خانه سیاست روایتی از دگردیسی اعتراض در قلب دانشگاه/ آمار سرکوب دانشجویان؟!

دانشجویان خواجه نصیر: عواقب ایستادگی خود را می‌دانیم،اما دیگر حاضر به پذیرش زندگی ذلیلانه نیستیم

روایتی از دگردیسی اعتراض در قلب دانشگاه/ آمار سرکوب دانشجویان؟!

زمستان سال ۱۴۰۴ در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود که صحن دانشگاه‌های بزرگ ایران، شاهد یکی از ملتهب‌ترین دوران‌های خود در دهه‌های اخیر است. وقایع روزهای سوم و چهارم اسفندماه نشان داد که دانشگاه، به عنوان نهادی که به طور سنتی مهد گفت‌وگو و اعتراضات مدنی بود، اکنون به شکلی گریزناپذیر وارد چرخه‌ای از خشم و تقابل فیزیکی شده است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-فرهاد جم

زمستان سال ۱۴۰۴ در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود که صحن دانشگاه‌های بزرگ ایران، شاهد یکی از ملتهب‌ترین دوران‌های خود در دهه‌های اخیر است. وقایع روزهای سوم و چهارم اسفندماه نشان داد که دانشگاه، به عنوان نهادی که به طور سنتی مهد گفت‌وگو و اعتراضات مدنی بود، اکنون به شکلی گریزناپذیر وارد چرخه‌ای از خشم و تقابل فیزیکی شده است. گزارش‌های میدانی و تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، تصویری از پردیس‌های مرکزی را ترسیم می‌کنند که در آن فریادهای اعتراضی با درگیری‌های تند و چهره‌های مصدوم گره خورده است. این تغییر وضعیت، بیش از هر چیزحکایت از حضور نسلی از دانشجویان دارد که فراتر از مطالبات صنفی، تمامیت یک ساختار را به چالش کشیده و در برابر سرکوب، به جای عقب‌نشینی، به ایستادگی روی آورده‌اند.

ماجرا از روز یکشنبه سوم اسفندماه به اوج خود رسید؛ روزی که چندین دانشگاه معتبر کشور از جمله بهشتی، شریف، امیرکبیر، تهران، علم و صنعت و حتی دانشگاه‌های مشهد مانند فردوسی و سجاد، به کانون تجمع و تحصن تبدیل شدند. پیام مرکزی این تجمعات که در شعارهای تند و صریح دانشجویان متبلور بود، یک «نه» قاطع به ساختار سیاسی موجود بود. دانشجویان با یادآوری نام کسانی که در سال‌های اخیر جان خود را از دست داده بودند، نشان دادند که حافظه تاریخی دانشگاه نه تنها پاک نشده، بلکه به محرکی برای دادخواهی بدل گشته است. این حرکت‌ها که با هدف اعلام انزجار از سیاست‌های حاکم شکل گرفت، بلافاصله با واکنش‌های امنیتی و انضباطی روبرو شد که خود هیزمی بر آتش خشم دانشجویان در روز بعد ریخت.

روز دوشنبه چهارم اسفند، فضای دانشگاه بهشتی به شکلی بی‌سابقه امنیتی شده است. در ورودی اصلی این دانشگاه، یعنی درب دندانپزشکی، نیروهای حراست با در دست داشتن لیست‌هایی که نام ده‌ها دانشجو در آن‌ها درج شده بود، اقدام به تفتیش و ممانعت از ورود کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که نام دست‌کم چهل نفر از دانشجویان دختر در این لیست‌های ممنوع‌الورودی دیده شده و همزمان، پیامک‌های تهدیدآمیز مبنی بر محرومیت از تحصیل به گوشی‌های بسیاری از دانشجویان ارسال شده است. این سطح از برخورد که حتی در دوره‌های سخت پیشین نیز کمتر مشاهده شده بود، نه تنها باعث پراکندگی دانشجویان نشد، بلکه آن‌ها را در مقابل دانشکده ادبیات گرد هم آورد تا با سکوت و همدلی، پیوند خود را در برابر فشارها مستحکم کنند.

همزمان در دانشگاه الزهرا، اعتراضات رنگ و بویی نمادین و در عین حال رادیکال به خود گرفت. دانشجویان با به آتش کشیدن پرچم جمهوری اسلامی و سر دادن شعارهایی که به نام تاریخی این دانشگاه در زمان افتتاح اشاره داشت، مرزهای جدیدی از اعتراض هویت‌محور را ترسیم کردند. آن‌ها نام دانشگاه الزهرا را «فرح» خطاب کردند. درگیری‌ها در این دانشگاه زمانی به اوج رسید که نیروهای حراست سعی در متفرق کردن دانشجویان داشتند، اما با مقاومت فیزیکی و ایستادگی آن‌ها روبرو شدند. صحنه‌هایی از تقابل مستقیم دانشجویان با نیروهای بسیج و حراست، و شعارهایی که بازگشت به گذشته و نفی حال را فریاد می‌زدند، نشان‌دهنده گسست عمیقی است که میان بدنه دانشجویی و نهادهای قدرت ایجاد شده است.

