اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در روز 12 بهمن و همزمان با نخستین روز از مراسمهای حکومتی سالگرد وقایع 57، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در جمع هواداران خود، سخنرانی کرد.
او در این سخنرانی، بدون نام بردن از دهها هزار کشته و صدها هزار مجروح و بازداشتی، اعتراضات خونین و گسترده دی ماه ۱۴۰۴ را«فتنه آمریکایی – صهیونی»، «شبهکودتا» و «با خشونتی شبیه داعش» توصیف و با اعلام کرد که این فتنه سرکوب شده است.
وی همزمان، با اشاره به حضور نیروهای نظامی آمریکا در منطقه وتهدیدهای دونالد ترامپ، هشدار داد که «آمریکاییها بدانند اگرجنگی راه بیندازند، این بار جنگ منطقهای خواهد بود.».
رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ،رئیسجمهور امریکا، تاکید کرد: حالا این آقا هم مرتبا ادعا میکند ناوآوردیم و … ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند، مردم ایران بااین تهدیدات، تحت تأثیر قرار نمیگیرند.
علی خامنهای مدعی شد که جمهوری اسلامی شروع کننده جنگ نیست و قصد حمله به کشوری ندارد، اما «ملت ایران در مقابل کسی که حمله و اذیت کند، مشت محکمی به او خواهد زد.»
این اظهارات، نه تنها پاسخی تهاجمی به فشارهای خارجی بود، بلکه نشاندهنده ادامه سیاستهایی است که ایران را بیش از پیش به لبه پرتگاه یک درگیری ویرانگر منطقهای نزدیک کرده است.
سخنرانی روز گذشته علی خامنهای در حالی ایراد شد که کشورهمچنان از شوک اعتراضات دیماه و ریخته شدن خون هزاران جوان خارج نشده است. اعتراضات خونینی که طبق گزارشهای نهادی مستقل بینالمللی حداقل 36 هزار و 500 نفر تا بیش از 80 هزار کشته بر جای گذاشته و بیش از 300 هزار نفر مجروح شدهاند.
رهبر جمهوری اسلامی حتی یک بار هم به تعداد بالای کشتهها و زخمیها اشاره نکرد و در مقابل مدعی شد که تعداد جانباختگان که از سوی رسانههای مستقل اعلام میشود، دروغ بوده و کشتهسازی دشمنان است!
علی خامنهای گفته است: بر اساس این دستور کار، به مراکز نظامی و انتظامی با سلاحهای شخصی پیشرفته حمله کردند تا باعکسالعمل مأموران، عدهای کشته شوند؛ البته برای کشتهسازی بیشتر، حتی به پیادهنظام خود که با تبلیغات به میدان آورده بودند رحم نکردند و آنها را نیز هدف گرفتهاند.
بخش کلیدی سخنان علی خامنهای، مربوط به تهدید نظامی بود که گفته است: این حرفها جدید نیست و در گذشته نیز بارها تهدیدمیکردند که همه گزینهها روی میز است؛ حالا هم این آقا (ترامپ) مرتباً ادعاهایی از این قبیل میکند که ما ناو آوردهایم. ملت ایران را نباید از این چیزها ترساند؛ ملت ایران تحت تأثیر این حرف ها قرارنمیگیرد. البته ما شروعکننده نیستیم و نمیخواهیم به کسی ظلم و به کشوری حمله کنیم، اما ملت ایران به کسی که طمع داشته باشد وبخواهد حمله و اذیت کند، مشت محکمی خواهد زد.
رهبر جمهوری اسلامی سپس کشورهای منطقه راه هم تهدید کرد و گفت: البته این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راهبیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود!
سخنان علی خامنهای، مستقیماً در پاسخ به استقرار ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس و تهدیدهای ترامپ بیان شد که گفته بود اگر کشتار مردم ادامه یابد، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد.
ترامپ پیش از این نیز از «بحثهای جدی» با ایران سخن گفته وابراز امیدواری کرده بود به توافقی «قابل قبول» برسد.
رویکرد رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی، ادامه همان الگوی قدیمی است؛ استفاده از تهدید خارجی برای انسجام نیروهای داخلیو منحرف کردن توجهها از بحرانهای عمیق داخلی.
از زمان رهبری او در سال 68، سیاست خارجی ایران بر پایه«مقاومت متوهمانه» در برابر غرب شکل گرفته؛ سیاستی که با حمایتاز گروههای نیابتی در لبنان، سوریه، عراق و یمن همراه بوده و منابع هنگفت کشور را صرف «محور مقاومت» کرده است. این سیاستها،ایران را در انزوای شدید بینالمللی قرار داده، تحریمهای فلجکنندهایرا به دنبال داشته و اقتصاد را به ورطه نابودی کشانده است.
در حالی که مردم به صراحت در خیابانها انزجار خود را از سیاستهای جمهوری اسلامی نشان دادند، اما رهبر این رژیم در سخنان خود بار دیگر ثابت کرد که این صداها را نادیده گرفت وهمچنان بر وجود «دشمن خارجی» تأکید دارد.
وی با رد هرگونه نرمش و عقلانیت واقعی در مذاکره، عملاً راه را برایتشدید تنشها باز کرد. در حالی که برخی مقامات ایرانی تلاشهایی برای مذاکره پنهان انجام میدادند، رهبر جمهوری اسلامی با قدرت مطلقه خود هرگونه انعطاف را وتو کرد.
نتیجه این رویکرد، قرار گرفتن ایران در موقعیتی است که کوچکترین اشتباه محاسباتی – چه ازسوی آمریکا و چه از سوی نیروهای نیابتی ایران – میتواند به جنگی منطقهای منجر شود؛ جنگی که احتمالاً لبنان، سوریه، عراق، یمن و حتی کشورهای خلیج فارس را درگیر خواهد کرد.
واکنشهای بینالمللی به این جنگافروزی آشکار و تهدید کشورهای منطقه به حمله از سوی ایران، سریع بود.
ترامپ در پاسخ به سخنان علی خامنهای مبنی بر اینکه حمله آمریکامیتواند به جنگی منطقهای منجر شود، این موضع را «کاملاً قابل پیشبینی» خواند و با لحنی قاطع تأکید کرد: «چرا نباید چنین حرفی بزند؟ معلوم است که او این را میگوید. اما ما بزرگترین و قدرتمندترین ناوهای جهان را آنجا داریم؛ خیلی نزدیک. در عرض چندروز. امیدوارم به توافق برسیم. اگر به توافق نرسیم، آنوقت مشخصمیشود که آیا او حق داشته یا نه.»
ترامپ با اشاره مستقیم به استقرار ناوگان عظیم آمریکایی در منطقه،همزمان سیگنال مذاکره و تهدید نظامی را حفظ کرد و گفت: ترجیح میدهم توافق کنیم، اما آمادگی کامل برای اقدام قاطع در صورتشکست دیپلماسی را داریم.
این پاسخ نشاندهنده عصبانیت ترامپ از اظهارات رهبر جمهوری اسلامی بود.
رسانههای بینالمللی نیز بلافاصله اظهارات رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر تلاش برای ایجاد جنگ منطقهای را به تیتر یک اخبار تبدیل و این اظهارات را «تهدید مستقیم» و «تشدید تنش» توصیف کردند.
همچنین رسانههای حکومتی آن را «هشدار صریح» خواندند، اما منتقدان گفتند این سخنان بیشتر برای روحیه دادن به بسیج ونیروهای وفادار است تا واقعیتی استراتژیک.
در سطح منطقه، اسرائیل و عربستان این تهدید را جدی گرفتند. ارتش اسرائیل در حالت آمادهباش قرار گرفت و قطر به عنوان میانجی تلاشهایی برای کاهش تنش آغاز کرد. اما واقعیت این است که سیاستهای رهبر جمهوری اسلامی، ایران را در مسیری قرار داده کهمتحدان سنتیاش نیز از گسترش درگیری نگرانند.
به طور قطع سخنان 12 بهمن علی خامنهای، نقطه عطف خطرناکی است. او با این هشدارها، نه تنها آمریکا را تهدید کرد، بلکه ایران رابه پرتگاه جنگی برد که میتواند میلیونها قربانی، ویرانی اقتصادی کامل و به طور قطع فروپاشی ایران را به دنبال داشته باشد. تاریخ جنگ ایران و عراق در دهه 60 نشان داد چنین سیاستهای تهاجمی چه هزینهای دارد. حالا، با حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه وشبکه گروههای نیابتی ایران، خطر بسیار بالاتر است.
برای جلوگیری از فاجعه، نیاز به تغییر اساسی رویکرد است: مذاکره واقعی، کاهش تنش منطقهای و توجه به مطالبات داخلی مردم. اما باساختار قدرت مطلقه فعلی، چنین تغییری بعید به نظر میرسد. اگرمسیر کنونی ادامه یابد، 1404 ممکن است به عنوان سالی در تاریخ ثبت شود که رهبر جمهوری اسلامی، با دستان خود، کشور را به سوی جنگی ویرانگر سوق داد.