خانه سیاست فتنه تروریست‌ها یا قیام گرسنگان و پابرهنگان؟

هموطن قیام دی ماه را بررسی می‌کند  

فتنه تروریست‌ها یا قیام گرسنگان و پابرهنگان؟

در دی ‌ماه ۱۴۰۴، ایران شاهد یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین موج‌های اعتراضات مردمی در تاریخ معاصر خود بود. این قیام، که ازهفتم دی ‌ماه در تهران آغاز شد و به سرعت به سراسر کشور گسترش یافت، نه تنها خیابان‌ها را لرزاند، بلکه بنیادهای نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشید. 

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در دی ‌ماه ۱۴۰۴، ایران شاهد یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین موج‌های اعتراضات مردمی در تاریخ معاصر خود بود. این قیام، که ازهفتم دی ‌ماه در تهران آغاز شد و به سرعت به سراسر کشور گسترش یافت، نه تنها خیابان‌ها را لرزاند، بلکه بنیادهای نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشید. 

در اوج تنش‌ها و زمانی که همه نگاه‌ها به تعداد کشته شدگان و زخمی‌ها و بازداشتی‌ها بود و مردم از عدم دسترسی به اینترنت آزاد شکایت دارند، ناگهان در لابلای خبرها به یک خبر بسیار مهم بر می‌خوریم که از دیده‌ها به عمد پنهان مانده است.

خبر فوق را مرکز آمار ایران اعلام کرد. 

بر اساس گزارش این مرکز،تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور در دی ماه به ۶۰ درصد رسیده است، به این معنا که خانوارها به طور میانگین ۶۰ درصد بیشتر ازدی ‌ماه ۱۴۰۳ برای خرید مجموعه‌ای یکسان از کالا و خدمات هزینه کرده‌اند! این رقم، که در مقایسه با ماه قبل ۷.۴ واحد درصد افزایش نشان می‌دهد، بالاترین نرخ تورم نقطه به نقطه در یک دهه اخیر استو نشان‌دهنده جهش کم‌سابقه قیمت‌ها در پی سیاست‌های اقتصادی شکست‌خورده جمهوری اسلامی است. 

اما این آمار خشک، تنها نوک کوه یخ بحران اقتصادی است که میلیون‌ها ایرانی را به مرز گرسنگی و ناامیدی کشانده. قیام دی‌ماه۱۴۰۴، در حقیقت، خیزش گرسنگان و پابرهنگان بود؛ مردمی که ازفشارهای معیشتی خسته شده بودند. بنابراین ادعاهای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه معترضان و مردمی که به خیابان آمدند،تروریست‌هایی هدایت‌شده از سوی آمریکا و اسرائیل هستند، چیزی جز دروغ‌پردازی برای توجیه سرکوب خونین نیست. 

زمینه‌های اقتصادی قیام: تورم افسارگسیخته و فقر فراگیر

برای درک ماهیت قیام دی‌ ماه ۱۴۰۴، باید به ریشه‌های اقتصادی آن بازگشت. اقتصاد ایران در سال‌های اخیر، زیر بار تحریم‌های بین‌المللی، سوءمدیریت داخلی و فساد ساختاری، به مرز فروپاشی رسیده است. نرخ تورم سالانه منتهی به آذر ماه ۱۴۰۴، طبق گزارش مرکز آمار، به ۴۴.۶ درصد رسید، که این رقم برای خانوارهای دهک پایین‌تر حتی بالاتر است. تورم ماهانه در دی‌ماه نیز رکورد زد و به۷.۹ درصد رسید، که بالاترین نرخ از اردیبهشت ۱۴۰۱ به شمار می‌رود.

این جهش قیمت‌ها، مستقیماً به سیاست‌هایی مانند افزایش ۴۰۰درصدی قیمت مواد خوراکی پایه – از جمله برنج، حبوبات، تخم‌مرغ،شیر و روغن – مربوط می‌شود. چنین اقداماتی، که تحت عنوان”جراحی اقتصادی” توجیه می‌شوند، در شرایطی اجرا شد که ارزش ریال به حدود ۱.۴ میلیون در برابر دلار سقوط کرده و تورم رسمی بیشاز ۴۰ درصد است.

