خانه سیاست بله آقای دکتر! پادشاه سرکوب لخت است! 

چند خطی با رئیس دولتی که موتور ماشین سرکوب را روشن کرد

بله آقای دکتر! پادشاه سرکوب لخت است! 

همین چندی پیش بود که علی شکوری‌راد، دبیرکل پیشین حزب اتحاد ملت و نماینده مجلس ششم در دورهمی معاونین و فعالین ارشد ستاد انتخاباتی پزشکیان، ضمن اشاره به سناریوهای سرکوب و قتل عام مردم معترض در دیماه 1404 به بازگوی حقایقی پرداخت که سخت به مذاق دست اندرکاران این کشتار خوش نیامد و در فاصله‌ای کوتاه، این پزشک سیاستمدار را به پشت میله‌های اوین هدایت کرد! 

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

همین چندی پیش بود که علی شکوری‌راد، دبیرکل پیشین حزب اتحاد ملت و نماینده مجلس ششم در دورهمی معاونین و فعالین ارشد ستاد انتخاباتی پزشکیان، ضمن اشاره به سناریوهای سرکوب و قتل عام مردم معترض در دیماه 1404 به بازگوی حقایقی پرداخت که سخت به مذاق دست اندرکاران این کشتار خوش نیامد و در فاصله‌ای کوتاه، این پزشک سیاستمدار را به پشت میله‌های اوین هدایت کرد! 

معاون تبلیغات ستاد انتخاباتی پزشکیان در این سخنان، یادآور شد؛ «در یکی از بولتن‌های دانشگاه امام حسین صریحاً نوشته شده است برایسرکوب ابتدا باید کشته‌سازی کرد، مسجد آتش زد، قرآن آتش زده شود تا بتوانیم اعتراضات را سرکوب کنیم. در همین کرج، روح‌الله عجمیان را لباس بسیجی تنش کردند و به میان مردم معترض فرستادند، همان زمان ازکشتنش فیلم‌برداری کردند و سپس تمام کسانی که آنجا بودند را گرفتند و پزشک متخصص را محکوم به اعدام کردند تا جامعه را مرعوب کنند. منمی‌دانم در قضیه کوی دانشگاه چه کسی اتوبوس را آتش زد. احمدی‌نژادهم سال‌ها بعد همین‌ها را گفت که نیروهای امنیتی خودشان اتوبوس و وسایل مردم را آتش زدند.»

شکوری‌راد، اضافه کرد؛ «یک بسیجی رفته در یک کوچه بن‌بست که مردم گرفتار شده بودند را به رگبار بسته و کشته است؛ ببینید چه جامعه دوقطبی درست کردید و نفرت ایجاد کردید بین مردم و نیروهایحاکمیت… اگر ایران باقی بماند، سیاه‌ترین روز تاریخ برای کشور رقم خورد. من به هیچ عنوان باور به موساد ندارم؛ کسانی این کارها را کردند که خواستند «اغتشاشات» را سرکوب کنند… دو نهاد امنیتی که جیک و پیک همه را درمی‌آورند باید مورد بازخواست قرار گیرند؛ این‌ها کجا بودند؟ کو این امنیت؟ چه کار کردید شما؟ نه من این را باور می‌کنم و نه مردم که کار موساد و سیا بوده است.»

شکوری‌راد که همواره در گفت‌وگوهای رسانه‌ای نیز عادت به ضبط مصاحبه دارد، این بار نیز مشروح سخنان خود را منتشر کرد تا دومینوی واکنش‌ها به این سخنان به راه بیفتد. از بازداشت چند عضو ارشد اصلاح‌طلبان تا اجرای حکم زندان خود او. 

این افشاگری که با سکوت علی خامنه‌ای همراه بود، بی‌پاسخ نماند و مسعود پزشکیان سریعا کت درآورد و وارد صحنه شد!-چقدر خوشحالیم که برای انتخاب شخصی چون او برای حضور در پاستور، حتی ثانیه‌ای کار ستادی نکرده و قدمی از قدم برنداشتیم!-او که شعار اجرای منویات رهبر معظم از دهانش نمی‌افتد در سخنانی در گرگان، صراحتا بر معاون تبلیغات ستادش که اکنون در پشت میله‌های اوین روزگار می‌گذراند، تیغ کشید و گفت: «اینچه حرفی است که کسی به اسم اصلاحات و روشنفکری حرفی را می‌زندکه دشمن دلش می‌خواهد؟ آیا عقلانی است که بپذیریم ما خودمان بازار، مسجد و آمبولانس را به آتش بکشیم که بخواهیم جامعه را مدیریت کنیم؟بعد ترامپ و نتانیاهو بگویند که شما بروید آتش بزنید، ما می‌آییم! همین استان گلستان را ارزیابی کنید، اگر قصوری از سوی دولت صورت گرفته ما را محاکمه کنید، باید اصلاح کنیم اما ادعا نکنیم که در حال خوردن و بردن هستند.» 

دست مریزاد کیهان به موضع پزشکیان

اولین به به و چه چه به این سخنان از سوی حسین شریعتمداری در کیهان مطرح شد و مدیرمسئول روزنامه ولی فقیه در حالی که سخنان شکوری‌راد را «دقیقاً همان ادعاهای ترامپ و نتانیاهو» می‌خواند با تمجید خط و نشان کشیدن رئیس جمهور منتخب رهبری نوشت؛ «شان می‌دهد که وقتی پایاسلام و انقلاب در میان باشد، مسئولان با شجاعت و درایت وارد صحنه می‌شوند و یاوه‌سرایی پادوهای همسو با دشمنان ملت را بی‌پاسخنمی‌گذارند. پزشکیان ضمن محکومیت اظهارات شرم‌آور شکوری‌راد، به آیاتی از قرآن نیز استناد کرده‌اند تا نشان دهند که دروغ‌سازان و کسانیکه به شیاطین گوش می‌دهند، سرنوشتشان روشن است.»

واکنش حزب اتحاد ملت به هجمه یکسویه علیه دبیرکل سابق

حسین نورانی‌نژاد، قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت، تنها عضوی از این حزب بود که به موضع‌گیری یک طرفه پزشکیان علیه سخنان شکوری‌راد، واکنش نشان داد و نوشت؛ «اگر بنا بر اثبات و شفافیت است، اول نوبت قدرت است. شما با همه امکانات امنیتی، اطلاعاتی و رسانه‌ای در کشوری که سرتاسر زیر دوربین‌هایتان است، صریحاً انگشت اتهام را به سوی «موساد و تیم‌های ترور» گرفتید. افکار عمومی حق دارد بداند بر چه اساسی؟ مستندات شما چیست؟ اگر فرضا اثبات کردید، تازه پرسش بعدی آغاز می‌شود. این همه گروه ترور از کجا و چگونه شکل گرفتند که شما در دولت و شعام و این همه نهاد ریز و درشت اطلاعاتی و امنیتی و امکانات و بودجه فراوان مهارش نکردید؟»

پاسخ تند اسدی لاری از دادخواهان جنایت پرواز 176 اوکراینی

محسن اسدی لاری، پدر محمد حسین و زینب از مسافران پرکشیده جنایت پرواز اوکراینی از جمله چهره‌هایی بود که به این سخنان پزشکیان واکنش تندی نشان داده و یادآور شد؛ «برغم تعجب عمیق شما که مگر می‌شودحاکمیت مردم را به قتل برساند و یا جنایات دیگری انجام دهد، تأکیدمی‌کنم: بله! مگر یادتان رفت که عامدانه پرواز مسافری عزیزانمان را با دو موشک سرنگون کردند؟ و علیرغم پافشاری ما خانواده‌های داغدار و ثبت شکایات مکرر علیه تعدادی از آمران و عاملان و مباشران این جنایت،هنوز هم آن‌هایی که مانده‌اند را به دادگاه نیاوردند؟ مگر یادتان رفت که عاشورای ۸۸ براساس اعترافات خودشان و سپس رئیس دولت وقت، تمام جنایات توسط عناصر امنیتی انجام گرفت؟ مگر یادتان رفت که در حمله وحشیانه به کوی دانشگاه در تیرماه ۷۸ کدام اراذل و اوباش با تدبیرقاتلانه و جبارانه رئیس وقت نیروی انتظامی و دیگر فرماندهان آن جنایت را آفریدند؟ مگر یادتان رفت که قتل ده‌ها روشنفکر و نویسندهمخالف توسط محافل امنیتی در دهه ۷۰ صورت گرفت و اگر مقاومت رئیس جمهور وقت نبود، آن را هم به پای آمریکا و رژیم صهیونیستیمی‌گذاشتند؟ بسیاری از جنایات دیگر مثل اسیدپاشی‌ها، مسموم‌سازیدختران معصوم نوجوان در مدارس در ۱۴۰۱، سرکوب خونین اعتراضات مردمی در ۹۶، ۹۸ و جنبش ۱۴۰۱. بله! آقای دکتر پزشکیان، همکار قدیمی که البته هیچ‌گاه همدردی شما را در فاجعه سرنگونی پرواز عزیزانمندیدم، اما اکنون به تبع پست ریاست شعام جنایات را توجیه می‌کنید.»

وقتی صدای روزنه‌گشایان هم در می‌آید!

مهدی شیرزاد، عضو پیشین شورای مرکزی حزب اتحاد ملت و از چهره‌های موسوم به روزنه‌گشا که به تازگی سر و کله‌ای در حزب تازه تاسیس این جریان به نام «عهد» آشکار کرده، ضمن واکنش به موضع رئیس دولت در این باره، نوشت؛ «شکوری راد احمق نیست! خواب نما هم نشده است! شکوریرادی که این حرف ها را بر زبان آورده قضیه کارناوال عصر عاشورا در خرداد 76 را دیده است. او برنامه‌های تلویزیونی هویت و چراغ را دیدهاست. ماجرای اتوبوس حامل اعضای کانون نویسندگان را شنیده است. فیلم کنفرانس برلین و فیلم اعترافات همسر سعید امامی را نیز دیدهاست. در جریان جزئیات پرونده قتل زهرا کاظمی بوده است. از ماجراهایقتل های زنجیره ای نیز اجمالا مطلع است. قصه‌های مربوط به کویدانشگاه تهران و علامه را نیز می داند. در جریان موضوعات مرتبط با ترور سعید حجاریان هم بوده است. او همچنین ماجرای سقوط هواپیمایاوکراینی و سه روز خلاف واقع گفتن به مردم را دیده است. در خصوص دی96 در مشهد و خراسان و فضاسازی منفی راجع به سند 2030 و… نیزمطالبی شنیده است.»

شیرزاد، همینطور در ادامه هم گفته؛ «آقای رئیس جمهور اگر توان عمل به موارد فوق را دارند، بسم الله. اگر ندارند، بهتر است زبان در کام گیرند و به کسی که در زندان است و امکان دفاع ندارد، نتازند! ایشان با وفاق یکطرفه شان، به اندازه کافی از مجموعه های امنیتی دلبری کرده اند، خوبست قدری به فکر قول و قرارشان با مردم و گردنی که رهن گذاشتند باشند!»

پادشاه لخت سرکوب! 

از همین تریبون و به همین وسیله به استحضار رئیس دولت هم گفتنی است که اگر همچنان سوالش با این عنوان که «آیا عقلانی است که بپذیریم ما خودمان بازار، مسجد و آمبولانس را به آتش بکشیم که بخواهیم جامعه را مدیریت کنیم؟» پابرجاست، باید بداند که بله! پیرو آنچه گفت شد و نشد از سابقه سیاه نظامی که او امروز کت نفر دومی‌اش را بر تن دارد، انتظار همه این‌ها و بیش از آن وجود دارد. پادشاه سرکوب مورد حمایت آقای دکتر! لخت است، خیلی وقت است که لخت است و با سر به برف فرو کردن‌هایی نظیر آنچه در مجادله یکسویه با شکوری‌راد دیدیم، قابل کتمان یا تطهیر نیست. البته از رئیس جمهوری که در بحبوحه گلوله خوردن جوانان و آقازاده‌های رعنای این سرزمین با فریاد اغتشاش، اغتشاش و تروریست، تروریست، موتور ماشین سرکوب نظام را روشن کرده و به خون‌شوری از دستان سیاه عملگان ظلم پرداخت؛ انتظاری برای پذیرش حقیقت و عدم انکار آن نیست.  

به هر حال، پزشکیان که با این خط و نشان آخر، راهش را در دنباله‌روی شخص اول نظام بیش از پیش روشن کرده، این اصلاح‌طلبان هستند که باید بین تداوم حمایت از او یا روشن کردن مواضع خود و ماندن در کنار مردم، یکی را انتخاب کنند.

اصلاح‌طلبان و دو راهی ماندن در کنار دیکتاتور یا مردم!

فارغ از همه آنچه به بهانه رفت و برگشت مواضع شکوری‌راد و پزشکیان گفته شد، اکنون تشت رسوایی دیکتاتور کهنسال و فرتوت این سرزمین، بیش از هر زمان دیگری از بام افتاده و با مواضعی که از سوی چهره‌هایی نظیر شکوری‌راد، آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده، محسن امین‌زاده و دیگر چهره‌هایی از این دست سراغ داریم، نیک آشکار است که با قتل عام شنیع مردم بی‌دفاع از دیماه، بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب نیز با عبور از این تمامیت‌خواهی و اقتدارگرایی، جانب مردم را انتخاب کرده-صرف نظر از اینکه باز اندکی محافظه‌کاری را به صورت ذاتی، همراه با سیاست‌ورزی خود دارند-و دیکتاتور و جوان‌کشی‌اش را در مقابل خود قرار داده‌اند. حال بازماندگان این جریان نظیر روزنه‌گشایان و اصحاب احزابی نظیر اعتماد ملی، کارگزاران، ندا و دیگر گعده‌های اصلاح‌طلبی هستند که باید بین ساحت شرافت قرار گرفتن در کنار مردم یا انفعال و دفاع از ظلم یکی را انتخاب کنند. چرا که با سفاکی که از این نظام سیاسی در اذهان وجدان‌های آگاه به ثبت رسیده با هیچ ماله‌ای پوشاندنی نیست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن