خانه سیاست مسعود پزشکیان؛ طرح نهج‌البلاغه از پشت تریبون، شلیک گلوله در خیابان

هم وطن گزارش می دهد؛

مسعود پزشکیان؛ طرح نهج‌البلاغه از پشت تریبون، شلیک گلوله در خیابان

زمانی که مسعود پزشکیان در هیاهوی انتخاباتی تابستان ۱۴۰۳، ردای «اصلاح‌طلبی» را بر تن کرد و با کلیدواژه‌هایی چون «گفتگو با معترضان»، «پایان فیلترینگ» و «ارتباط سازنده با جهان»، رأی بخشی از جامعه سرخورده و ناامید را به سبد خود ریخت، کمتر کسی تصور می‌کرد که کارنامه او در کمتر از دو سال، نه با جوهر دیپلماسی، که با خون ده‌ها هزار ایرانی نوشته شود.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی 

زمانی که مسعود پزشکیان در هیاهوی انتخاباتی تابستان ۱۴۰۳، ردای «اصلاح‌طلبی» را بر تن کرد و با کلیدواژه‌هایی چون «گفتگو با معترضان»، «پایان فیلترینگ» و «ارتباط سازنده با جهان»، رأی بخشی از جامعه سرخورده و ناامید را به سبد خود ریخت، کمتر کسی تصور می‌کرد که کارنامه او در کمتر از دو سال، نه با جوهر دیپلماسی، که با خون ده‌ها هزار ایرانی نوشته شود. زمستان ۱۴۰۴، به سردترین و سیاه‌ترین فصل تاریخ ریاست‌جمهوری او بدل شده است؛ فصلی که در آن، تمام وعده‌ها نه تنها نقش بر آب، که به ضد خود بدل شدند. پزشکیان، که آمده بود «صدای بی‌صدایان» باشد، اکنون به رئیس‌جمهور سکوت گورستان‌ها شهرت یافته است.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، نه یک‌شبه و نه از سر غافلگیری آغاز شد. این طغیان، محصول ماه‌ها تورم لگام‌گسیخته، سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی، و فشار خردکننده «تحریم‌های فلج‌کننده‌ای» بود که دولت پزشکیان قول داده بود با «تعامل سازنده» آن‌ها را بی‌اثر کند. مردم به خیابان‌ها آمدند تا همان صدایی باشند که پزشکیان ادعای شنیدن آن را داشت. آن‌ها خواهان پاسخگویی در برابر سفره‌های خالی و آینده تباه‌شده خود بودند.

اما پاسخ دولت «گفتگو محور» چه بود؟ در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، خیابان‌های شهرهای بزرگ ایران نه میز مذاکره، که میدان جنگی یک‌طرفه بود. گزارش‌های میدانی و تصاویر هولناکی که به سختی به درز کرده‌اند، از به‌کارگیری سلاح‌های جنگی علیه معترضان غیرمسلح حکایت دارند. آمار کشته‌شدگان که منابع حقوق بشری آن را بیش از ۳۰ هزار نفر تخمین می‌زنند، این دو روز را به یکی از خونین‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است. رئیس‌جمهوری که متعهد به «شنیدن صدای مردم» بود، در عمل، گوش خود را بر فریادها بست و چشم خود را بر جنازه‌ها. سکوت او در برابر این کشتار، نه از سر ناتوانی، که همدستی آشکار با ماشین سرکوب بود.

وعده «پایان فیلترینگ» شاید فریبنده‌ترین شعار پزشکیان برای نسل جوان بود. او خود را منتقد سفت و سخت محدودسازی اینترنت معرفی می‌کرد. اما با اولین موج جدی اعتراضات، دولتی که او در رأس آن قرار دارد، طولانی‌ترین و تاریک‌ترین قطعی اینترنت در تاریخ ایران را رقم زد. ۱۸ روز سکوت دیجیتال مطلق، نه یک تصمیم فنی، که یک استراتژی حساب‌شده برای سرکوب بود. هدف روشن بود؛ جلوگیری از سازماندهی معترضان، قطع ارتباط آنان با جهان خارج و مهم‌تر از همه، پنهان کردن ابعاد واقعی کشتار.

این قطعی ۱۸ روزه، میخ آخر را بر تابوت ادعای «شفافیت» دولت پزشکیان کوبید و نشان داد که در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، اینترنت نه یک ابزار توسعه، که یک تهدید امنیتی است و رئیس‌جمهور، فارغ از نام و شعارش، صرفاً مجری سیاست‌های کلان نهادهای امنیتی و نظامی است. پزشکیان با این کار ثابت کرد که میان او و تندروترین مخالفانش در زمینه کنترل فضای مجازی، هیچ تفاوت ماهوی وجود ندارد.

در عرصه سیاست خارجی، ناکارآمدی دولت پزشکیان فاجعه‌بارتر بود. شعار «ارتباط موثر و سازنده با کشورهای بزرگ جهان از جمله آمریکا» در عمل به انزوایی عمیق‌تر و تقابلی ویرانگر منجر شد. نه تنها تحریم‌های فلج‌کننده تشدید شد، بلکه تنش‌های منطقه‌ای به یک «جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل» ختم شد؛ جنگی که جز ویرانی زیرساخت‌ها، کشته شدن نیروهای نظامی و غیرنظامی و تشدید بی‌سابقه فشار اقتصادی بر مردم، هیچ دستاوردی نداشت.

این شکست در سیاست خارجی، مستقیماً به بحران داخلی دامن زد. دولتی که نتوانست در عرصه بین‌المللی گشایشی ایجاد کند، در داخل نیز برای پاسخگویی به مطالبات اقتصادی مردم خلع سلاح بود. ناتوانی در کنترل قیمت ارز و مهار تورم، نتیجه مستقیم همین انزوای بین‌المللی بود. پزشکیان نشان داد که فاقد هرگونه برنامه و توان اجرایی برای تحقق وعده‌های دیپلماتیک خود بوده و در نهایت، کشور را به لبه پرتگاه جنگ و فروپاشی اقتصادی کشانده است.

مسعود پزشکیان امروز نماد یک شکست بزرگ است؛ شکست ایده «تغییر از درون صندوق رأی». او که قرار بود مرهمی بر زخم‌های جامعه باشد، خود به نمک پاشیدن بر این زخم‌ها متهم است. ریاست‌جمهوری او ثابت کرد که در ساختار فعلی ایران، اراده رئیس‌جمهور تا چه حد در برابر نهادهای قدرتمند دیگر، شکننده و بی‌اثر است.

اما آیا این صرفاً «بی‌کفایتی» است؟ این عملکرد، فراتر از ناتوانی و مصداق «خیانت» به آرایی است که به امید گشایش به او داده شد. پزشکیان با پذیرش نقش ویترین یک سیستم سرکوبگر، عملاً به امید عمومی برای تغییر مسالمت‌آمیز پشت کرد. او نه تنها نتوانست صدای مردم باشد، بلکه با سکوت و همراهی خود در برابر کشتار دی‌ماه، به مشروعیت‌بخشی به خشونت سیستماتیک یاری رساند. زمستان ۱۴۰۴ در تاریخ ایران نه با سرما، که با گرمای خون ده‌ها هزار معترض بی‌گناهی ثبت خواهد شد که زیر سایه دولتی جان باختند که روزی وعده شنیدن صدایشان را داده بود.

یکی از جدی‌ترین انتقادها به پزشکیان، عدم استفاده مؤثر از کارشناسان مستقل و متخصص است. ترکیب تیم مدیریتی دولت بیش از آن‌که نوید «اصلاح» بدهد، یادآور بازگشت مدیرانی است که یا پیش‌تر در ساختار قدرت آزموده و ناکام شده‌اند یا به دلیل سن بالا و فاصله با تحولات جهانی، توان پاسخ‌گویی به بحران‌های پیچیده امروز ایران را ندارند.

بسیاری از تصمیم‌ها نه در اتاق‌های فکر تخصصی، بلکه در حلقه‌های بسته و محافظه‌کارانه‌ای گرفته می‌شود که اولویت اصلی‌شان «هزینه نداشتن سیاسی» است، نه منافع بلندمدت کشور. در حوزه سیاست خارجی، رویکرد دولت پزشکیان در قبال آمریکا یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای انتقاد بوده است. در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تحریم‌ها به مرز فرسایش رسیده، منتقدان می‌گویند دولت نه توان تصمیم‌گیری شجاعانه برای توافق را دارد و نه استراتژی روشنی برای مدیریت تنش.

تعلل و دوگانگی در پیام‌های ارسالی به واشنگتن، بیش از آن‌که ناشی از «مصلحت‌سنجی» باشد، حاصل فقدان اراده سیاسی و ترس از واکنش تندروها در داخل است. نتیجه، وضعیتی معلق است؛ نه توافقی در کار است و نه آمادگی واقعی برای تقابل.

مسعود پزشکیان بارها در سخنرانی‌های رسمی خود، «نهج‌البلاغه» را نقشه راه اداره کشور دانسته و بر عدالت، مدارا و حق مردم در حکومت‌داری علوی تأکید کرده است. اما حوادث خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر شکاف عمیق میان شعار و واقعیت در جمهوری اسلامی را عیان کرده است؛ شکافی که این‌بار مستقیماً نام رئیس‌جمهوری را در مرکز پرسش‌های جدی قرار داده است.

پزشکیان بارها به نامه‌های امام علی به مالک اشتر استناد کرده و گفته بود «حکومت بدون رضایت مردم دوام ندارد». با این حال باید از دکتر قلبی که قرار بود پناهگاه امن برای مردم باشد پرسید؛ اگر چنین است، چگونه در دولتی که خود را اخلاق‌محور معرفی می‌کند، کشتار معترضان در خیابان‌ها رخ می‌دهد؟ 

مسعود پزشکیان با ادعای بازگشت اخلاق و عقلانیت به سیاست، امیدهایی را برانگیخت. اما حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که در ساختار کنونی قدرت، حتی رئیس‌جمهوری که از نهج‌البلاغه سخن می‌گوید، یا توان جلوگیری از خشونت را ندارد یا اراده‌ای برای آن نشان نمی‌دهد.

در نهایت، آنچه در حافظه جمعی باقی می‌ماند، نه نقل‌قول‌های دینی، بلکه خیابان‌هایی است که بار دیگر با خون معترضان رنگین شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن