اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
بیش از چهار دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷ که منجر به خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران شد، بخشهای قابل توجهی از جامعه ایران اکنون خواهان بازگشت فرزند او، “رضا” به قدرت هستند. این تغییر نظر که در اعتراضات اخیر با شعارهایی مانند «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»نمود یافته، ریشه در خستگی از ناکارآمدی رژیم جمهوری اسلامی، مشکلات اقتصادی عمیق، سرکوب سیاسی ونوستالژی به دوران پیش از انقلاب دارد.
شواهد نشان میدهد که حداقل بخشهای مهمی از جامعه امروز ایران از رضا پهلوی حمایت میکنند و این پدیده برای عدهای از ایرانیان نه تنها یک بازگشت به گذشته، بلکه تقاضایی برای گذار به یک نظام کارآمدتر و دموکراتیکتر است.
این تغییر دیدگاه، که پس از ۴۷ سال از انقلاب ۱۳۵۷ رخ داده،نشاندهنده ناامیدی عمیق از وعدههای اولیه انقلاب است. درسال ۱۳۵۷، میلیونها ایرانی با شادی از خروج محمدرضا شاه استقبال کردند، زیرا دوران پهلوی را نماد فساد، سرکوب و وابستگی به غرب میدانستند. اما امروز، در سال ۱۴۰۴،اعتراضات سراسری – از بازار تهران تا شهرهای کوچک – بافراخوان رضا پهلوی برای «قیام نهایی» همراه شده و او را به عنوان نمادی از اتحاد ملی معرفی میکند.
رضا پهلوی، که از سال ۱۳۵۸ در تبعید زندگی میکند، اخیراًاعلام کرده که آماده بازگشت به ایران برای رهبری دوره گذاراست و این اظهارات با حمایت گستردهای در داخل و خارج کشور مواجه شده است. حال باید پرسید که چرا فراخوانهای فرزند آخرین شاه ایران، اینگونه با اقبال عمومی روبرو شده است؟
دلایل اقتصادی: از رونق دوران پهلوی تا فقر مطلق در جمهوری اسلامی
یکی از اصلیترین دلایل این تغییر نظر، مقایسه وضعیت اقتصادی دوران پهلوی با شرایط فعلی است. در دهههای۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی، ایران تحت حکومت محمدرضا شاه شاهد رشد اقتصادی سریع بود. درآمد سرانه افزایش یافت،صنایع مدرنسازی شدند و فرصتهای شغلی برای زنان وجوانان گسترش یافت. نرخ بیکاری پایین بود و ایران به عنوان یکی از اقتصادهای نوظهور خاورمیانه شناخته میشد. اما پس از انقلاب، تحریمها، مدیریت ناکارآمد و فساد سیستماتیک گسترده، منجر به تورم مزمن، بیکاری بالا و کاهش ارزش پول ملی شده است.
در سال ۱۴۰۴، تورم رسمی بیش از ۴۰ درصد گزارش شده وبسیاری از خانوادهها با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند.
بسیاری از ایرانیان، به ویژه نسل جوان که انقلاب را تجربه نکردهاند، دوران پهلوی را با رفاه نسبی و آزادیهای اجتماعی مرتبط میدانند. در اعتراضات اخیر، مانند اعتراضات خونین دیماه ۱۴۰۴، کسبه و کارگران با شعار «جاوید شاه» به بازگشت به آن دوران اشاره میکنند.
نظرسنجیهای مستقل نشان میدهد که در برخی مناطق بیش از ۷۰ درصد مردم، دوران پهلوی را با پیشرفت مرتبط میدانند. این نوستالژی اقتصادی، به ویژه در میان طبقه متوسط که ازتحریمها آسیب دیده، عامل کلیدی تغییر دیدگاه است.
سرکوب سیاسی و تقاضا برای اتحاد ملی
سرکوب سیاسی تحت جمهوری اسلامی نیز نقش مهمی در این تغییر ایفا کرده است. انقلاب ۱۳۵۷ با وعده آزادی و عدالت آغاز شد، اما به سرعت به یک نظام ایدئولوژیک تبدیل شد که مخالفان را با زندان، اعدام و سانسور مواجه کرد. از سال۱۳۵۸ تا ۱۴۰۴، هزاران نفر به دلیل اعتراضات سیاسی جان باختهاند. اعتراضات سالهای اخیر، مانند جنبش زن، زندگی،آزادی در ۱۴۰۱، نشاندهنده خستگی جامعه از این سرکوب است. در این میان، رضا پهلوی به عنوان یک چهره غیرایدئولوژیک و نماد اتحاد ظاهر شده است.
او که در واشنگتن زندگی میکند، بارها تأکید کرده که هدفش نه بازگشت به سلطنت مطلقه، بلکه رهبری دوره گذار به دموکراسی است. در کنفرانس خبری دیماه ۱۴۰۴، رضا پهلوی از جامعه جهانی خواست تا شش اقدام مشخص برای حمایت ازمعترضان انجام دهند، از جمله قطع روابط دیپلماتیک باجمهوری اسلامی. این موضعگیریها، همراه با حمایت ازاعتراضات داخلی، او را به یک رهبر بالقوه تبدیل کرده است. درشبکههای اجتماعی، پستهایی حمایتی از وی، میلیونهابازدید داشته و نشاندهنده حمایت گسترده است.
در داخل ایران نیز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرهایی مختلف با تصاویر رضا پهلوی همراه بود. معترضان بارها نام او را فریاد میزدند که این نشاندهنده احترام به رضا پهلوی به عنوان نماد ملی است. حتی در میان کارگران، معلمان ورانندگان کامیون که از اقشار سنتی جامعه هستند، شعارهای حمایت از پهلوی شنیده میشود. این حمایت نه از روی تمایل به دیکتاتوری، بلکه به دلیل نیاز به یک چهره معتبر برای جلوگیری از هرج و مرج پس از سقوط رژیم است.
تحولات اجتماعی و نقش نسل جوان
نسل جوان، که بیش از ۶۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهد، نقش کلیدی در این تغییر دارد.
آنها انقلاب ۱۳۵۷ رااز کتابهای تاریخ میشناسند و دوران پهلوی را با آزادیهای اجتماعی مانند پوشش اختیاری، موسیقی و روابط بینالمللی مقایسه میکنند. در مقابل، محدودیتهای اجتماعی جمهوری اسلامی، مانند حجاب اجباری و سانسور اینترنت، آنها را به اعتراض واداشته است.
بسیاری از جوانان، رضا پهلوی را به عنوان نمادی از مدرنیته میبینند که میتواند ایران را به جهان متصل کند.
در سالهای اخیر، مهاجرت گسترده جوانان – بین پنج تا هشت میلیون نفر از ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۴ – نشاندهنده ناامیدی است. امادر میان ایرانیان خارج از کشور، با شعار «پاینده ایران» از رضا پهلوی حمایت میشود. این حمایت اجتماعی، ریشه درتمایل به بازگشت به هویت ملی پیش از انقلاب دارد.
زمینه تاریخی: از انقلاب تا امروز
برای درک این تغییر، باید به انقلاب ۱۳۵۷ بازگشت. در آنسال، مردم از رژیم پهلوی به دلیل سرکوب مخالفان، وابستگی به آمریکا و نابرابری اقتصادی خسته بودند. خروج شاه در دی ماه ۱۳۵۷ با جشنهای سراسری همراه بود. اما وعدههای انقلاب، مانند عدالت اجتماعی، به سرعت رنگ باخت. از سال۱۳۵۸، جنگ ایران و عراق، تحریمها و تمرکز قدرت در دست روحانیت، ایران را به انزوا کشاند.
در دهههای بعد، اعتراضات مکرر – از جنبش سبز ۱۳۸۸ تااعتراضات ۱۳۹۸ – نشاندهنده نارضایتی مداوم بود. اما آنچه در ۱۴۰۴ متفاوت است، تمرکز بر رضا پهلوی به عنوان جایگزین است. او در ۱۷ سالگی ایران را ترک کرد و اکنون ۶۵ساله است. فعالیتهای رضا پهلوی، مانند حمایت از اعتراضات و فراخوان برای رفراندوم، او را از یک شاهزاده تبعیدی به یک رهبر مخالف تبدیل کرده است.
با این حال، مخالفان رضا پهلوی نیز وجود دارند. برخی اورا نماد گذشته دیکتاتوری میدانند و نگران بازگشت به سلطنت هستند. نظرسنجیها نشان میدهد که یک سوم جامعه قویاًمخالف اوست، اغلب به دلیل خاطرات سرکوب دوران محمدرضا شاه پهلوی. علاوه بر این، جمهوری اسلامی با تبلیغات علیه پهلوی، سعی در بیاعتبار کردن این حمایت دارد.
آیندهای نامعلوم اما امیدوار
پس از ۴۷ سال، تغییر دیدگاه مردم ایران از شادی خروج شاه به تمایل به بازگشت فرزندش، نتیجه انباشت ناامیدیهاست. این پدیده نه تنها نوستالژی، بلکه تقاضایی عملی برای تغییراست. رضا پهلوی، با تأکید بر دموکراسی و اتحاد،میتواند نقش کلیدی در گذار ایفا کند، اما موفقیت آن به حمایت داخلی و بینالمللی بستگی دارد. در نهایت، آینده ایران در دست مردم است، که اکنون بیش از همیشه به دنبال ثبات و آزادی هستند.