این بحران اقتصادی، میلیون‌ها نفر را به زیر خط فقر مطلق رانده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که طبقه متوسط جامعه، که معمولاً در اعتراضات شرکت نمی‌کند، این بار به دلیل نابودی معیشت خود به خیابان‌ها آمد. قشر خاکستری جامعه – کارگران، کشاورزان، معلمانو بازنشستگان – که سال‌ها با حقوق‌های ناچیز و تورم دو رقمی دستو پنجه نرم می‌کردند، دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند. در دی‌ماه ۱۴۰۴، اعتراضات از بازار تهران آغاز شد، جایی که کسبه و بازاریان در برابر افزایش قیمت‌ها و کمبود کالا دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب‌ها به سرعت به کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها و حتی روستاها گسترش یافت. مردم نه تنها علیه گرانی شعار می‌دادند، بلکه کل نظام سیاسی را مقصر می‌دانستند، زیرا سیاست‌های اقتصادی حاکمیت، مبتنی بر چپاول منابع ملی در خدمت بقای یک ساختار فاسد است.

میلیون‌ها ایرانی، از جمله زنان سرپرست خانوار و جوانان بیکار، با واقعیت تلخی روبه‌رو شدند: حذف تدریجی از چرخه زندگی عادی و انباشت ثروت در دست شبکه‌ای محدود وابسته به حاکمیت.

این قیام، محصول انباشت خشم طبقاتی بود. بحران اقتصادی، که بهتر است آن را “مرگ اقتصاد” نامید، ریشه در هم‌زمانی دو بحرانساختاری دارد: یکی اقتصادی، با تورم افسارگسیخته و بیکاری گسترده، و دیگری سیاسی، با انحصار قدرت و تبعیض. 

در چنین وضعیتی، ادامه زندگی برای بخش بزرگی از جامعه نه تنهادشوار، بلکه تحقیرآمیز شده است.

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که اعتراضات از پایین‌ترین لایه‌های جامعه آغاز شد، از دل فشارهای معیشتی، و نه از اتاق‌های فکرخارجی. مردم به مرحله خودسوزی رسیدند – یکی از مراحل آخرناامیدی اجتماعی – و این نشان‌دهنده آن است که کشور کشش بیشتری برای خشونت ندارد، اما رژیم با سیاست‌های خود، مردم را به این نقطه رساند.

ابعاد اجتماعی قیام: از اعتراض معیشتی به انقلاب ملی

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، تنها یک اعتراض اقتصادی نبود؛ آن به سرعت به یک نهضت ملی تبدیل شد که موجودیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفت.

از هفتم دی‌ماه، تجمع‌ها در تهران آغاز شد و تا بیست و سومدی‌ماه، به کشته شدن بین 36 هزار و 500 نفر تا 43 هزار نفر منجر شد، که این رویداد را به یکی از بزرگ‌ترین کشتارها در تاریخ معاصر تبدیل کرد.

اعتراضات در 400 شهر شدت گرفت، جایی که مردم با حضورپرشمار در خیابان‌ها، با نیروهای سرکوبگر روبه‌رو شدند. ویدیوهای رسیده نشان می‌دهد که معترضان با چراغ گوشی‌های خود خیابان‌ها را روشن می‌کردند و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر می‌دادند.

این خیزش، حاصل چهار دهه انباشت خشم، آگاهی و تجربه بود؛مردم از توهم اصلاح عبور کرده و مستقیماً به سرنگونی فکر می‌کنند.

گستردگی اجتماعی قیام، یکی از ویژگی‌های کلیدی آن بود. از بازارتهران تا خیابان‌های سراسر کشور، مردم نشان دادند که دیگر به عقب برنمی‌گردند. اعتصاب‌های سراسری، از جمله در کارخانه‌ها و ادارات،اقتصاد حاکمیت را فلج کرد. زنان، جوانان و کارگران پیشرو بودند؛آن‌ها نه تنها علیه تورم، بلکه علیه خفقان سیاسی و فرهنگی اعتراض کردند. این قیام، بر بستری انفجاری شکل گرفت که ریشه در شکاف عمیق میان اکثریت مردم و اقلیت حاکم داشت.

گزارش‌های میدانی تأکید می‌کند که قیام مردم از داخل جامعه برآمد،نه از هدایت خارجی. مردم گرسنه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند و این بار جان خود را به میدان آوردند.

رد ادعاهای جمهوری اسلامی: دروغ‌پردازی در مورد تروریسم وحمایت خارجی

جمهوری اسلامی، در مواجهه با این قیام، به جای پاسخگویی به مطالبات مردم، به استراتژی همیشگی خود روی آورد: برچسب‌زنی ودروغ‌پردازی. مقامات عالی رتبه ادعا کردند که اعتراضات به “خشونت سازمان‌یافته و حملات تروریستی” تبدیل شده و معترضان توسط آمریکا و اسرائیل هدایت می‌شوند. فرماندهان ارشد نظامی گفتند که کشته‌سازی‌ها حاصل عملیات تروریستی با هدایت ترامپ است.

این ادعاها، بخشی از جنگ روایت‌هاست که طرفداران جمهوری اسلامی برای توجیه سرکوب خونین به کار می‌گیرند. اما واقعیت چیست؟ اعتراضات از واکنش به فقر مطلق و غارت اموال مردم آغازشد، نه از فراخوان‌های خارجی.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که حاکمیت با حداکثر سنگدلی، تلاش کردقیام را سرکوب کند، اما این واکنش نه نشانه قدرت، بلکه وحشت ازفروپاشی است.

ادعای “تروریست” بودن معترضان، موجی از مخالفت‌ها را برانگیخت،زیرا مردم عادی و از هر قشر و طبقه‌ای در خیابان حضور داشتند و علیه ساختارهای حاکمیت شعار سر می‌داند.

در این میان مانند ادوار گذشته، عده‌ای از درون نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با هدف برچسب زدن به مردم معترض دست به اقدامات فاجعه‌باری زدند و آن را به پای مردم معترض نوشتند. آنها حتی آتش‌زدن مساجد و خانه‌ها و مغازه‌ها (مانند آتش‌زدن عمدی بازار رشت) را به معترضان نسبت دادند، در حالی که شواهد نشان‌دهنده دروغین بودن این ادعاها است. 

این برچسب‌زنی‌ها، تنها توجیه سرکوب گسترده مردم جان به لب رسیده انجام می‌شود.

در حقیقت، قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ هیچ ربطی به حمایت‌های خارجی نداشت. گزارش‌های مستقل تأکید می‌کند که این خیزش از دل فشارهای معیشتی و از پایین‌ترین لایه‌های جامعه برآمد، نه از مهندسی خارجی.

حتی تحلیل‌های بسیاری از کارشناسان حامی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که افزایش تورم و سیاست‌های ناشیانه اقتصادی، عدم برخورد با مفاسد اقتصادی و تبعیض‌های گسترده، عامل اصلی خیزش انقلابی مردم بوده است.

در این میان جمهوری اسلامی با قطع اینترنت و کشتار گسترده،تلاش کرد اعتراضات را به “جنگ” تبدیل کند، اما این تنها ماسکی برشکست اقتصادی خود است.

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، نه تنها یک اعتراض گذرا، بلکه آغاز مرحله‌ای نوین از نبرد ملی است. این قیام، حاکمیت را از درون لرزاند و نشان داد که مردم آماده سرنگونی هستند. سکوت خواص و بی‌تصمیمی رأس نظام، نشانه ورود به مرحله فروپاشی است.

در نهایت، این قیام ثابت کرد که جمهوری اسلامی با دروغ‌های خود نمی‌تواند واقعیت را پنهان کند. مردم ایران، گرسنگان و پابرهنگان،برای آزادی و عدالت برخاستند، و این خیزش، افق رهایی را نزدیک‌ترکرده است. حاکمیت باید پاسخگو باشد، نه اینکه با برچسب تروریسم، خون مردم را توجیه کند. دی‌ماه ۱۴۰۴، فصلی مهم درتاریخ ایران است که نشان‌دهنده پایان استبداد و آغاز دوران نوین است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن