یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
علیرضا دبیر که ید طولایی در صحبت های بی سر و ته و بیان جملات قصار دارد، در چند روز اخیر علاوه بر اخراج یکی از کشتی گیران نامی کشور ازتیم ملی به دلیل داشتن تتو، درباره مراسمهای کشته شدگان حوادث دی ماه گفته که چرا خانواده ها به جای عزاداری، شادی می کنند و میرقصند؟ آقای دبیر اولا این نوع عزاداری یک پیامی دارد که تو و امثال تو درکی از آن ندارید و آنقدر در تفکرات پوچ و بی سر و ته خود غرق هستید که اساسا نمی فهمید این نوع عزاداری چرا و چگونه اتفاق می افتد دوما کی به شما اجازه داده که درباره این موضوع اظهارنظر کنید؟ شما چه جایگاه حقوقی دارید که بخواهید درباره نوع برگزاری مراسم عزاداری مردم حرف بزنید؟
شما بروید با تسبیح و شلوار شیش جیب در میان طرفداران جمهوری اسلامی رژه بروید و سخنرانی کنید شما را چه به مردم؛ مردم اصلا برای شما و امثال شما تره هم خرد نمی کنند؛ همین چند وقت پیش هم شنیدم که درباره علی دایی و رسول خادم حرف زده بودید. می دانستی زمانی که تو در راه مدرسه بودی و در کوچه پس کوچه های محله تان برای همسن و سال های خودت عرض اندام می کردی، رسول خادم مشق کشتی می کرد و به دنبال هدف های بزرگتر که تو درکی از آن نداری بود.می دانستی؟
تو ناخن کوچک علی دایی و رسول خادم هم نمی شوی وهر کسی کمی فهم و شعور داشته باشد می فهمد که تو برای اینکه دیده شوی خودت را به زور بالا می کشی که شاید هم قد آنها شوی اما من به تو می گویم که زهی خیال باطل؛تو نه دیروز نه امروز و نه فردا هیچ وقت هیچ وقت مثل آنها نخواهی شد، می دانی چرا چون تو پست و حقیر بودن در مقابل چشم مردم را انتخاب کردی آنها مرام و بزرگ بودن را.
آقای دبیر از این پس وقتی خواستی جایی سخنرانی کنی اول فکرکن بعد حرف را در دهنت مزه مزه کن بعد حرف بزن؛ یک نکته را دوباره برایت یادآوری می کنم که شما در قد و قواره این نیستید که درباره مردم کوچکترین حرفی بزنی؛ بترس از روزی که ورق برگردد و تو بمانی و مردمی که حرف های این روزهات را فراموش نمیکنند، آن روز نمی دانم من زنده ام یا نه اما اگر زنده بودم برای هرکسی که با مشت تو دهان تو می کوبد دست می زنم و آن روز خیلی نزدیک است، خیلی.