روزنامه اطلاعات نوشت:
جامعه و مردم، صاحبان سرزمیناند، مطالبه و پاسخگو کردن سیاستمداران و مدیران، و عزل و نصب ایشان از طریق انتخابات و صندوقهای آزاد رأیگیری، اولین و بنیادیترین حق آنان است. نمیتوان به گروه تودهوار خیابانی، نام حزب داد یا در غیاب رقابت واقعی، کسانی را نماینده و منتخب مردم دانست. اینها بدیهیات فراموش شده در جامعۀ ماست و نباید از سوی صاحبان منفعت و بازیگردانان ناشناس، یا متولیان ناترازیها و نارضایتیها به بازی گرفته شود. احزاب واقعی و رقابت انتخاباتی آزاد میتواند مانع این مشکلات باشد.
نمیتوان مدام در بحران زیست و نمیتوان نسلاندر نسلی را با یک فرمان و یک زبان و یک شیوه و یک ایده مدیریت کرد و راضی نگاه داشت. وقتی باید تدبیر کرد و تحول را با صلح و مدارا آغاز کرد. اگر دیرتر از این، در رجزخوانی و بحرانهای داخلی و خارجی وابمانیم، دیگر مهلت برخاستن و فرصت توسعه یافتن نخواهیم داشت. کشوری پهناور و محتاج خواهیم بود که مردمش به مهاجرت و کارگری و قاچاق و کولبری خو میگیرند و در هرج و مرجی که بستر آن فقر و فساد است، درجا خواهند زد.