی به عمق سالیان دراز، خواستن و نداشتن، داشتن و دیر داشتن، رفتن و نرسیدن، رسیدن و از کام بازماندن و القصه به قواره کرور، کرور مطالبات بر زمین مانده و حالا دیگر؛ اتوپیایی شده جوان ایرانی! 

این کارشناس در برنامه مورد اشاره؛ عنوان کرده؛ «ارزان‌ترین خانه در تهران هم‌اکنون ۵ میلیارد تومان قیمت دارد و این رقم نشان‌دهنده افزایش شدید قیمت مسکن و دشواری خانه‌دار شدن در پایتخت است.»

می‌‌بینید؟ حتی کارشناسان صدا و سیما هم که کار ویژه‌ اصلی‌شان، همواره ایجاد و تزریق «امید» یا به تعبیر دقیق‌تر، شبه امید یا امید کاذب در میان افکار عمومی بوده، امروز اذعان دارند که 5 میلیارد تومان، بله! 5 میلیارد تومان ناقابل، هزینه ارزان‌ترین خانه در پایتخت مملکت است! رقمی که هر مخاطبی، حین مواجهه با آن، احتمالا به دایره واژگانش برای تخلیه روانی از ناحیه وضعیتی که در آن قرار گرفته، افزوده می‌شود. 

به عنوان نمونه؛ اگر حسابی سرانگشتی درباره عدد و رقمی که گفته شد، داشته باشیم، قابی از به خاک نشستن کاخ آرزوهای جوانان این مملکت پیش روی مخاطب، تصویر خواهد شد. مثلا، یک جوان تهرانی اگر بخواهد، چنین رقمی را برای خرید خانه دست و پا کند-به فرض محالِ ثابت ماندن قیمت و بدون اعتنا به تورم نزدیک به سه رقمی نرخ مسکن!-باید، روزانه نزدیک به 14 میلیون تومان ناقابل درآمد داشته باشد و اگر هر ماه را صرفا 30 روزه در نظر بگیریم؛ باید هر ماه، مبلغ 411 میلیون تومان نقدا برای این مورد کنار بگذارد! 

حال، باز اگر در این فقره، رقم حداقل درآمد شخص را 13 میلیون تومان در نظر بگیریم، 384 ماه یا به عبارتی؛ 32 سال زمان نیاز است تا آن شخص به فرض تحقق این درآمد به شکل ثابت و ملاحظاتی که بالاتر گفته شد در سال 1436، بتواند ارزان‌ترین خانه پایتخت را برای خود خریداری کند! 

همه آنچه گفته شد، تازه یک ضرب و جمع ساده در یک دنیای موازی بود و ناگفته پیداست که در دنیای حقیقی، اساسا حتی موضوعیت هم پیدا نمی‌کند. همانگونه که در نمودار روبرو مشاهده می‌کنید؛ تورم نقطه به نطقه کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای کشور در آبان 1404 از تورم حدود 35 درصدی در حوزه مسکن و انرژی حکایت دارد. 

تازه اگر به این اعداد و ارقام، هزینه‌هایی چون؛ خوراک، پوشاک، درمان، آموزش و امثالهم را هم اضافه کنید با یک برهوت در آینده متصور پیش روی یک جوان روبرو خواهید شد. 

جوانی که تازه اگر، خدای ناکرده به بیماری‌های کمرشکنی چون سرطان و سایر بیماری‌های صعب العلاج دچار نشده و هزینه‌های مبادایی نظیر حوادث پیش‌بینی نشده بر سفره نحیف او تحمیل نشود، باز برای تهیه حداقل‌های زندگی با اقسام مصائب و مشقات روبرو خواهد بود، حال خرید مسکن و تمهید سایر بدیهیات اساسی، پیشکش! 

و این؛ وضعی است که ایرانیان امروز با آن دچار هستند و ککی هم از بالانشینان مسبب آن گزیده نمی‌شود که نمی‌شود!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن