اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: سرانجام پس از سی و نه روز جنگ، دود سفید از دو سوی خط مقدم آن به چشم خورد و به رغم تهدیدات پرطمطراق طرفین از خط و نشان ترامپ برای نابودی زیرساختهای ایران گرفته تا فریاد «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکای» هواداران هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی، ترک تخاصم به مدت دو هفته در دستور کار تهران، واشنگتن و به تبع آن؛ تلآویو قرار گرفت. جمهوری اسلامی بر اساس همان دست فرمانی به تقریب، تن به توافق برای آتشبس با آمریکا داد که همین چند روز قبل، محمد جواد ظریف، شمایلی از آن را مطرح کرده بود و مورد نوازش سعید حدادیانها و دیگر عناصر رادیکال قرار گرفته بود. القصه که در حالی، همدستی این کلمات در این نگاره را به تماشا نشستهاید که امروز، نخستین روز از آتشبس به ظاهر شکنندهای است که طرفین تخاصم به مدت چهارده روز به آن ملتزم خواهند بود.
آتشبسی که بالطبع، واجد ابعاد مختلفی خواهد بود که به نظر، تبعات میانمدتی را برای هر دو طرف، علیالخصوص؛ تهران به دنبال خواهد داشت. نخستین وجه این تبعات، بازگشت لگام کنترل بازار جهانی نفت به دست واشنگتن و سایر کشورهایی است که در سی و نه روز گذشته به دلیل انسداد تنگه هرمز، مهار این پیامدها را از دست داده بودند. واشنگتن که در این مدت با افزایش سرسامآور قیمت نفت و گاز و همچنین بنزین در داخل و خارج از آمریکا روبرو شده بود در این بزنگاه آتشبس، این فرصت را به دست خواهد آورد تا حدی عاملیت خود را در این باره به دست بیاورد. در سوی مقابل، تهران هم که توانسته بود با استفاده از مجال انسداد تنگه، کارت طلایی بازی را در اختیار خود بگیرد، این کارت و امکان ابتکار عمل را تا اطلاع ثانوی از دست داده و اساسا آشکار نیست که پس از پایان مهلت آتشبس-به شرط عدم نقض و پایبندی طرفین به آن-باز به سیاق گذشته بتواند در این مسیر تکتازی کند.
دونالد ترامپ باز هم از موضع و اولتیماتومی دیگر عقب نشست و وجدان تاریخ را با تهدید رسمی یک ملت به نابودی تمدن آن، از میان بردن زیرساختهای غیرنظامی به مانند نیروگاهها، پلها و پالایشگاهها در روز روشن و البته سکوت برخی مدعیان وطندوستی در مقابل این تهدید غیرانسانی و آشکار تنها گذاشت! به عبارت دیگر، این سوال، همچنان پابرجاست که چطور مدعیانی که شب و روز-به درستی-؛ جمهوری اسلامی را متهم به ضدیت با وطن و تمامی عناصر ایراندوستی میکردند، امروز در مقابل تهدید یک عنصر خارجی برای بازگرداندن ایران با آن تمدن پرآوازه به عصر حجر و نابودی تمدن! اینک اینگونه به ابتذال تن به سکوت سپردند؟ به هر ترتیب، همانگونه که همین عده بر لزوم تفکیک جمهوری اسلامی از «ایران» تا کنون تاکید ورزیدهاند؛ دفاع از کیان وطن و مام میهن نیز منفک از دفاع از جمهوری اسلامی بوده و این روسیاهی تا ابد به مانند نظام سیاه روی اسلامی در خیانت به وطن بر پیشانیشان باقی خواهد ماند. در جنگی که نیمه نخست آن از سر گذشته، جمهوری اسلامی از شخص اول گرفته تا بالاترین سطوح فرماندهی و هدایت خود را از دست داده و شما بگویید؛ دریغ از اینکه مثلا پسرخاله یسرائیل کاتز، وزیر خارجه اسرائیل یا همسایه نتانیاهو در حملات جمهوری اسلامی دچار آبریزش بینی شوند، حتی! در مدتی که شاهد جنگ بودیم، آسمان تهران به سیاق جنگ دوازده روزه، اتوبان دوسویه و خلوت جنگندههای متخاصم بود و گاهی حتی به ظاهر برای ارعاب و تفریح خود سری به جای جای تهران میزدند و بدون هیچ انفجار و شلیکی به آشیانه بازمیگشتند. بسیاری از قوای لجستیک نظامی جمهوری اسلامی در جنگ حاضر از میان رفته و در همه قوا از نیروی هوایی و دریایی گرفته تا شاکله دستگاههای متعدد امنیتی مورد ضرب و انهدام قرار گرفتهاند.
بازسازی این سطح تخریب هم که گفته شد، کار یک روز و دو روز و القصه یک آتش بس شکننده دو هفتهای نیست! به دلیل حملات تهران به ابوظبی، ریاض، دوحه، منامه و دیگر بازیگران منطقهای در خلیج فارس، وضعیت جمهوری اسلامی از حیث مناسبات سازنده با همسایگان نیز به طور کلی با دگرگونی همراه شده و به نظر میرسد که حتی با اتمام کامل جنگ با مختصات کنونی نیز به سهول و به همین نزدیکی قابل ترمیم نخواهد بود. اقتصاد کشور با در نوردیدن شاخصهای متعدد اقتصادی سراسیمه به سمت فروپاشی اقتصادی، بحران و وخامت حرکت کرده و همین امر نیز، نظام را در ادامه با اقسام چالشهای مختلف اقتصادی برای تمهید بدیهیات 90 میلیون ایرانی در کنار تبعات و پیامدهای جنگ روبرو خواهد کرد.
در نهایت نیز، امروز با نظامی روبرو هستیم که در کنار تمامی جنایات چند دهه گذشته خود، هنوز با کشتار بهتآور دیماه و تبعات سنگین آن دست به گریبان بوده و به رغم تمامی ادعاها و بعضا بلوفها، هم پی جنگ را به تن مالیده، هم تن به مذاکره داده، هم نه سازش و نه تسلیم، نبرد با آمریکای هواخواهانش را به محاق برده و حاضر به آتش بس شده و مخلص کلام اینکه در منتها علیه فقدان مشروعیت سیاسی و اجتماعی به سر میبرد. بماند که این نظام با این مختصات، یحتمل باید در جنگی پس از دو هفته شرکت کند که جنگ سی و نه روز اخیر، شاید ماکتی از آن بوده است!