اختصاصی گروه اقتصادی/ محمدرضا گلسار
بحث توسعه و رشد ماهوارهها و بهطور کلی حوزه فضایی غیردفاعی در کشور ما، نه فقط یک موضوع علمی که شاخصی از ناکارآمدی عمیق مدیریت مالی و سیاستگذاری کشور است. وقتی کشوری را بررسی میکنیم که هنوز اینترنت آزاد ندارد و بخش عمده مردم برای دسترسی به شبکه جهانی مجبور به استفاده از فیلترشکن هستند، صحبت از پرتاب ماهواره و توسعه فضا صرفاً نمایش پوچ و توخالی است. این اقدامات نه پاسخ به نیاز واقعی جامعه، بلکه نمایشی گرانقیمت است که پول مردم را در مسیرهایی خرج میکند که هیچ بازده ملموسی برای جامعه ندارد.
بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۵، بودجه حوزه فضایی غیردفاعی از ۵۵۱۱ میلیارد تومان در سال گذشته به ۶۰۳۰ میلیارد تومان افزایش یافته است. این رشد حدود ۹ درصد است، اما وقتی آن را در برابر تورم افسارگسیخته سالانه قرار میدهیم، در واقع این «افزایش» چیزی جز کاهش ارزش واقعی منابع نیست. از این مقدار، حدود ۴۸۲۱ میلیارد تومان صرف داراییهای سرمایهای و ۱۲۹۰ میلیارد تومان صرف هزینههای جاری میشود. نکته مهم اینجاست که سهم واقعی این بخش در بودجه عمومی کشور همچنان حدود یکدهم درصد است؛ رقمی که نه تنها کم است، بلکه در سالهای گذشته روندی ثابت یا کاهشی داشته است. با چنین سهم اندکی، چگونه میتوان انتظار داشت پروژههای فضایی عملاً اثرگذار باشند؟
بررسی تفکیکی دستگاهها نشان میدهد بیشترین سهم اعتبارات فضایی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اختصاص دارد. مجموع اعتبارات این وزارتخانه در بخش فضایی از ۵ هزار و ۱۴۳ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ به ۵ هزار و ۸۵۵ میلیارد تومان در لایحه ۱۴۰۵ رسیده است. در حالی که سازمان فضایی ایران تنها ۳۸۰ میلیارد تومان دریافت میکند. این توزیع منابع نه فقط چابکی سازمانهای تخصصی را کاهش میدهد، بلکه ابتکار عمل در اجرای پروژههای راهبردی را به شکل غیرقابل بازگشتی محدود میکند. مأموریتهایی مانند توسعه ماهواره، خدمات فضاپایه و زیرساختهای پرتاب، نیازمند منابع پایدار و تصمیمگیری سریع هستند، اما بودجه فعلی آنها را به یک نهاد فرمالیته و نیمهکار تبدیل کرده است. در حالی که بودجه سرمایهای رشد محدودی داشته، درآمدهای پیشبینیشده برای حوزه فضایی تقریباً ثابت مانده است: ۳۲۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۵ در برابر ۳۲۱ میلیارد تومان سال گذشته. این ثبات درآمدها، در شرایطی که هزینهها به شدت افزایش یافته، نشان میدهد بخش فضایی عملاً به منابع عمومی دولت وابسته است و هیچ مکانیزم پایداری برای خودکفایی مالی ندارد. نتیجه این سیاست، اتکا به پول مردم و ناتوانی در خلق ارزش واقعی اقتصادی است.
لایحه بودجه ۱۴۰۵ به اهداف کمی زیادی اشاره دارد؛ از ایجاد پایگاههای اطلاعاتی و سامانههای پایش گرفته تا تأمین تصاویر ماهوارهای و توسعه ایستگاههای زمینی. همچنین بر توسعه خدمات فضاپایه با ارزش افزوده و حرکت به سمت منظومههای ماهوارهای و حکمرانی دادهمحور تأکید شده است. اینها به ظاهر وعدههای جاهطلبانه و آیندهنگرانهای هستند، اما در عمل، مسیر اجرای آنها مبهم و پر از ایراد است. همچنین پروژههایی مانند تکمیل پایگاه ملی پرتاب فضایی، دستیابی به مدار ژئو، یا راهاندازی کامل مرکز ملی تجمیع و آزمون سامانههای ماهوارهای، بدون تضمین منابع مالی و ساختار اجرایی مشخص، به محلی برای اتلاف پول و انرژی تبدیل شدهاند. بخش خصوصی نیز با خطرات سرمایهگذاری غیرشفاف و عدم تضمین حمایت مواجه است؛ نتیجه، یک چرخه بیپایان از وعده، هزینه و ناکارآمدی است.
یکی از بزرگترین مشکلات بودجه ۱۴۰۵ در بخش فضایی، تمرکز غیرمنطقی منابع در ستاد وزارتخانه و عدم تخصیص بودجه کافی به نهادهای تخصصی است. این تمرکز باعث میشود پروژههای فضایی به ابزار تبلیغاتی دولت تبدیل شوند. هر ریالی که به این برنامهها اختصاص مییابد، در عمل از جیب مردمی گرفته میشود که زیر بار تورم له شدهاند و برای یک زندگی استاندارد تلاش میکنند، اما هیچ صدای اعتراضی از سوی نهادهای مسوول شنیده نمیشود. شفافیت و گزارشدهی دورهای نیز تقریباً هیچ جایگاهی ندارد. هیچ سازوکار نظارتی قدرتمند، هیچ گزارش مالی دقیق و هیچ پاسخگویی واقعی به مردم وجود ندارد. پولی که صرف توسعه فضا میشود، به جای ایجاد زیرساختهای پایدار، صرف پروژههای نمایشی میشود و در نهایت به جیب افرادی میرود که شعار توسعه و نوآوری میدهند اما در عمل هیچ مسوولیتی نمیپذیرند.
بنابراین آنچه از بودجه فضایی ۱۴۰۵ برمیآید، یک بازی خطرناک با پول مردم است.
افزایش اسمی اعتبارات، رشد محدود سازمانهای تخصصی، تمرکز منابع در ستاد وزارتخانه و درآمدهای ثابت در شرایط تورمی، همه نشان میدهد که توسعه واقعی حوزه فضایی در کشور ما عملاً متوقف شده و اهداف بلندپروازانه برنامه هفتم به شعارهایی توخالی تبدیل شده است. ما با وضعیتی مواجهایم که منابع عظیم مالی صرف پروژههای نمایشی میشود، در حالی که جامعه در شرایط اقتصادی سخت و اعتراضهای شنیدهنشده زندگی میکند. بدون این تغییرات، هر ماهوارهای که پرتاب شود، تنها نماد نابودی منابع عمومی و ناکارآمدی سیستم مدیریتی خواهد بود.