در دانشگاه علم و صنعت، فضای سوگواری با ابهام و خشم درآمیخت. انتشار خبر فوت یکی از دانشجویان در حین کلاس درس، موجی از ناباوری را ایجاد کرد. اگرچه روابط عمومی دانشگاه بلافاصله علت را سابقه بیماری قلبی اعلام کرد، اما در اتمسفر سرشار از بی‌اعتمادی کنونی، این حادثه به سرعت به بخشی از روایت کلی سرکوب و فشار روانی بر دانشجویان بدل شد. برای دانشجویانی که در میان دود و فریاد روزهای اعتراضی به سر می‌برند، هر حادثه‌ای در محیط دانشگاه، نشانی از فشار ساختاری است که بر جسم و روان آن‌ها سنگینی می‌کند.

دانشگاه‌های مشهد نیز از این موج برکنار نماندند. در دانشگاه غیرانتفاعی سجاد، دانشجویان با برپایی تجمعی در حیاط دانشگاه و رعایت یک دقیقه سکوت به احترام جان‌باختگان، شعارهایی سر دادند که نشان‌دهنده همسویی کامل فضای دانشگاهی در شرق کشور با پایتخت بود. این هماهنگی سراسری نشان می‌دهد که جنبش دانشجویی از مرحله اعتراضات پراکنده عبور کرده و به نوعی همگرایی در هدف و روش رسیده است؛ روشی که در آن تهدید به اخراج یا تعلیق، دیگرکارکرد بازدارنده خود را از دست داده و تنها به رادیکال‌تر شدن فضا منجر می‌شود.

بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی که در همین ایام منتشر شد، به خوبی زیربنای فکری این حرکت‌ها را تبیین می‌کند.

آن‌ها با تاکید بر اینکه دانشگاه سنگر ابدی آزادی است، اعلام کردند که با وجود سرکوب سهمگین، از رسالت خود غافل نخواهند شد. در این بیانیه، دانشجویان به صراحت اعلام کردند که عواقب ایستادگی خود را می‌دانند، اما دیگر حاضر به پذیرش زندگی ذلیلانه نیستند. این متن که سرشار از واژگانی چون بیداری،افشاگری و پیروزی است، نشان می‌دهد که منطق حاکم بر ذهن دانشجوی امروز، منطق عبور کامل از وضعیت موجود و پیوند خوردن با اراده عمومی مردم برای تغییرات بنیادین است. یکی از دانشجویان این دانشگاه می‌گوید:« تهدیدات دانشگاه دیگر اثر ندارد، آمار احضار ها انقدر بالاست که ما آمار دقیقی نداریم. هر کس که در تجمعات حضور داشته را تهدید کردند ولی دانشجویان همچنان به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.»

آنچه از برایند وقایع این دو روز پرالتهاب حاصل می‌شود، تصویری از یک بن‌بست تمام‌عیار در شیوه مدیریت دانشگاه است. دانشگاه بهشتی ۱۵ نفر احضار شدند و دانشگاه تهران سه نفر ممنوع‌الورود هستند، به گفته دانشجویان علم و صنعت، این دانشگاه برگزاری کمیته های انضباطی را آغاز کرده است. اما برخورد فیزیکی، استفاده از لیست‌های سیاه، ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز و حضور نیروهای لباس‌شخصی در محوطه‌های آموزشی، نه تنها نتوانسته است آرامش را به دانشگاه بازگرداند، بلکه دانشگاه را به میدان نبردی بدل کرده که در آن معترضان به شدت عصبانی و آماده تقابل است. تغییر ماهیت اعتراضات از شعارهای مدنی به درگیری‌های فیزیکی و شعارهای ساختارشکن، گویای این واقعیت است که نهاد دانشگاه دیگر خود را بخشی از نظم موجود نمی‌بیند و به عنوان پیش‌قراول تغییر، مسیرخود را به سمت آینده‌ای نامعلوم اما قاطعانه جدا کرده است.

این وضعیت، زنگ خطری جدی برای ساختاری است که سال‌ها تلاش کرد دانشگاه را به محیطی خنثی بدل کند، اما اکنون با واقعیتی روبرو شده که در آن دانشجو، جان خود را سپر بلای آرمان‌هایش کرده است. یکی از دانشجویان دانشگاه  پلی تکنیک می گوید:« از چهره نیروهای امنیتی مشخص است که دچار استیصال شده‌اند و هر کاری برای ساکت کردن بچه‌هاانجام می‌دهند، آتش خشم دانشجویان را بیشتر می‌کند.»




آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن