اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
در حالی که اعتراضات سراسری در ایران به قتلگاه جوانان تبدیل شد و بحرانهای اقتصادی جمهوری اسلامی را به مرز بحران رسانده، موج جدیدی از بازداشتهای هدفمند علیه اقلیت بهائیان ایران شدت گرفته است.
بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، در دو ماه گذشته دهها نفر از شهروندان بهائی، بدون اتهام رسمی بازداشت شدهاند؛ به عنوان نمونه میتوان به پویان غلامی در کرمان و نوید ذرهبین در مشهد اشاره کرد. این سرکوب سیستماتیک، ریشه در ایدئولوژی ضدبهائی جمهوری اسلامی دارد که بهائیان را به عنوان “دشمنان اسلام” و ذاتا جاسوس اسرائیل میبیند و همزمان برخورد با این اقلیت مذهبی را ابزاری برای انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی حکومت تلقی میکند.
به همین دلیل، طی دو ماه گذشته و با اوج گیری بحرانهای درونی در جمهوری اسلامی، سایه سرکوب بر جامعه بهائیان ایران سنگینتر است.
این اقلیت مذهبی، که بیش از ۳۰۰ هزار عضو در ایران دارد و بزرگترین گروه غیرمسلمان پس از وقایع ۱۳۵۷ به شمار میآید، بار دیگر قربانی سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی شده است.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری، طی دو ماه اخیر، نیروهای امنیتی دستکم دهها بهایی را در شهرهایی مانند کرمان، مشهد، اصفهان و تبریز بازداشت کردهاند.
این بازداشتها اغلب بدون حکم قضایی و در جریان تفتیش خانهها و محلهای کار انجام شده و متهمان به مکانهای نامعلوم منتقل گردیدهاند. خانوادهها از عدم دسترسی به اطلاعات وضعیت زندانیان شکایت دارند، و در مواردی مانند رژین حسینینژاد، وضعیت سلامتی بازداشتشدگان در خطر جدی است. جزئیات این بازداشتها، تصویری تلخ از نقض حقوق بشر ترسیم میکند.
در کرمان، که یکی از کانونهای اعتراضات اخیر بوده، پویان غلامی، در محل کارش توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان، منزل او تفتیش و وسایل شخصی و الکترونیکیاش مصادره گردید. غلامی که به عنوان تکنسین در یک شرکت محلی فعالیت میکرد، هیچ سابقه کیفری ندارد و تنها “جرم” او، اعتقاد به دین بهائی است.
در مشهد، نوید ذرهبین، هنرمند بهایی، بازداشت شده و خانوادهاش بیش از یک ماه است که از وضعیت او بیخبرند. ذرهبین، که آثار هنریاش نماد مقاومت فرهنگی بهاییان است.
غزاله رعیت، نیز طی هفتههای اخیر در محل کارش در مشهد دستگیر شد و اکنون در زندان وکیلآباد بلاتکلیف است.
پیام فریدیان، فعال مدنی بهایی نیز در همین مدت دستگیر شده و در همان زندان به سر میبرد و گزارشها از شکنجههای روانی او حکایت دارد.
چندی پیش نیز رسانهها اعلام کردند که یگانه آگاهی، یگانه روحبخش، آرزو سبحانیان، مژگان شاهرضایی، شانا شوقیفر، ندا بدخش، پرستو حکیم و نگین خادمی، هر یک به ۱۰ سال حبس و ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی و بهاره لطفی و ندا عمادی هر کدام به ۵ سال حبس و ۵۰ میلیون جریمه نقدی محکوم شدند. این ۱۰ زن بهایی همچنین به مجازات تکمیلی ۲ سال ممنوعالخروجی از ایران و ۲ سال استفاده از شبکههای اجتماعی محکوم شدهاند.
از میان این افراد، یگانه روحبخش و آرزو سبحانیان، مادر و دختر هستند و یگانه تنها ۱۹ سال دارد.
این ۱۰ شهروند اصفهانی به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، انجام فعالیت تبلیغی آموزشی انحرافی مغایر با موازین و عقاید مبین اسلام از طریق ترویج و آموزش عقاید بهائیت بین مسلمانان و همکاری با گروههای متخاصم!!!! (بیت العدل) علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شدهاند.
در کرمان هم آیلین صحراگرد، در روزهای اخیر بازداشت شده و وضعیتش نامعلوم است. به همراه وی، پیوند نعمینی نیز در همین شهر بازداشت شده است.
ادیب شهبازپور نیز در همین مدت در شهر کرمان دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است. شکیلا قاسمی دیگر شهروندی است که طی روزهای اخیر در کرمان بازداشت شده است.
از سوی دیگر، خبرها حاکی از آن است که در ۲۳ بهمن، پدرام احمدی، شهروند بهائی ساکن شهرکرد نیز پس از تفتیش منزل و محل کار، بازداشت شده است.
این فهرست، تنها بخشی از بهائیان دستگیر شده طی دو ماه اخیر است. گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران نشان میدهد که بخش مهمی از دستگیری شهروندان بهائی اغلب همزمان با اعتراضات خونین سراسری دیماه رخ داده است.
جمهوری اسلامی همواره بهائیان را به “ارتباط با اسرائیل” متهم میکند – اتهامی که ریشه در مهاجرت مرکز جهانی بهائی به حیفا پس از وقایع سال 57 دارد – و از آن برای توجیه سرکوب استفاده میکند.
چرا جمهوری اسلامی بهائیان را سرکوب میکند؟
سرکوب بهاییان در ایران، نه یک سیاست تصادفی، بلکه استراتژیک و ایدئولوژیک است. از سال ۵۷، قانون اساسی جمهوری اسلامی، اسلام و مذهب شیعه را به دین و مذهب رسمی اعلام و بهائیان را به عنوان “مرتد” و “جاسوس” طرد کرده است. مراجع شیعه در سالهای اخیر به صراحت بهائیان را پیرو “آئین ضاله” خوانده و فتاوایی برای اعدام رهبران آنها صادر کردهاند.
این دیدگاه، ریشه در تعارض اعتقادی دارد؛ بهائیان که دینشان بر وحدت ادیان و برابری جنسیتی تأکید دارد، تهدیدی برای مذهب شیعی تلقی میشوند.
گزارش مرکز جهانی بهائیان نشان میدهد که در میان بحرانهای ملی، نفرتپراکنی علیه بهائیان ۴۰ درصد افزایش یافته، مسئولان جمهوری اسلامی این اقلیت مذهبی را همواره “عامل اسرائیل” میخوانند. این شیوه از دهه 60 تا به امروز ادامه دارد. علاوه بر این، محرومیت بهائیان از تحصیل در دانشگاه، مشاغل دولتی و حقوق شهروندی، آنها را به حاشیه رانده و حقوق اصلی و شهروندی آنها را به شدت نقض میکند.
در نهایت، این موج بازداشتها نه تنها نقض کنوانسیونهای بینالمللی حقوق بشر است، بلکه زنگ خطری برای تمام اقلیتها در ایران به شمار میآید.
اما جامعه بهاییان ایران با وجود سرکوبهای گسترده و سیستماتیک، نماد مقاومت مسالمتآمیز به شمار میآیند و در چهار دهه اخیر، در هیچ یک از رخدادهای خشونتآمیز، مشارکت نداشتهاند.
به همین دلیل است که برخی از تحلیلگران بر این باورند که با وجود نقض سیستماتیک حقوق اقلیتهای بهایی در ایران، این گروه به دلیل اعتقادات مذهبی و مشی پرهیز از خشونتی که دارند، از جمله صبورترین مخالفان جمهوری اسلامی هستند و این رویکرد “خشونت پرهیز” آنها میتواند پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی، برای سران نظام و مسئولان ارشد حکومت، گرانبها باشد.