گزارش اختصاصی هم وطن/گروه اجتماعی/ کیا مقدم
از انکار تجهیزات تا درخواست کمک خارجی؛ مقصر اصلی آتشسوزیهای غرب مازندران نه طبیعت که بوروکراسی و بیعملی است. در حالی که دود آسمان جنگلهای هیرکانی را فرا گرفته است و سرخی آتش زبانه می کشد، ارتفاعات الیت در مازندران با چشم غیرمسلح قابلیت دیدن ندارند و این بخش از جنگلهای هیرکانی نفسهای آخر را میکشد. در میان این حرارت بی پایان، زنی محلی با غمی که در چهرهش موج میزند، میگوید: «جنگل بکر ما از بین رفت.» این تصویر، چکیده تراژدی است که اکنون بیش از دو هفته است قلب جنگلهای باستانی هیرکانی در غرب مازندران را نشانه رفته است؛ آتشسوزیهایی که نه بیسابقه، بلکه نتیجه قطعی بیتدبیری و تعلل مزمن در مدیریت بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی کشور به شمار میآیند.
آتش در عرصههای جنگلی روستای صعبالعبور «الیت» در بخش مرزنآباد چالوس، نه یک حادثه ساده که یک فاجعه مدیریتی است که بار دیگر ضعفهای ساختاری ایران در مواجهه با بلایا را آشکار ساخت. در حالی که مقامات محلی در ابتدا تلاش کردند ابعاد فاجعه را کوچک جلوه دهند و حتی از اعزام بالگرد سر باز زدند، سرانجام وسعت حریق چنان گسترده شد که دولت ناچار به پذیرش شکست داخلی و درخواست کمک خارجی شد؛ اعترافی تلخ که نشان میدهد «سوپرایز» شدن مسئولان در برابر حوادث، تبدیل به یک رویه معمول شده است.
حریق مهیب: دو موج، یک فاجعه
بر اساس دادههای نقشههای ماهوارهای ناسا و گزارشهای میدانی، آتشسوزی الیت در دو مرحله اصلی رخ داده است. مرحله نخست در حدود ۱۰ آبان آغاز شد و پس از چند روز مهار شده است. اما مرحله دوم، از ۲۴ آبان، با وسعتی به مراتب گستردهتر از سر گرفته شد و اکنون برای شش روز متوالی،مهار آن به دلیل شیب تند، پوشش انبوه لاشبرگها و صعبالعبور بودن منطقه، به چالشی طاقتفرسا تبدیل شده است.
مقامات منابع طبیعی منطقه، همچون مهرداد خزائیپول مدیر منابع طبیعی استان مازندران، ادعا میکنند که مساحت درگیر حریق تنها حدود هفت هکتار و به صورت لکهای است و درختان سرپا آسیب جدی ندیدهاند. اما تصاویر و گزارشهای مردمی این ادعا را به شدت زیر سؤال میبرند. کارشناسان محیط زیست تأکید دارند که آتش نه تنها کف جنگل، بلکه بخشهایی وسیع از ارتفاعات و تاج درختان را نیز درگیر کرده است؛ آسیبی عمیق به اکوسیستم هیرکانی که قدمت آن به میلیونها سال میرسد.
مقصر کیست؟ از شکارچیان تا بوروکراسی فلجکننده
در مورد علت اصلی آتشسوزی، تمامی شواهد و اظهارات رسمی بر عامل «انسانی» دلالت دارند. مدیرمنابع طبیعی منطقه نوشهر اعلام کرد که حریق به طور طبیعی رخ نداده و احتمالاً «شکارچیان،افراد متخلف یا حفاران غیرمجاز» در ایجاد آن نقش داشتهاند. محمد درویش، فعال محیط زیست،نیز ضمن تأکید بر نقش خشکسالی و گرمای بیسابقه پاییزی، انگشت اتهام را به سوی سهلانگاری گلهداران و گردشگران نشانه میرود.
اما اگرچه عامل اولیه آتشسوزی انسانی است، مقصر اصلی در گسترش و تبدیل آن به یک بحران ملی، سیستم مدیریتی کشور است. این بحران نتیجه مستقیم سه دهه بیتوجهی به تأمین تجهیزات تخصصی و آموزش نیروی انسانی است. اولین اشتبا، تعلل در اعزام تجهیزات است که محسن مرادی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی غرب مازندران، می گوید:« از همان روزهای نخست درخواست بالگرد شده بود، اما به دلیل «گسترده نبودن سطح آتشسوزی» بالگردی اعزام نشد.» این تصمیم، که بر اساس برآوردهای اولیه غلط گرفته شد، فرصت طلایی مهار حریق در مراحل ابتدایی را از بین برد.
فقدان نیروهای تخصصی و تجهیزات مدرن از دیگر بلایی است که طبیعت ایران را در خطر انداخته است. گزارشها نشان میدهد که ایران فاقد تجهیزات تخصصی مدرن اطفاء حریق هوایی است. هلیکوپترهای موجود (نظامی یا هلال احمر) صرفاً برای جابهجایی نیرو استفاده میشوند و نه آبپاشی تخصصی. بار اطفاء حریق عمدتاً بر دوش داوطلبان و «همیاران طبیعت» است که با دستهای خالی و بدون تجهیزات کافی به دل آتش میزنند. مصدومیت دستکم ۴ نفر از این نیروهای امدادرسانی، که عمدتاً ناشی از سقوط، دودگرفتگی و خستگی مفرط بوده، گواهی بر این مدعاست.
بوروکراسی فلجکننده از دیگر عوامل ضعف مدیریت بحران در ایران است. مرکز پژوهشهای مجلس نیزپیشتر تأکید کرده بود که بوروکراسی شدید و عدم هماهنگی میان ارگانها (هلال احمر، استانداری،نیروهای نظامی) باعث تأخیر در اعلام وضعیت بحرانی و ورود نیروهای کمکی میشود. این تعلل، نشان میدهد که در ایران، جان جنگل و محیط زیست قربانی کاغذبازیهای اداری میشود.
چرخه معیوب حساسیت و فراموشی
یکی از تلخترین واقعیتها در ایران، چرخه تکراری حساسیت عمومی مقطعی نسبت به حوادث است. هرگاه فاجعهای رخ میدهد، مردم حساسیت نشان میدهند، اما پس از فروکش کردن آتش و دود، مسئله تجهیزات، آموزش و آمادگی به فراموشی سپرده میشود. مسئولان نیز که میدانند این بحرانها«دستاورد سیاسی» برایشان ندارد، هیچ اقدام زیربنایی برای جلوگیری از تکرار آن انجام نمیدهند.
در حالی که متخصصان تأکید دارند مهار آتش در جنگلهای متراکم هیرکانی نیازمند تکنولوژیپیشرفته و نیروهای آموزشدیده است، همچنان شاهدیم که مدیران در بحرانها دستپاچه شده و تنها راهکار مؤثر را بارش باران میدانند. این رویکرد، که متکی بر شانس و طبیعت است تا مدیریتعلمی، نشان از عدم پذیرش مسئولیت در قبال حفظ میراث طبیعی کشور دارد.
پارادوکس کمکهای بینالمللی؛ ترکیه در مقابل سکوت یاران
شاید واضحترین نشانه از عمق بحران، توئیت معاون اجرایی رئیس جمهور در جمعه شب بود که نوشت: «آتش در الیتِ چالوس مهار نمیشود. بدلیل ناکامی تجهیزات داخلی کمک خارجی درخواست کردهایم.» این درخواست، پرده از پارادوکسی بزرگ در سیاست خارجی ایران برداشت. ایران همواره در حوادث طبیعی و غیرطبیعی، پیشگام اعلام آمادگی برای کمکرسانی به کشورهای دیگر بوده است. اما در شرایطی که اکنون خود نیازمند یاری است، شاهد سکوت معنادار کشورهایی هستیم که در منطقه با ایران همراهی نزدیکی دارند؛ نه روسیه و نه سایر یاران منطقهای، اقدام خاصی برایکمک به اطفاء حریق انجام ندادهاند.
در مقابل، این بار نیز مانند حادثه سقوط بالگرد رئیس جمهور پیشین، کشور ترکیه بود که درخواست کمک ایران را پذیرفته است. قبل از این فاجعه شدیدتر شود نیز فعالان محیط زیست درخواست کرده بودند که ایران باید از تجربه و تجهیزات هوایی ترکیه و حتی جمهوری آذربایجان استفاده کند. این وضعیت، نه تنها نشاندهنده ضعف تجهیزاتی ایران است، بلکه بیانگر این واقعیت است که در بزنگاههای بحرانی، روابط سیاسی نمیتواند جایگزین توانمندیهای فنی و لجستیکی شود.
الیت؛ هشداری برای آینده
با وجود اعزام هواپیمای ایلوشین و چند بالگرد در روزهای اخیر، مدیر منابع طبیعی مازندران – منطقه نوشهر تأکید کرده است که تا ده روز آینده بارندگی قابل توجهی در منطقه پیشبینی نمیشودو ۹۰ درصد خاموشی آتش در هیرکانی منوط به نخستین بارندگی بزرگ است. این یعنی جنگلهایباستانی هیرکانی، که میراث جهانی یونسکو هستند، همچنان در معرض تهدید جدی قرار دارند. جوانان محلی با دستهای خالی و جان خود در حال مبارزه با لهیب آتشی هستند که ریشه در سهلانگاریهای سالیان دراز دارد. تراژدی الیت بار دیگر این پرسش حیاتی را مطرح میکند؛ تا کی باید منتظر بمانیم که طبیعت به کمک ما بیاید و ضعفهای مدیریتی ما را بپوشاند؟ و تا کیقرار است درسهای تلخ هر حادثه، به محض خاموش شدن شعلهها، به فراموشی سپرده شوند؟