اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
در پی انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیسجمهور که با حمایت گسترده جریان اصلاحطلبی همراه بود، انتظار میرفت دولت او پلی برای اصلاحات ساختاری و کاهش تنشهای اجتماعی باشد.
پزشکیان، که سابقه نمایندگی مجلس و وزارت بهداشت در دولت اصلاحطلبان را داشت، با شعارهایی مانند شفافیت و عدالت اجتماعی وارد عرصه شد. با این حال، اعتراضات گسترده دیماه۱۴۰۴ که از یک سو به عنوان بزرگترین خیزشهای مردمی پس از وقایع ۵۷ شناخته میشود و از سوی دیگر بزرگترین کشتار تاریخ ایران حداقل طی دویست سال اخیر است، نقطه عطفی در روابط پزشکیان با پایگاه اصلاحطلبانهاش ایجاد کرد.
این اعتراضات، که در بیش از ۴۰۰ شهر و 900 نقطه ایران رخ داد ومنجر به کشته شدن هزاران معترض شد، نه تنها حاکمیت را به چالش کشید، بلکه شکاف عمیقی میان پزشکیان و اصلاحطلبان ایجاد کرد.
گزارشها حاکی از سرکوب شدید و کشتار گسترده معترضان توسط نیروهای امنیتی است، که منجر به کشته شدن هزاران نفر، زخمی شدن دهها هزار و بازداشت گسترده شد.
در این میان، مواضع پزشکیان به عنوان رئیسجمهور که انتظارمیرفت همدلانه با معترضان برخورد کند، به شدت جنجال برانگیز شد. او در سخنرانیهای متعدد، معترضان را به “کشتار، اقدام مسلحانه وخرابکاری” متهم کرد و اعتراضات را “توطئه دشمنان خارجی” مانندآمریکا و اسرائیل خواند.
پزشکیان در نخستین موضعگیری خود پس از قیام مردم در دی ماه، معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» خواند و خواستار برخورد«قاطع» نیروهای امنیتی با آنها شده بود.
وی حتی مدعی شد که معترضان از آمریکا و اسرائیل «دستور»میگیرند و افزود که «دشمن تروریستهای آموزشدیده را به کشوروارد کرده است».
رئیس جمهور مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی حتی مدعی شد که مردم معترض مساجد و قرآنها را آتش زده و به اماکن دولتی و عمومی حمله کردهاند و حتی مدعی شد که تروریستها، مردم را سر بریدهاند.
این اظهارات بلافاصله از سوی بسیاری از تحلیلگران مورد انتقاد قرار گرفت و کارشناسانی مانند محمد فاضلی که در دوران انتخابات ریاست جمهوری، پزشکیان را برای رسیدن به پاستور حمایت کرده بودند، تاکید کردند که پزشکیان صف خود را مشخص کرده و ضمن قرار گرفتن در مقابل مردم، حرفهای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را بازگو میکند.
این مواضع، که به نظر میرسد همسو با خط رسمی مدافعان جمهوری اسلامی است، واکنشهای تندی از سوی اصلاحطلبان به دنبال داشت.به عنوان نمونه علی شکوریراد، دبیرکل سابق حزب اتحاد ملت و یکی از چهرههای برجسته اصلاحطلب، در سخنرانیای که فایل صوتی آن منتشر شد، مستقیماً پزشکیان را نقد کرد.
او گفت: “تعجبآور است که چرا پزشکیان گزارش نهادهای امنیتی راباور کرد و آمد در تلویزیون گفت و خودش را سوزاند و آتش به دل مردم زد.”
شکوریراد تأکید کرد که پزشکیان باید نهادهای حاکمیتی را بازخواست میکرد و روایت رسمی از “کشتهسازی از نیروهای بسیج و انتظامی” را که پروژه حکومت برای سرکوب مردم است را باور نمیکرد.
وی همچنین تاکید کرد که حکومت برای سرکوب مردم و کنترل اوضاع، خودش مساجد و قرآنها و اماکن و اموال عمومی را آتش میزند تا از یک بهانه سرکوب و کشتار معترضان را داشته باشد و از سوی دیگر مظلومنمایی کند.
این اظهارات صریح شکوریراد منجر به بازداشت وی توسط نیروهای اطلاعاتی و دستگاه قضایی شد، که نشاندهنده تشدید فشارها برمنتقدان داخلی است.
پس از این اظهارات علی شکوری راد بود که پزشکیان شخصا به میدان آمد و پاسخ او را داد.
وی بدون نام بردن از شکوری راد گفته است: اینکه فردی در فضای مجازی به اسم اصلاحات ادعا کند حاکمیت خودش این کارها راکرده، بسیار بیانصافی است … میخواهم آدمی که ادعا کرده چنین اتفاقاتی از سوی حاکمیت رخ داده است، را از بازداشت بیرون بیاورند و به او اختیار دهیم تا بررسی کند و اگر سخنانش صحت داشت ما را دار بزنند! … اگر در حکومت، ما یا کسانی که به ما مرتبط هستند گفتهاند چنین کارهایی انجام شود، خداوکیلی باید ما را اعدام کنند. این چه حرفی است که فردی به اسم اصلاحات یا روشنفکری حرفهایی بر زبان بیاورد که دشمن دلش میخواهد؟ مگرممکن است کاری کنیم که خودمان بازار، مسجد و ماشین آمبولانس رابه آتش بکشیم که مثلا جامعه را مدیریت کنیم و بعد نتانیاهو و ترامپ از آنسو بگویند بروید و آتش بزنید ما هم هستیم و داریم میآییم؟انصاف و حقیقتیابی هم خوب چیزی است.
دستگیری گسترده اصلاحطلبان
این اظهارات پزشکیان اگر چه با تشویق مداوم مدافعان جمهوری اسلامی، اما عرصه را بر اصلاحطلبان تنگتر کرد و این فرصت را در اختیار جریان مقابل قرار داد تا دستگیری چهرههای اصلاحطلب را با سرعت بیشتری پیگیری کند.
این شرایط در حالی رقم خورد که طی روزها اخیر، به صورت فلهای چهره های شاخص اصلاحطلب از سوی دستگاه قضایی احضار و بازداشت شدهاند.
به همین دلیل نیز جبهه اصلاحات ایران با صدور بیانیهای اعلام کرد:بیتردید، برخورد حذفی با جبهه اصلاحات ایران ــ بهعنوان فراگیرترین تشکل سیاسی کشور، پیامی جز افزایش ناامیدی افکار عمومی نسبت به ظرفیت جریان میانهرو، خشونت پرهیز و دلسوز منافع ملی در برندارد. تداوم این رویکرد، نهتنها به تشدید انسداد سیاسی میانجامد، بلکه به تقویت جریانهای خشونت طلب و جنگ طلب منجرخواهد شد.
جبهه اصلاحات ایران، به عنوان تشکل اصلی اصلاحطلبان، دربیانیهای پس از بازداشت رهبرانش، بدون اشاره مستقیم به پزشکیان،کشتار دیماه را “فاجعه جانباختن هزاران تن از شهروندان” خواند وخواستار تجدیدنظر در شیوههای حکمرانی شد.
این بیانیه، که در واکنش به بازداشت چهرههایی مانند آذر منصوری،ابراهیم اصغرزاده، محسن امینزاده، جواد امام و حسین کروبی صادر شد، از “افزایش ناامیدی افکار عمومی نسبت به ظرفیت جریان میانهرو” سخن گفت.
بازداشت این افراد، که اغلب نزدیک به پزشکیان بودند، نشاندهنده عملیات گسترده علیه “مخالفان داخلی” است و پرسشهایی درباره پایان مدارا با اصلاحطلبان و فاصله گرفتن بیشتر پزشکیان با جریان همسو با خود را مطرح کرده است.
در فضای مجازی و رسانههای اجتماعی، انتقادها از پزشکیان شدت گرفته است.
به عنوان نمونه، حسن یونسی، فرزند وزیر اطلاعات دولت خاتمی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: آقای پزشکیان میگوید ما نباید با مردم تقابل کنیم، بسیار خوب. اگر صداقت دارید، اعلام کنید و اجازه بدهید در چهلمین روز جانباختگان عزیز وطن، مردم آزادانه در همه میادین و خیابانهای کشور حاضر شوند و یاد آنها را گرامی بدارند.
محمود صادقی، نماینده اصلاحطلب پیشین مجلس نیز در شبکه ایکس نوشته است: آقای پزشکیان، شما گذشته از مسئولیتی که به عنوان رئیس جمهور و رئیس شعام در قبال قربانیان دی ماه دارید، به دلیل تصمیمات اقتصادی شوک آور، نقش مستقیمی در شعلهور شدن خشم مردم داشتید. به جای مرهم نهادن بر زخم خانواده های داغدار، با فریب خورده خواندن معترضان، داغ آنها را تازهتر کردید.
سیدمحمد صحفی نیز با انتشار عکس مشترک پزشکیان و شکوریراد در فضای مجازی، سوالی را به طنز مطرح کرده و نوشته است: کدام رئیس جمهور با حمایت جبهه اصلاحات رای آورد و سپس افراد موثر آنرا روانه زندان کرد؟
مردمی نیز که در انتخابات به پزشکیان رای دادهاند، این روزها از او فاصله گرفته و او را به همراهی با جریان سرکوبگر در کشتار مردم متهم میکنند.
این موضعگیریها نشان دهنده فاصله گرفتن بخش قابل توجهی از اصلاحطلبان به عنوان حامیان پزشکیان از او است. فاصله گرفتن اصلاحطلبان از پزشکیان پس از دیماه ۱۴۰۴، نه تنها به دلیل مواضع او در توجیه سرکوب، بلکه به خاطر بازداشتهای گسترده وسکوت نسبی رهبرانی مانند محمد خاتمی در برابر نقش حکومت درکشتار، رخ داده است.
این شکاف میتواند از یک سو به پایان ماه عسل اصلاحطلبان با دولت مستقر و از سوی دیگر به پایان تاریخ مصرف اصلاحطلبان درنظام منجر شود و فضای سیاسی ایران را به سمت رادیکالتر شدن سوق دهد.
به طور قطع سبد رای پزشکیان به عنوان نماینده اصلاحطلبان در قدرت، هر روز خالیتر میشود، اما نکته مهم این است که آرایی که کف پزشکیان میرود، به جیب جریان اقتدارگرا و تمامیتخواه نخواهد رفت و به طور مستقیم، به حساب جریان برانداز جمهوری اسلامی واریز میشود.
در اینجاست که معنی آخرین بیانیه میرحسین موسوی بهتر معنی میشود که نوشته است: ” بازی به پایان رسیده؛ تفنگها را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید”