اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
حسن رحیمپور ازغدی برای خودش پدیده عجیبی است. در مورد همه چیز و همه کس، موعظه میکند و نسخه میپیچد. انگشت اشارهاش را بالا، پایین کرده و برای صدر تا ذیل مملکت، دستورالعمل و باید و نباید ترسیم میکند.
هرچه هم چنین مواضعی عجیبتر و شاذتر باشد به کمیت تریبون او در تلویزیون اضافه میشود و این چرخه، سالهاست بی هیچ کم و کاستی ادامه دارد. دقایق سخنرانیاش هر بار بیشتر میشود که کمتر، نه! سخنرانی که چه عرض شود؛ اشدا علی بینهم در قاموس نظری و عملی او و همقطارانش چنان پررنگ است که هیچ جنبندهای از تیغ تیز حملات گستاخانه و عمدتا بیپایه و اساسشان در امان نیست!
همین استاد به عنوان نمونه در یکی از برنامههای تلویزیون به مسئله افزایش جمعیت و لزوم آن تاکید کرده و افاضه داشته بود؛ «هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه «هیکلمون به هم می خوره!» ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.»
از همین ادبیات درباره بدن نیمی از شهروندان جامعه بگیرد تا مثلا در جایی که این عضو شورای نمایندگی رهبری در دانشگاهها به دانشگاهیان تاخته و گفته بود؛ «فایده دانشگاهها چیست؟ دانشگاهها بهجز هزار دکتر و فوقلیسانس چه محصول دیگری داشته است؟ بعضی از مسئولان حوزه علمیه قم اعلام کردند دانشگاهیان محصولات تحقیقات خود را عرضه کنند، چرا آنقدر حرف میزنید؟ مدیران حوزه قم، مشهد، اصفهان و مراجع باید یقه اینها را بگیرند. کارآمدی آقای مهندس و دکتر فقط برای جلسات خواستگاری یا جلساتی است که با آن بتوانند پز بدهند و به درد دیگری نمیخورد. در هیچ کجای دنیا مانند ایران عقده دکتر شدن نداریم.» او البته پیشتر نیز در خصوص عدم انتشار هیچ اثر آکادمیکی از سوی خود، مدعی شده بود؛ «من فوقدکترای کتابخوانی دارم!»
این عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی، اخیرا در موضعی عجیب، این بار برای جنگ و سیاست خارجی نسخه پیچیده و یادآور شده؛ «حتی اگر نفت ما را بزنند، اشکالی ندارد. نفتی که باعث فساد شده و جلوی سو مدیریت را نگرفته، آسیب ببیند، بهتر است!»
خب! چه چیز از این بهتر! نفت را که بزنند، زیرساخت را که بزنند، همین نیمبند پل و جاده را هم بزنند به کجای جهان زندگی رحیمپور و امثال او بر خواهد خورد؟ او که از پارکینگ به پارکینگ با راننده شخصی در تردد بوده و سر سوزنی نگرانی از اقسام مصائب پیش روی یک زندگی شرافتمندانه از نظر معیشتی، دغدغه نداشته، چه باک دارد؟ نفت چرا؟ اصلا کل ایران را بزنند! ککی از او و همپالگیهایش گزیده خواهد شد؟
به کجای تریج قبای استاد برمیخورد که زیرساختهای نفتی مملکتی که نیمی از سرانه درآمد ملی مردمانش را تجارت و نیمی از تجارتش را فروش همین نفت تشکیل میدهد، مورد حمله قرار بگیرد؟ خب بگیرد! اصلا به او چه؟! کل نفت و زیرساخت و دارایی این مملکت را هم که بزنند، حتی به قدر قطع اینترنت نیز، خط و خشی بر روزمرگی او و رفقایش نخواهد خورد. باز آنها هستند که کت و شلوار اتوکشیده بر تن کرده و صاف به دوربین زل میزنند و فریاد انتقام و جنگ در مقابل دیدگان مستاصل ملت سختی کشیده سر خواهند داد.
البته، استاد در این افاضات، روشن نکرده که مرادش از نفتی که جلوی سومدیریت را نگرفته، چیست؟ آیا نفت در مقابله با فساد و سومدیریت، عاملیتی دارد؟ اگر مثلا در شهرداری و فلان ارگان و بهمان تشکیلات حکومتی در این مملکت، فسادی رخ داد-که قربانش بروم، درشت و درست درمان هم رخ داده-باید کل آن تشکیلات و منابع ملی تحت اداره آن را در سیبل حملات خارجی، مشروع دانست؟ شاید هم استاد از خبر مگویی آگاه است که لابد قرار شده تا ایالات متحده یا اسرائیل در آینده نزدیک پا را از زدن زیرساختهایی نظیر پلهای کوچک و مخازن آب مناطق محلی فراتر گذاشته و منابع نفتی و انرژی ایران را هدف قرار دهند که به زعم خودش، پیشاپیش در حال آمادهسازی افکار عمومی است! عاقلان دانند!
به زعم استاد، لابد وقتی هم که بزن که خوب میزنیهایش محقق شد و مردم به مصائبی سنگینتر و سختتر-بیش از شعب ابی طالب کنونی که در آنیم-افتادند، لابد جلوی دوربین مینشیند و خلق الله را به گرسنگی و تشنگی و قناعت و نکشی دعوت میکند و پشت بندش هم اگر چنانچه احدی از خلقالله در خیابان، حق خود را فریاد زدند، خب! درهای زاغههای مهمات را باز و باز هم هزاران هزار نفر از این مردم ستمدیده را به تیغ گلوله میسپارند و خلاص!
البته طرح این جنس سخنان، البته از سوی چندان بدیع نیست! رحیم پور ازغدی که پیشتر نیز در دهه نود در یکی از سخنرانیهای پیش از خطبههای نماز جمعه، بحث ورود به کشورهای اسلامی را پیش کشیده و گفته بود؛ «این داعشی که صورتش را میپوشاند غیر از چندهزار نفر بقیه ارتشهای مزدور کشورهای عربستان، آمریکا و کشورهای اروپایی هستند. دشمنان برای آدمکشی خیلی سریع وارد کشورهای اسلامی میشوند. ما چرا باید تعارف کنیم باید یک سپاه صدهزار نفری چریک تشکیل دهیم و علناً وارد کشورهای اسلامی شوند.»
به هر حال، سوال اصلی افکار عمومی مواجه شونده با این دست خاصهخرجیها از منافع ملی، این است که اساسا؛ چون رحیمپور ازغدیهایی، کجای سیاست این مملکت و منافع ملی آن هستند و تا کی و چه زمانی، قاطبه مردم باید هزینههای گزاف و هنگفت این دست مواضع را بدهند؟ به هر حال از یاد نبردهایم که همین رحیمپور در دوره رهبری دوم نظام، مشاور علی خامنهای در حوزه مسائل اجتماعی بود و نباید صرفا به دید یک سخنران یا واعظ در گوشهای از مملکت به آن نگاه کرد!