خانه سیاست جامعه ایران تا چه زمانی تحمل خواهد کرد؟

هم وطن تاثیرات فاجعه دی ماه را بر جامعه ایران بررسی می‌کند

جامعه ایران تا چه زمانی تحمل خواهد کرد؟

در دی ماه ۱۴۰۴، ایران شاهد یکی از گسترده‌ترین اعتراضات مردمی در دهه‌های اخیر بود. این قیام، که از نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ریشه می‌گرفت، به سرعت به یک جنبش سراسری تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، در این قیام هزاران نفر از معترضان کشته، زخمی یابازداشت شدند.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در دی ماه ۱۴۰۴، ایران شاهد یکی از گسترده‌ترین اعتراضات مردمی در دهه‌های اخیر بود. این قیام، که از نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ریشه می‌گرفت، به سرعت به یک جنبش سراسری تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، در این قیام هزاران نفر از معترضان کشته، زخمی یابازداشت شدند. آمار دقیق کشته‌شدگان هنوز مورد مناقشه است، اما مقامات جمهوری اسلامی حداقل کشته شدن 3117 نفر را تایید کرده‌اند، این در حالی است که مجامع مستقل بین‌المللی تخمین‌هایی از 36 هزار 500 تا 43 هزار کشته را مطرح می‌کنند.

این رویداد، که از ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴ آغاز شد و تا اواخر ماه ادامه یافت، نه تنها یک بحران سیاسی بود، بلکه یک ضربه عمیق به بافت روانی و اجتماعی جامعه ایران وارد کرد. 

از منظر روانشناختی، این کشتار عمومی یک “ترومای جمعی” ایجادکرده است. مفهوم ترومای جمعی، که توسط روانشناسان اجتماعی مانند کای اریکسون در کتاب “همه چیز در مسیر خود” توصیف شده،به وضعیتی اشاره دارد که یک رویداد ویرانگر نه تنها افراد را، بلکه کل جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 

در ایران دی ماه ۱۴۰۴، شوک اولیه از کشته‌شدن معترضان – اغلب جوانان و افراد عادی جامعه – منجر به علائم گسترده‌ای مانندافسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه شده است. مطالعات روانشناختی، مانند پژوهش‌های انجمن روانشناسی آمریکا در مورد سرکوب اعتراضات در کشورهای خاورمیانه، نشان می‌دهدکه چنین رویدادهایی نرخ خودکشی را تا ۲۰ درصد افزایش می‌دهندو احساس ناامیدی را در میان نسل جوان تقویت می‌کنند. 

اکثر مردم ایران، شوکه، اندوهگین و افسرده شده‌اند. این احساسات نه تنها فردی هستند، بلکه به صورت جمعی گسترش می‌یابند.خانواده‌های قربانیان، دوستان و حتی کسانی که مستقیماً درگیرنبودند، از طریق رسانه‌های اجتماعی و اخبار، این تروما را تجربه می‌کنند. 

حال این پرسش مطرح می‌شود که اثرات این ترومای جمعی چه خواهد بود؟ یک جامعه که اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و انگیزه برای مشارکت اجتماعی کاهش می‌یابد. روانشناسان مانند یودیت هرمان در کتاب “تروما و بهبود” تأکید می‌کنند که ترومای جمعیمی‌تواند به “انجماد عاطفی” منجر شود، جایی که افراد ازفعالیت‌های اجتماعی عقب‌نشینی می‌کنند و به انزوا پناه می‌برند.

از دیدگاه جامعه‌شناختی، این فاجعه به “شکاف اجتماعی” دامن زده است. نظریه‌پردازان مانند امیل دورکیم در کتاب “خودکشی” توضیح می‌دهند که خشونت دولتی علیه شهروندان، می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تضعیف کند و به حالتی از بی‌نظمی و فقدان هنجارهامنجر شود. 

کشتار معترضان در قیام دی ماه چه اثراتی در جامعه ایران خواهد داشت؟

اثرات فاجعه دی ماه در ایران را می‌توان از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار داد.

نخست، از نظر اقتصادی: 

افسردگی جمعی بهره‌وری را کاهش می‌دهد. گزارش‌های سازمان بین‌المللی در مورد وضعیت  اقتصادی کشورهای پس از بحران، نشانمی‌دهد که ترومای ملی می‌تواند رشد اقتصادی در این کشورها را به طور چشم‌گیری کاهش دهد.

در ایران، که پیش از دی ماه ۱۴۰۴ با تورم بالای ۴۰ درصد دست وپنجه نرم می‌کرد، این فاجعه به رکود بیشتر منجر شده وسرمایه‌گذاری خارجی را دفع کرده است. 

دوم، از منظر سیاسی: 

این کشتار اعتماد به نهادهای دولتی را نابود کرده و خواهد کرد. نظرسنجی‌های مستقل مانند آنچه توسط مرکز افکارسنجی ایران دربهمن ۱۴۰۴ منتشر شد، نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد مردم احساس می‌کنند حکومت مشروعیت خود را از دست داده است. این می‌تواند به بی‌ثباتی مزمن منجر شود، جایی که هر بحران کوچک به یک انفجار بزرگ تبدیل می‌شود.

سوم، تأثیرات فرهنگی: 

جامعه‌شناسان مانند پیتر برگر در “ساخت اجتماعی واقعیت” تأکیدمی‌کنند که چنین رویدادهایی هویت ملی را تغییر می‌دهند. در ایران،این فاجعه ممکن است به تقویت هویت‌های قومی یا ملی در برابرهویت مذهبی فعلی منجر شود که این خود خطر تجزیه اجتماعی راافزایش می‌دهد. 

در نهایت، نتایج انسانی این فاجعه، هزاران خانواده داغدار، کودکان یتیم‌شده و زخمی‌هایی که ممکن است برای همیشه باقی بمانند، بارروانی سنگینی بر جامعه تحمیل می‌کنند. این چرخه می‌تواند نسل‌های آینده را تحت تأثیر قرار دهد، همان‌طور که در موارد مشابه ماننداعدام‌های سال 67 یا اعتراضات آبان 98 دیده شد.

حال به پرسش اصلی می‌رسیم: آیا حکومت‌ها می‌توانند روی خون هزاران نفر به حکومت خود ادامه دهند؟ تاریخ پاسخ پیچیده‌ای می‌دهد. از یک سو، مثال‌هایی مانند رژیم بشار اسد در سوریه وجوددارد، که پس از کشتار ده‌ها هزار نفر در جنگ داخلی، همچنان قدرترا حفظ کرد، هرچند با هزینه‌های سنگین اقتصادی و انزوای بین‌المللی.

یا رژیم صدام حسین در عراق، که پس از سرکوب گسترده مخالفان، بیش از یک دهه ادامه داد تا اینکه با حمله خارجی سرنگون شد. اما از سوی دیگر، تاریخ نشان می‌دهد که چنین حکومت‌هایی اغلب ناپایدار هستند. 

تحلیلگران معتقدند که سرکوب‌های خشن می‌تواند مشروعیت را نابودکند و به “بحران مشروعیت” منجر شود، جایی که حکومت تنها با زوربقا می‌یابد، اما در نهایت فرومی‌پاشد. 

در مورد ایران ۱۴۰۴، اگرچه حکومت ممکن است موقتاً کنترل را حفظ کند، اما نتایج فاجعه‌بار مانند افزایش تحریم‌ها، مهاجرت واعتراضات زیرزمینی، پایداری بلندمدت را تهدید می‌کند. 

بنابراین ممکن است جمهوری اسلامی مدتی به همین منوال ادامه دهد، اما نه برای همیشه؛ خون هزاران نفر اغلب بذر تغییرات بنیادین را می‌کارد.

به همین دلیل است که می‌توان گفت که قیام دی ماه ۱۴۰۴ نه تنها یک فاجعه انسانی بود، بلکه زنگ خطری برای جامعه ایران است. برای بهبود، نیاز به گفتگوی ملی، عدالت انتقالی و حمایت از قربانیان داریم. بدون این‌ها، چرخه خشونت ادامه خواهد یافت و روزهای آینده را سیاه‌تر خواهد کرد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن