اختصاصی هم وطن/گروه سیاسی- فرهاد جم
در این روزهای سرد و پرالتهاب، وقتی که غبار یأس بر پیکر جامعه ایران نشسته است، دانشگاهها، این کانونهای همیشه پرشور و بیدار، به صحنههایی از سکوت اجباری و دردهای پنهان تبدیل شدهاند. بیش از یک ماه است که درهای بسیاری از دانشگاهها، به بهانه پیشگیری از اعتراضات و کنترل ناآرامیها، به روی دانشجویان بسته شدهاند. اما این سکوت، نه نشانه آرامش، که فریاد بیصدای نسلی است که در میان کشتهشدگان، بازداشتشدگان، و قربانیان خودکشی، آیندهای مبهم را به نظاره نشسته است. آنچه در این روزها بر دانشگاههای ایران میگذرد؛روایتی است از آمارهایی تکاندهنده، سرنوشتهای نامعلوم، و مقاومتهای زیرپوستی در برابر سرکوب.
آمار خونین؛ از جانباختگان تا بازداشتشدگان
در میان اخبار تلخ و ناگوار این روزها، هیچ آماری به اندازه تعداد دانشجویان کشتهشده، قلب را نمیفشارد. بر اساس اطلاعات جمعآوریشده توسط منابع دانشگاهی و دانشجویی، نام حداقل ۸۶دانشجو به صورت راستیآزمایی شده در دسترس است که در جریان اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادهاند. این تنها نوک کوه یخ است، زیرا فشار بر خانوادهها و محدودیتهای ارتباطی، مانع از انتشار کامل اسامی و اطلاعات میشود. هر یک از این نامها، داغی است بر دل جامعه دانشگاهی و خانوادههایی که بیصبرانه چشم به راه بازگشت فرزندانشان بودند.
در کنار این فاجعه انسانی، موج گستردهای از بازداشتها نیز دانشگاهها را درنوردیده است. هزاران دانشجو بازداشت شدهاند که بخش قابل توجهی از آنها، حتی پس از گذشت هفتهها و ماهها، همچنان در زندان به سر میبرند. اطلاعات دقیقی از تعداد کل بازداشتشدگان و احکام آنها منتشر نشده است، اما منابع غیررسمی از بازداشت نزدیک به ۸۰۰ دانشجو خبر میدهند که بیش از ۱۰۰نفر از آنها هنوز آزاد نشدهاند. این بازداشتها نه تنها در خیابانها و میادین شهر، بلکه در مسیرهای منتهی به خوابگاهها و حتی در منازل شخصی دانشجویان نیز رخ داده است. «علی طاهریکیا»، «مبین صفدری» و «عباس یوسفی»، سه دانشجوی دانشگاه تهران، نزدیک به چهار هفته پیش در مسیرهای منتهی به خوابگاه بازداشت شدهاند و «مجید جمشیدزاده» سی و چهارمین روز بازداشت خود را میگذراند.
لیست دانشجویان بازداشتی، نامهای بسیاری را در بر میگیردکه هر یک حکایت از سرنوشتی نامعلوم دارند: «سهند طاهری»،«محمد محمدزاده»، «احمدرضا افشارینژاد»، «سهند عباسنیا» و «امیرحسین محمدی» از دانشجویان دانشگاه هنر تبریز؛ «سمیه حیدری»، «پدرام علمداری» (سردبیر نشریه دانشجویی توقیفشده یول) و «علی ابراهیمی» از دانشگاه تبریز؛«امیرحسین حیدری»، «عرفان پرورش»، «محمد سیادت»،«امیرمحمد ابریشمی»، «حمزه علیمرادی» و «شایان خدایار» از دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان؛ «امیر سلیمانی»دانشجوی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی که با اتهام سنگین «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» مواجه شده است؛ «علی آلبوحلاف» و «حسین عوده» (که از بیماری دیابت رنج میبرد) از دانشگاه آزاد ورامین؛ «محمد مهدی ماکان نعمتی» از دانشگاه آزاد ایلام؛ «هومن جلیل» از دانشگاه چمران اهواز؛ «بهداد پیری» از دانشگاه علوم و تحقیقات؛ «محمد طالبی» از دانشگاه آزاد آمل که از او خبری در دست نیست؛ «امیرسینا مستقیم»(دانشجوی کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیرو ورودی ۱۴۰۱) که در زندان فشافویه به سر میبرد؛ «امیرحسین زیوداری» از دانشگاه شهید بهشتی؛ «ایلیا میرزایی» از دانشگاه علوم و تحقیقات؛ «ایلیا بخشایی» و «امین نوروزی» از دانشگاه یزد؛ «ارشیا مهرآزما» و «امیررضا دستورانی» (دبیرمجمع دانشجویان) از دانشگاه امیرکبیر؛ «حامد سیف» از دانشگاه علامه طباطبایی؛ «راحله معینی» و «امیررضا علیپورهشتلی». در کنار این اسامی، دستکم سه دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی نیز در سکوت خبری بازداشت شدهاند و «مهتاب صالحی»، دانشجوی ۲۳ ساله زبان فرانسه دانشگاه تبریز، بیش از ۲۰ روز است که در بازداشت به سر میبرد و خانوادهاش پس از هفتهها از بازداشت او مطلع و تهدید شدهاند که این موضوع رسانهای نشود. برای آزادی موقت او وثیقهای ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومانی تعیین شده است.
بسیاری از این دانشجویان با اتهامات واهی و سنگین از جمله «محاربه» تا «اخلال در نظم عمومی» مواجه شدهاند. این احکام سنگین، نه تنها آینده تحصیلی و شغلی آنها را به خطر میاندازد،بلکه سایه ترس و وحشت را بر فضای دانشگاهی گسترانده است.
احضار، تهدید و کمیتههای انضباطی؛ سرکوب در سکوت
بسته بودن درهای دانشگاه، فضایی را برای سرکوب دانشجویان در سکوت فراهم کرده است. کمیتههای انضباطی دانشگاهها نیزبیکار ننشستهاند و در حال احضار و برخورد با دانشجویان هستند.
تنها در دانشگاه شهید بهشتی، حدود ۲۰ دانشجو به نهادهای امنیتی احضار شدهاند و دانشجویان دانشگاه تهران نیز با تماسهای تهدیدآمیز مواجه بودهاند. این احضارها و تهدیدها، که اغلب غیرقانونی و بدون رعایت رویههای اداری صورت میگیرد، به ابزاری برای ساکت کردن هرگونه صدای اعتراضی تبدیل شده است. حتی «مجید شیعه علی»، دانشجوی ستارهدار و زندانی سیاسی سال ۱۴۰۱، شاهد مسدود شدن سیمکارتش توسط سازمان اطلاعات سپاه بوده است. این اقدامات، نه تنها حقوق دانشجویان را نقض میکند، بلکه فضای امنیتی و خفقانآوری را در محیطهای دانشگاهی ایجاد کرده که با ذات آزاداندیشی و پویایی دانشگاه در تضاد کامل است.
فاجعه روانی؛ ناامیدی، خودکشی و آیندهای مبهم
فضای حاکم بر کشور و دانشگاهها، تأثیر عمیقی بر وضعیت روانی دانشجویان گذاشته است. بررسی صحبتهای دانشجویان در فضای مجازی، گواهی بر ناامیدی غالب در میان آنهاست. این ناامیدی و فشار روانی، متأسفانه به فجایع جبرانناپذیری منجر شده است. در همین مدت اخیر، حداقل پنج مورد خودکشی دانشجویی رسانهای شده است. «الینا بهرامی» و «نیا ثمری» از دانشجویان دانشگاه تهران، «فاطمه کمالی» دانشجوی دانشگاه شیراز، و «عرفان طاهرخانی» (رتبه ۵۵ کنکور سراسری) و «فرهاد سالاری» (رتبه ۵۷ کنکور)، هر دو دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از جمله دانشجویانی هستند که در این روزهای پرفشار جان خود را به صورت خودخواسته از دست دادهاند.
خبر خودکشی همزمان عرفان و فرهاد در خوابگاه کوی علوم پزشکی تهران، جامعه دانشگاهی را در بهت فرو برد. دانشجویان از تعلل در کمکرسانی به این دو دانشجو خبر دادهاند. ریاست دانشگاه تهران تنها به بیان این جمله بسنده کرد که «پس از تکمیل بررسیها و مشخص شدن علت فوت، اطلاعات تکمیلی متعاقباً اعلام خواهد شد.» این واکنش سرد و بیتفاوت، در برابر عمق فاجعهای که جامعه دانشگاهی را درگیر کرده، خود نشانهای از بحران مدیریت و مسئولیتناپذیری است. نااطمینانی از شرایط کشور در آیندهنیز بیش از گذشته، شرایط را برای دانشجویان سختتر کرده و آنها را در برزخی از تردید و یأس گرفتار ساخته است.
دانشگاه مجازی؛ شانه خالی کردن از مسئولیت و تشدیدبحران
در اقدامی که به نظر میرسد تلاشی برای جلوگیری از آغاز مجدد اعتراضات است، دانشگاهها به صورت مجازی درآمدهاند. «رضا نقیزاده»، مدیرکل آموزشی وزارت علوم، خبر از ابلاغ اطلاعیهای مبنی بر تداوم تعطیلی و آموزش مجازی دانشجویان کارشناسی داد و اعلام کرد که دانشگاهها میتوانند حداکثر چهار جلسه از ۱۶ جلسه کلاسهای نظری را به صورت مجازی برگزار کنند. این تصمیم، به نوعی شانه خالی کردن وزارت علوم از بار مسئولیتهایش تلقی میشود. گویی وزارتخانه، که خود توان تصمیمگیری و قبول عواقب آن را ندارد، با واگذاری این تصمیم به دانشگاهها، در پی مبرا کردن خود از تمام مسئولیتهاست.
از ابتدای اعتراضات اخیر، وزارت علوم تنها به ابلاغ دستور و صدور بیانیههای بی معنا دست زده است، در حالی که دانشگاهها در این روزها بیش از هر زمان دیگری نیاز به یک مدیریت مناسب برای کاهش التهابات دارند. این تعطیلی اجباری و مجازی شدن آموزش، نه تنها کیفیت آموزش را به شدت کاهش داده، بلکه دانشجویان را از امکانات آموزشی و رفاهی دانشگاه محروم ساخته است. کمپینی که توسط دانشجویان دانشگاههای تهران برای بازگشایی دانشگاهها در سایت کارزار راهاندازی شد و بیش از ۲۰هزار دانشجو آن را امضا کردند، به وضوح بیانگر این نارضایتی است. در متن این نامه آمده: «هم ما و هم شما میدانیم آموزش مجازی در عمل به معنای نبود دسترسی دانشجویان به امکانات آموزشی و رفاهی دانشگاه است و فرقی با تعطیلی دانشگاه ندارد. دانشگاه از اساس تعطیلیپذیر نیست و حضور فیزیکی در دانشگاه بدیهیترین و حداقلیترین حق دانشجویان است. در هیچ شرایطی و به هیچ بهانهای نباید این حق از دانشجویان سلب شود.»
دانشگاه بیدار میماند
با وجود فضای سرکوب و خفقان، دانشجویان دست از مقاومت برنداشتهاند. این مقاومت در اشکال مختلفی بروز یافته است:
تحریم امتحانات و تجمعات اعتراضی: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد به یاد جاویدنام «پارسا صفار»، ضمن اعتصاب و عدم شرکت اکثریت دانشجویان در امتحانات، در محوطه دانشگاه دست به تجمع و تحصن زدند. دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران نیز با قرار دادن یک صندلی خالی در سالن امتحانات، یاد «آیداحیدری»، دانشجوی دانشکده پزشکی که به قتل رسید، را گرامی داشتند. دانشجویان علوم پزشکی شیراز نیز در اعتراض به بازداشت دانشجویان و کادر درمان، دست به تحصن زدند و با وجود تهدیدها، تعدادشان رو به افزایش بود.
یادبود جانباختگان: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد به یاد «فائزه حسیننژاد»، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲ مامایی ایندانشگاه که در اعتراضات دیماه کشته شد، یادبودی برگزار کردند.
کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران نیز دادخواه و سوگوار تمامی جانباختگان دیماه ۱۴۰۴، از جمله «زهرا(رها) بهلولیپور»، «آیداحیدری» و «محمدرضا مرادعلی» است و نام آنها را در کنار نامهای درخشان این روزگار تیره، بر دفتر خونخورده ایران نشاند.
بیانیههای دانشجویی: دانشجویان دانشگاههای مختلف، با انتشار بیانیههای شجاعانه، خشم و انزجار خود را از سرکوب اعلام کردهاند. دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، با یاد«زهرا محمودپور»، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق که به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید، اعلام کردند: «خشم فروخوردهمان چون طوفانی سهمگین بر کاخ ستمگران فرو خواهد ریخت.» آنها خواستار آزادی بیقیدوشرط «امیررضا دستورانی»و «ارشیا مهرآزما» شدند. دانشجویان علوم پزشکی شیراز نیز با اشاره به بازداشت «دکتر سعید جوانبخت»، دانشجوی اینترنپزشکی که هنگام کمک به مجروحان بازداشت شد، اعلام کردند: «این نه فقط حمله به یک دانشجو است؛ تعرض به شرف پزشکی،انسانیت و اصل درمان بدون تبعیض است. ما سکوت را خیانت به مردم و سوگند خود میدانیم!»
مطالبات مشخص: دانشجویان خواستار مسئولیتپذیری وزارت علوم، شروع فوری نیمسال دوم تحصیلی و تضمین آموزش حضوری و دسترسی به امکانات دانشگاه در هر شرایطی هستند. آنها تأکید میکنند که دانشگاه هیچگاه محدود به علم نبوده و نیست و بقای هر جامعه پویا و زندهای به دانشگاه آن وابسته است.
دانشگاه؛ فرزند ایران
کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران با صدایی رسا اعلام کرده است: «دانشگاهیان باید پرتوی بر خواستهها و دگردیسیهای مردم ایران بیاندازند. تعطیلی دانشگاه نیز مانند بسیار بستنها و بردنها رخ داد تا مبادا دانشجویان برای شادی، رادی و آزادی ایرانیان بکوشند.» این کانون، گواهی میدهد که بخش بزرگی از جامعه، خواهان قرارداد اجتماعی نوینی است؛ پیمانی که مردم برای آن جان بر کف نهادند و حقوق بنیادین خویش را فریاد زدند: حق حیات، حق زیستن با کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت بر خویش.
دانشجویان مهندسی پلیمر و شیمی نیز در بیانیهای،جنایات خشونتآمیز اخیر را محکوم کرده و خواستار بازگشت دانشگاه به روال عادی خود در فضایی باز و عاری از فشار و خفقان سیاسی شدهاند. آنها تأکید میکنند که سکوت در برابر چنین شرایطی، به معنای پذیرش ظلم است و این، با رسالت و شأن دانشجو سازگار نیست.
در این روزگار تاریک، دانشگاه که همواره قلب تپنده جامعه بوده، در سوگ فرزندان خود نشسته است. اما این سوگ، با فریادهای خاموش و مقاومتهای زیرپوستی همراه است. دانشجویان، با تمام جان و روان، برای ایران جنگیدند و میجنگند. آنها ننگ ابدی را بر دشمنان حقیقی آبادی و آزادی ایران اعلام میکنند. این نسل، خاطره جنایات را از حافظه تاریخ پاک نخواهد کرد و سوگند میخورد که هرگز نگذارد خون عزیزانشان پایمال شود. دانشگاه، با تمام زخمهایش، همچنان بیدار میماند و نویدبخش روزهای روشن است؛ روزهایی که در آن، شعله زندگی از نو در جان ایرانیان دمیده شود و فرزندان ایران، آزادانه در خاک وطن خود گام بردارند.