خانه سیاست کار نظام به ترورهای کور کشیده؟ 

چند کلامی درباره روایت آذر منصوری از قتل از پیش طراحی شده‌اش!

کار نظام به ترورهای کور کشیده؟ 

همین دیروز بود که آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت و رئیس جبهه اصلاحات با نشر روایتی در کانال تلگرامی‌اش از اقدامی مشکوک در باغچه قدیمی‌ خانوادگی‌شان خبر داد که در وهله نخست، باید قضاوت و استنباط از ماجرا را درباره نیت طراحان و عاملان این اقدام به مخاطب سپرد. 

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی

همین دیروز بود که آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت و رئیس جبهه اصلاحات با نشر روایتی در کانال تلگرامی‌اش از اقدامی مشکوک در باغچه قدیمی‌ خانوادگی‌شان خبر داد که در وهله نخست، باید قضاوت و استنباط از ماجرا را درباره نیت طراحان و عاملان این اقدام به مخاطب سپرد. 

منصوری در این روایت خود، نوشته؛ « شب جمعه جمعی از بچه های فامیل قرار گذاشته بودند که به خانه روستایی ما بیایند. من زودتر رفتم تا بخاری را روشن کنم که تا آمدن آن‌ها خانه کمی گرم شود و تدارک شام مختصری را هم ببینم. به فاصله نیم ساعت از روشن کردن بخاری سوزش چشم هایم شروع شد. با خود فکر کردم شاید به خاطر روشن کردن همزمان بخاری گازی و اجاق گاز باشد. هواکش ها را روشن کردم. پنجره آشپزخانه را هم کمی باز کردم تا هوا جریان پیدا کند. کم کم همه جمع شدند و با این جمع شدن سوزش چشم‌ها هم بیشتر شد. این سوزش کم کم با حس خفگی همراه شد. برادر کوچکم بعد از دست زدن به لوله بخاری گفت که حدس می‌زنم دودکش گرفته باشد. شاید پرندگان روی آن در طول یک هفته که ما نبودیم آشیانه ساخته‌اند.»

این فعال سیاسی، همچنین ادامه داده؛ « به پسرم گفتم که به روی بام برود و اگر گرفتگی هست برطرف کند. ناگهان پسرم فریاد زد و ما را صدا کرد و گفت دودکش بخاری را با ایزوگام کامل پوشانده اند. ایزوگامی کاملا نو که مشخص بود در همین فاصله که ما نبودیم آمده اند و آن را روی دودکش چسبانده‌اند. به نحوی که هیچ هوایی از آن خارج نشود. گفتم عکس بگیردو برای من بفرستد. آن شب قرار بود ما و تعدادی از بچه‌ها شب را در خانه روستایی بمانیم و لابد به خواب ابدی برویم. روز بعد بلافاصله موضوع را به نهادهای ذیربط اطلاع دادم و پیگیرم تا شاید مشخص شود این اقدام بیرحمانه چگونه و توسط چه کسانی انجام شده است؟ هر چند جان من در قبال جان‌های بی شماری که طی روزها و هفته های گذشته در اعتراضات دیماه از دست رفته، کمترین ارزشی ندارد و من نیز مانند همه مردم ایران سوگوار و غمگین و‌ خشمگینم، اما در حد هشدار و پیشگیری لازم بود اطلاع رسانی شود. امید که این روزهای تلخ تر از زهر بگذرد.»

با این همه، همانگونه که در متن دبیرکل حزب اتحاد ملت هم آمده؛ جان او و دیگران در قبال جان‌های بی‌شماری که طی روزها و هفته‌های گذشته در اعتراضات دیماه از دست رفته، وجه قیاسی ندارد اما به هر ترتیب، انتشار این مرقومه-که از صحت وقوع آن به وثوق، مطلعیم-زنگ هشدار بلندی است که بدون تردید، نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد. 

چرا که اگر حتی، قصد استنباط و برداشت خاصی هم از سوی نگارنده در این جا نباشد، ایزوگام کردن-و نه صرفا مسدود کردن آن به وسیله مثلا چند آجر یا اقسام دیگری که در نمونه‌های مشابه قتل‌های رخ داده به این سیاق سراغ داریم-دودکش بخاری منزلی روستایی، متعلق به یکی از چهره‌های سیاسی در این بزنگاه حساس کشور، نشان از میزان توحش و وقاحت کسانی دارد که هنوز، خون ده‌ها هزار جوان وطن از روی دست‌های نامبارک‌شان شسته نشده و همین حالا هم، هزاران خانواده در پشت درهای بسته این غسالخانه و آن سردخانه به دنبال دریافت جسد عزیزان خود هستند تا اگر موفق شوند، نهایتا با حضور کمتر از ده نفر از اعضای خانواده، جگرگوشه‌شان را به زیر خاک برده و با منتها الیه فروپاشی به خانه تاریک خود بازگردند. 

ناگفته پیداست که به عنوان نمونه در ایامی که پدر و مادر برادران جاویدنام 17 و 20 ساله کدیوریان پس از پرکشیدن عزیزکرده‌های‌شان در تراژیک‌ترین شکل ممکن دست به مرگ خودخواسته زده‌اند و صدای پدر سپهر در جستجوی جوان رعنایش، خواب شب را از هر شنونده‌ای دزدیده است، خبر این اقدام مشکوک برای رئیس جبهه اصلاحات در میان افکار عمومی، واجد کمترین وجه اعتنایی نخواهد بود اما، نباید از یاد برد که دست‌های دراز و بی حد و حصر تمامیت‌خواه و خونخوار دیکتاتور، مدام و هر روز با خبری تازه در حالا دست‌اندازی به حریم جدیدی از زندگی ایرانیان در طبقات مختلف و اقشار گوناگون جامعه است. 

جامعه با شنیدن چنین خبری، سوال خواهد کرد که آن دسته از کسانی که علیه یک چهره سرشناس که طبعا و حتما خبر مرگ این چنینش با پیامدهای گسترده رسانه‌ای همراه بوده و می‌تواند فاز جدیدی از هجمه‌ها علیه نظام روسیاه مستقر را فراهم کند، این چنین اقدام به ترورهای کور و خاموش می‌کنند با جوانان گمنام که به یمن انسداد کامل فضای رسانه‌ای در کشور، حتی اسم‌شان هم به گوش مردم نرسیده چه خواهند کرد و می‌کنند؟ نظامی که نمی‌تواند، افسار عناصر رادیکال و خونخوارش را حتی در حد جلوگیری از اقداماتی مشابه با قتل‌های زنجیره‌ای پس از گذشت 26 سال به دست گرفته و لگام بزند با مردم بی‌صدا و بی‌دفاعی که حتی چهره‌شان را هم کسی ندیده و نام‌شان را هم نشنیده چه خواهد کرد؟

نظامی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، خوشه خوشه خشم کاشته و در انتظار درو شدنش، پایه‌های تاج و تخت حکومت را بیش از پیش لرزان و سست می‌بیند، آیا تا این حد آماده انتحار شده و خوی وحشیانه هواخواهانش را تا این اندازه مهار نکرده است؟ آیا این دست رفتارها هم در امتداد همان دست فرمان رهبر نظام است که از لزوم آتش به اختیاری هوادارانش سخن گفت و اسباب اقسام مختلفی از بربریت را در بزنگاه‌های مختلفی از تاریخ معاصر-نظیر سرکوب 96، 98، 1401 و دیماه 1404- علیه مردم فراهم کرد؟

در این بلبشو و بی‌حاکمیتی که ایران ما گرفتار و دست به گریبان آن بوده و اغتشاش، اغتشاش از زبان رئیس‌جمهور به اصطلاح اصلاح‌طلبش-به عنوان مجری قانون اساسی و پاسبانی از حقوق ملت-در راستای منویات رهبر نظام علیه معترضان بی‌دفاع و غرق به خون نمی‌افتد، ناگفته آشکار است که اقدام به ترور کور و رقم زدن مرگ خاموش برای چهره‌های سیاسی، اصلا دور از ذهن به نظر نخواهد رسید. خانه‌ از پای‌بست ویران است و به قول حسین جنتی، شاعر معاصر؛ 

صدای پایه‌های تخت می‌آید هرازگاهی

گمان کردم که کشتم دشمن خود را و جان بردم

ندیدم خفته در گهواره دارد طفل خونخواهی…

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن