اختصاصب گروه سیاسی / ماهور ایرانی
بیانیه کوتاه مهدی کروبی، اگرچه در ظاهر لباسی از سوگواری و تسلیت به تن دارد، اما در باطن یک کیفرخواست تمامعیار علیه جمهوری اسلامی است؛ کیفرخواستی که با واژگان دینی، اخلاقی و انسانی نوشته شده تا مشروعیتِ مدعیان «حکومت اسلامی» را از ریشه بزند.
کروبی از همان سطر نخست، روایت رسمی حکومت را به زبالهدان تاریخ میفرستد. او از «جنایت» سخن میگوید، نه «حادثه»، نه «درگیری»، نه «اغتشاش». این انتخاب واژه تصادفی نیست؛ جنایت، واژهای است حقوقی و تاریخی که فاعل میطلبد، مسئول میطلبد و روزی دادگاه.
پیام کروبی چیزی فراتر از تسلیت به شمار میرود.این یک شهادت تاریخی علیه نظامی است که سالهاست کشتن را عادی و انکار را نهادینه کرده است.
وقتی از جنایت سخن میگوید در واقع مهر پایان میزند بر تمام روایتهای دروغینی که جمهوری اسلامی با واژه هایی مثل اغتشاش، امنیت و دشمن خارجی تلاش کرده خون ریخته شده در خیابانها را تطهیر کند.اینجا دیگر بحث خطا یا افراط نیست بلکه اعتراف غیرمستقیم به یک سیاست سیستماتیک است.سیاستی که جان معترض را بی ارزش تر از حفظ قدرت میداند و کروبی با آگاهی کامل این واژه را انتخاب می کند تا تاریخ بداند آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد نه حادثه که جنایت بود.
او با اشاره به اینکه حتی اجازه برگزاری مراسم عزاداری داده نشد پرده را از چهره عریان حکومتی برمیدارد که از مرده هم میترسد حکومتی که میداند هر قبر میتواند تبدیل به دادگاه و هر مجلس ختم به قیام شود جمهوری اسلامی در این سطرها نه یک دولت که یک ماشین سرکوب تصویر میشود ماشینی که نه فقط میکشد بلکه حافظه جمعی را هدف میگیرد و میخواهد سوگ را هم ممنوع کند. کروبی با زبان دین شمشیر را علیه دین فروشان میکشد و با نام خدا مشروعیت کسانی را میسوزاند که سالها خدا را سپر گلوله کرده اند وقتی تسلیت را به مردم بزرگ ایران میگوید عملا حاکمیت را از دایره ملت بیرون میاندازد و آن را در جایگاه متهم مینشاند.
این بیانیه کوتاه است چون نیازی به توضیح ندارد خیابانها خود گواهند، مادران داغدار خود سندند و خون خشک نشده بر آسفالت شهرها خود فریاد است. این متن مرثیه نیست اعلام جرم است و جمهوری اسلامی خوب میداند که مشکلش کروبی یا یک بیانیه نیست مشکلش این است که دیگر حتی سکوت هم علیه او شهادت میدهد.
این بیانیه کروبی نه دفاع از حق اعتراض که افشای فروپاشی کامل ادعای حاکمیت است. وقتی میگوید اعتراض حق مردم است در واقع اعلام میکند که جمهوری اسلامی سالهاست علیه ابتداییترین حق شهروندی اعلام جنگ کرده است و وقتی مسئولیت حفظ جان مردم را متوجه نهادهای امنیتی و انتظامی میداند عملا تمام دستگاه سرکوب را در جایگاه متهم مینشاند نه به عنوان نیروهای حافظ امنیت بلکه به عنوان عاملان ناامنی و مرگ در خیابانها اینجا دیگر جایی برای سناریوی عوامل بیگانه باقی نمیماند. چون کروبی صریح و بی پرده میگوید اگر بیگانهای هم بوده مسئول آن خود حکومت است حکومتی که کشور را به پادگان و خیابان را به میدان تیر تبدیل کرده و بعد از هر کشتار پشت دروغهای نخ نما پنهان میشود اشاره به عمق فاجعه خط بطلانی است بر تمام تلاشها برای عادیسازی خونریزی این یک اعتراض سرکوب شده نیستیک کشتار فجیع و بی رحمانه است که حتی حرمت اجساد قربانیان هم در آن شکسته شد و این همان نقطه ای است که جمهوری اسلامی از مرز جنایت سیاسی عبور میکند و به ورطه انحطاط اخلاقی کامل سقوط میکند حکومتی که به جنازه هم رحم نمی کند دیگر نه دولت است نه نظام بلکه دستگاهی است که تنها با ترس زنده مانده و کروبی با این چند جمله کوتاه اما برنده نشان می دهد که هیچ عذر و بهانه ای دیگر کارساز نیست نه دشمن خارجی نه اغتشاش نه امنیت ملی چون آنچه بر زمین مانده پیکر مردم است و آنچه فرو ریخته آخرین بقایای مشروعیت جمهوری اسلامی است.
کروبی مستقیما قلب سازوکار قدرت را هدف میگیردو نشان می دهد که مسئله فقط کشتار خیابانی نیست بلکه نظامی از پنهانکاری دروغ و سرکوب پس از جنایت است وقتی از ضرورت روشن شدن ابعاد فاجعه سخن میگوید در واقع اعتراف میکند که حکومت نه تنها حقیقت را پنهان کرده بلکه اساسا دشمن حقیقت است مطالبه آمار دقیق جان باختگان و مجروحان یعنی افشای همان چیزی که جمهوری اسلامی از آن وحشت دارد عددهایی که هر کدام یک نام یک خانواده و یک پرونده باز در تاریخ هستند درخواست تشکیل هیات مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم به معنای بی اعتمادی کامل به تمام ساختارهای رسمی است ساختارهایی که از وزارت کشور تا قوه قضاییه سالهاست نقش بازوی توجیه گر جنایت را بازی میکنند.
اینجا کروبی عملا میگوید حکومت صلاحیت تحقیق درباره جنایت خودش را ندارد و این سنگینترین اتهامی است که میتوان به یک نظام سیاسی وارد کرد وقتی به مقامات قضایی میتازد و از کیفرخواستهای سیاسی و احکام دیکته شده سخن میگوید پرده از نمایشی برمیدارد که نامش دادگستری است اما کارکردش انتقام گیری و ارعاب است.
قوهای که به جای تعقیب قاتلان معترضان پرونده برای بازماندگان میسازد و به جای عدالت ابزار سرکوب را صیقل می دهد مطالبه آزادی بی قید و شرط معترضان نه درخواست اصلاح که اعلام شکست کامل دستگاه قضایی است. پیامی روشن که میگوید زندانها پر از مجرم نیست پر از شاهدان یک جنایت است و تا زمانی که این شاهدان در بندند حقیقت هم در بند است این بیانیه اعلام میکند جمهوری اسلامی نه توان کشف حقیقت را دارد نه اراده اجرای عدالت و نه حتی جسارت پذیرش مسئولیت. آنچه باقی مانده حکومتی است که برای بقا ناچار است هم بکشد هم دروغ بگوید و هم دهان معترضان زنده مانده را ببندد اما تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی با دفن حقیقت نجات پیدا نکرده است.
کروبی یک جمع بندی بی رحمانه از بیست سال ویرانی جمهوری اسلامی ارائه کرده و تلاش میکند آن را پشت شعار مقاومت و امنیت ملی پنهان کند. وقتی وضعیت اسفبار امروز ایران را نتیجه مستقیم سیاستهای سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی میداند در واقع انگشت اتهام را از سطح دولت و مدیران میانی عبور میدهد و مستقیم به رأس هرم قدرت میبرد. جایی که تصمیمها نه انتخابی که تحمیلی بوده اند و هزینهها نه بر دوش تصمیم گیرنده که بر گرده مردم آوار شده اند. پروژه هستهای که قرار بود نماد اقتدار باشد به گورستان معیشت مردم تبدیل شد. اصراری لجوجانه بر مسیری پرهزینه و بی حاصل که نه امنیت آورد نه رفاه بلکه تحریم فقر سقوط پول ملی و فروپاشی امید را به خانههای مردم کشاند.
کروبی با این جمله روایت رسمی نظام را وارونه میکند و میگوید آنچه امروز در خیابانها به شکل اعتراض و خشم فوران کرده نتیجه طبیعی سیاست خارجی ماجراجویانه و حکمرانی منزوی کننده ای است که ایران را از جهان و مردم را از زندگی عادی محروم کرده است. اینجا دیگر بهانه دشمن خارجی کار نمیکند چون خود سیاستها کارخانه تولید دشمن و تحریم بودهاند. سیدعلی خامنهای در این روایت نه رهبر که معمار بن بست است کسی که دو دهه هشدار اقتصاددانان،سیاستمداران و حتی نیروهای درون نظام را نادیده گرفت و کشور را وارد مسیری کرد که خروج از آن فقط با خون و سرکوب ممکن شده است. پیوند این بخش از بیانیه با کشتار معترضان روشن است وقتی سیاست به فقر میرسد و فقر به اعتراض پاسخ حاکمیت نه اصلاح که گلوله است. جمهوری اسلامیامروز نه با بحران مقطعی که با صورت حساب انباشته تصمیمهای غلط روبه رو است.
کروبی صریح میگوید این صورت حساب امضا دارد امضای کسی که پروژه های ایدئولوژیک را بر جان و نان مردم ترجیح داد و حالا نتیجه آن خیابانهایی است پر از خشم، زندانهایی پر از معترض و کشوری که هزینه لجاجت یک نفر را یک ملت تمام قد میپردازد.
کروبی ضربه نهایی را به یکی از کهنهترین دروغهای جمهوری اسلامی وارد میکند. دروغی که هر بار پس از کشتار با صدایی آرام و لحنی پدرسالارانه تکرار میشود اینکه «اعتراض به رسمیت شناخته شده است». کروبی این ادعا را نه با شعار بلکه با حافظه تاریخی مردم در هم میشکند و نشان میدهد که این رسمیت چیزی جز مجوز انحصاری برای حامیان قدرت و نیروهای آتش به اختیار نبوده است. اعتراض در قاموس رهبر جمهوری اسلامی تنها زمانی مجاز است که در حمایت از خود او باشد. هر صدای مستقلی بلافاصله به تهدید امنیت ملی تبدیل میشود اشاره به تجربه بهمن ۸۹ یادآوری یک سند زنده است. سندی که نشان میدهد حتی درخواست قانونی و صریح بر اساس متن قانون اساسی نیز با باتوم و گلوله پاسخ داده شد. اینجا تناقض فقط سیاسی نیست بلکه رسوایی حقوقی و اخلاقی است حکومتی که قانون اساسی را به رخ مردم میکشد اما همان قانون را با مشت و چکمه پاسخ میدهدسهم مردم در آن روز خشونت خیابانی بود و سهم رهبران معترض حصر و حبس خودسرانه بدون دادگاه بدون حکم.
این روایت نشان میدهد که مسئله امروز و دیروز نیست بلکه یک الگوی ثابت است هر بار که مردم خواستهاند از مسیر قانون اعتراض کنند پاسخ حاکمیت سرکوب بوده و هر بار که اعتراض به خیابان کشیده شده حاکمیت نقش قربانی به خود گرفته است کروبی با کنار هم گذاشتن کشتار دی ۱۴۰۴ و سرکوب بهمن ۸۹ یک خط ممتد از خشونت را ترسیم میکند خطی که از گلوله در خیابان به حصر در خانه میرسد و در هر دو نقطه یک امضا دارد. ادعای به رسمیت شناختن اعتراض پس از کشتار نه نشانه تساهل که توهین به حافظه جمعی مردم است.
زیرا اگر اعتراض به رسمیت شناخته میشد پاسخ آن گلوله نبود و اگر قانون محترم بود درخواست راهپیمایی به ز ندان ختم نمیشداین بیانیه در نهایت میگوید مشکل جمهوری اسلامی با شکل اعتراض نیست با اصل اعتراض است با مردمی است که میخواهند دیده شوند و شنیده شوند و تا زمانی که این ساختار پابرجاست هر وعدهای پس از سرکوب فقط تکرار یک دروغ قدیمی است دروغی که دیگر نه خیابان آن را باور میکند و نه تاریخ ثبت خواهد کرد.
بیانیه کروبی تلاشی برای نجات یک حقیقت مصادره شده است حقیقتی که جمهوری اسلامی سالهاست یا آن را تحریف کرده یا به گروگان گرفته است. اینکه آزادی و دموکراسی نه از لوله تفنگ قدرتهای خارجی که از اراده بیدار یک ملت زاده میشود. کروبی با این جمله همزمان دو دروغ را هدف میگیرد یکی دروغ حاکمیت که هر اعتراض داخلی را پروژه بیگانه مینامد و دیگری وضعیت فاجعهباری که خود نظام ساخته و مردم را به نقطهای رسانده که حتی دیگر به هشدارهای دلسوزانه درباره خطر جنگ هم اعتماد ندارند این بیاعتمادی نه نشانه بیمسئولیتی مردم که سند شکست کامل حکمرانی است. حکومتی که آنقدر دروغ گفته، سرکوب کرده و هزینه تصمیمهایش را بر دوش مردم انداخته که اکنون سرمایه اجتماعیاش به صفر رسیده و دیگر حتی وقتی خطر واقعی وجود دارد کسی صدای او را جدی نمیگیرد.
کروبی با یادآوری جنگ ایران و عراق ضربهای دقیق به قلب تبلیغات رسمی میزند. همان مردمی که امروز معترض و سرکوب میشوند همانهایی هستند که روزی با جان خود از تمامیت ایران دفاع کردند. اما جمهوری اسلامی به جای پاسداشت آن سرمایه تاریخی آن را سوزاند و با گلوله باتوم زندان و تحقیر پاسخ داد.نتیجه این سیاست ویرانگر ملتی است که میان استبداد داخلی و تهدید خارجی رها شده و حاکمیت با وقاحت میکوشد مسئولیت این بنبست را از دوش خود بردارد. کروبی صریح میگوید اگر امروز بخشی از جامعه حتی حاضر نیست درباره پیامدهای مداخله خارجی گوش کند این محصول مستقیم رفتار شماست.حکومتی که راه اصلاح مسالمتآمیز را بست اعتراض قانونی را با سرکوب پاسخ داد و هر صدای منتقدی را یا خائن نامید یا زندانی کرد اکنون نمیتواند از مردم انتظار اعتماد داشته باشد. این بیانیه یادآوری میکند که ملت ایران نه جنگطلب است و نه بیگانهپرست. بلکه زخمی و خشمگین از حکومتی است که او را به جایی رسانده که دیگر چیزی برای از دست دادن نمیبیند. پیام کروبی روشن است آزادی از دل همبستگی مردم میآید نه از بمب و این جمهوری اسلامی است که با سیاستهایش مردم را از این مسیر طبیعی ناامید کرده و کشور را در آستانه خطرهایی قرار داده که خود بانی آنهاست
کروبی وقتی از تنها راه برون رفت مسالمتامیز از این بحران، رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد میگوید، یعنی تمام راههای دیگر بسته شدهاند. یعنی اصلاح از درون ساختار به بن بست خورده و آنچه باقی مانده رجوع مستقیم به مردمی است که سالهاست از حق انتخاب محروم شدهاند. مطالبه همه پرسی آزاد یعنی نفی صریح مشروعیت سازوکارهای موجود یعنی اعتراف به اینکه انتخابات مهندسی شده نهادهای انتصابی و ولایت مطلقه هیچ نسبتی با اراده عمومی ندارند. کروبی با تأکید بر مسالمت آمیز بودن این مسیر توپ را دوباره به زمین حاکمیت می اندازد و نشان میدهد که خشونت نه انتخاب مردم که محصول انسداد سیاسی است.
اگر امروز جامعه در آستانه انفجار است به این دلیل است که حق تعیین سرنوشت به زور سرکوب مصادره شده و جمهوری اسلامی سالها با زبان گلوله پاسخ صندوق را داده و حالا از شنیدن نام همه پرسی وحشت دارد. چون میداند اگر لحظهای اراده واقعی مردم مجال بروز پیدا کند تمام سازه دروغین فرو میریزد. این جمله در عین سادگی یک تهدید تاریخی است تهدیدی علیه نظامی که بقایش در گرو نپرسیدن نظر مردم بوده است. رجوع به مردم یعنی پایان قیم مآبی،پایان ولایت اجباری و پایان حکومتی که خود را صاحب کشور میداند، نه وکیل ملت.
در انتها کروبی میگوید راه نجات کشور نه در سرکوب بیشتر نه در دشمن تراشی خارجی، بلکه در پذیرش حقیقتی است که خیابانها فریاد زدهاند مردمی که حق انتخاب داشته باشند، نیازی به گلوله ندارند و حکومتی که از همه پرسی میترسد، از مردم نمیترسد از حقیقت میترسد.