خانه سیاست چگونه جمهوری اسلامی طی دو شب رکورد جنایت علیه بشریت را شکاند

هموطن تعداد کشته‌شدگان انقلاب‌های یک صد سال اخیر را بررسی می‌کند

چگونه جمهوری اسلامی طی دو شب رکورد جنایت علیه بشریت را شکاند

در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران، گزارش‌های متعدد از منابع مستقل و شاهدان عینی حاکی از آن است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای ۱۷ و ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، بیش از ۴۳ هزار نفر را در جریان سرکوب اعتراضات سراسری کشته‌اند. این رویداد، که از آن به عنوان "کشتار دو روزه" یاد می‌شود، نه تنهایک بحران انسانی عظیم ایجاد کرده، بلکه سؤالاتی جدی در موردآینده ثبات سیاسی در ایران مطرح کرده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران، گزارش‌های متعدد از منابع مستقل و شاهدان عینی حاکی از آن است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای ۱۷ و ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، بیش از ۴۳ هزار نفر را در جریان سرکوب اعتراضات سراسری کشته‌اند. 

این آمار، که بر اساس گزارش‌های اولیه سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی و اطلاعات جمع‌آوری‌شده از بیمارستان‌ها، خانواده‌هایقربانیان و فعالان مدنی گردآوری شده، نشان‌دهنده یک کشتار جمعی بی‌رحمانه است که ابعاد آن، حتی در مقایسه با برخی از خونین‌ترین انقلاب‌ها و جنبش‌های قرن اخیر، کم‌نظیر به نظر می‌رسد. 

این رویداد، که از آن به عنوان “کشتار دو روزه” یاد می‌شود، نه تنهایک بحران انسانی عظیم ایجاد کرده، بلکه سؤالاتی جدی در موردآینده ثبات سیاسی در ایران مطرح کرده است.

شاهدان عینی گزارش می‌دهند که در ۱۷ دی، نیروهای امنیتی – شامل سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای ویژه ضدشورش – بااستفاده از سلاح‌های سنگین، گاز اشک‌آور و حتی تیراندازی مستقیم به سمت جمعیت، عملیات سرکوب را آغاز کردند. 

تا پایان روز ۱۷ دی، آمار اولیه کشته‌شدگان بیش از ۲۰ هزار نفرگزارش شد. بیمارستان‌های سراسر کشور مملو از مجروحان بودند و بسیاری از خانواده‌ها از دسترسی به اجساد عزیزانشان محروم ماندند. روز ۱۸ دی، شدت سرکوب افزایش یافت. نیروهای سرکوبگرخیابان‌ها را محاصره کرده و از دوشکا و خودروهای زرهی برای کنترل جمعیت استفاده کردند. 

آمار دقیق کشته‌شدگان هنوز در حال جمع‌آوری است، اما بر اساس داده‌های اولیه از منابع پزشکی و فعالان، بیش از ۴۳ هزار نفر در این دو روز جان باخته‌اند. این رقم شامل حدود ۱۵ هزار زن و کودک نیزمی‌شود، که نشان‌دهنده گستردگی فاجعه است. علاوه برکشته‌شدگان، هزاران نفر مجروح و بازداشت شده‌اند و گزارش‌هایی از شکنجه در زندان‌ها وجود دارد. 

نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی این آمار را تکذیب کرده و آن را”دروغ‌پراکنی دشمنان” خوانده، اما تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، خلاف این ادعا را ثابت می‌کند.

مقایسه با انقلاب‌ها و کشتارهای تاریخی

برای درک ابعاد این فاجعه، لازم است آن را با برخی از خونین‌ترین انقلاب‌ها و جنبش‌های قرن اخیر مقایسه کنیم. این مقایسه نه تنها براساس تعداد مطلق کشته‌شدگان، بلکه بر پایه تناسب زمانی – یعنی تعداد کشته‌ها در واحد زمان – انجام می‌شود. انقلاب‌ها اغلب با خشونت همراه هستند، اما آنچه در ایران رخ داد، از نظر سرعت کشتار، بی‌نظیر یا حداقل کم‌نظیر است.

ابتدا به بهار عربی اشاره کنیم که یکی از گسترده‌ترین جنبش‌های انقلابی در قرن اخیر بود. این جنبش که از سال 2010 آغاز شد، درسوریه که خونین‌ترین بخش بهار عربی بود، بیش از ۵۰۰ هزار نفر درطول بیش از یک دهه جان باختند. این یعنی میانگین روزانه حدود۱۳۷ کشته در طول ۱۰ سال. 

در لیبی، حدود ۲۵ هزار نفر در سال ۱۳۹۰ کشته شدند، که میانگین روزانه حدود ۶۸ نفر است. یمن نیز با بیش از ۳۰۰ هزار کشته از۱۳۹۰ تاکنون، میانگین روزانه حدود ۸۲ نفر را نشان می‌دهد. کل بهارعربی بیش از یک میلیون کشته داشت، اما این رقم در طول دو سال ودر چندین کشور پخش شد. در مقایسه، کشتار ۴۳ هزار نفر در دوروز ایران، میانگین روزانه بیش از ۲۱ هزار نفر است – رقمی که صدها برابر میانگین بهار عربی است.

حال به ترکیه در زمان روی کار آمدن مصطفی کمال آتاتورک بپردازیم. 

جنگ استقلال ترکیه به تأسیس جمهوری ترکیه شد. در این دوره که شامل جنگ با یونان و نیروهای متفقین بود، تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر کشته شده باشند،عمدتاً غیرنظامیان ارمنی، یونانی و ترک. این رقم در طول چهار سال پخش شد، که میانگین روزانه حدود ۱۳۶ تا ۲۷۳ نفر است. 

آتاتورک،که به عنوان قهرمان ملی ترکیه شناخته می‌شود، در این دوره رهبری جنبش را بر عهده داشت، اما کشتارها اغلب در نبردهای طولانی‌مدت رخ داد، نه در دو روز فشرده. مقایسه تناسبی نشان می‌دهد که شدت کشتار در ایران، از نظر زمانی، بسیار بالاتر است.

انقلاب کوبا، که از ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۸ شمسی به رهبری فیدل کاسترورخ داد، یکی دیگر از مثال‌های کلاسیک است. در این انقلاب، که رژیم باتسیتا را سرنگون کرد، حدود ۵ هزار تا ۲۰ هزار نفر کشته شدند. این رقم در طول شش سال پخش شد، که میانگین روزانه حدود ۲ تا ۹نفر است. انقلاب کوبا بیشتر بر پایه جنگ چریکی بود و کشتارهای جمعی کمتر دیده شد. در مقایسه، فاجعه ایران در دو روز، بیش از دوبرابر کل کشته‌های انقلاب کوبا را در بر می‌گیرد که این امر، آن را ازنظر سرعت، منحصربه‌فرد می‌کند.

جنگ داخلی اسپانیا، یکی از خونین‌ترین درگیری‌های اروپا بود.

دراین دوره، که بین جمهوری‌خواهان و ملی‌گرایان به رهبری فرانکو رخداد، حدود ۵۰۰ هزار تا یک میلیون نفر کشته شدند، شامل اعدام‌ها،بمباران‌ها و قحطی. این رقم در طول سه سال، میانگین روزانه حدود۴۵۶ تا ۹۱۳ نفر را نشان می‌دهد. با وجود شدت بالا، این کشتارهادر طول ماه‌ها و سال‌ها توزیع شد، نه در دو روز. اسپانیا مثال خوبی از انقلاب‌هایی است که خشونت را در زمان طولانی‌تری پخش می‌کنند، در حالی که ایران شاهد تمرکز خشونت در یک بازه زمانی کوتاه بود.

در آمریکای لاتین، انقلاب شیلی – یا بهتر بگوییم کودتای علیه سالوادور آلنده توسط آگوستو پینوشه – منجر به کشته شدن حدود ۳هزار نفر مستقیم شد، همراه با هزاران ناپدیدشده و شکنجه‌شده. این رقم عمدتاً در ماه‌های اولیه پس از کودتا رخ داد، با میانگین روزانه حدود ۱۰ نفر در سال اول. رژیم پینوشه با سرکوب سیستماتیک مخالفان شناخته می‌شود، اما نه با کشتارهای فوری و گسترده مانندآنچه در ایران دیدیم. مقایسه تناسبی اینجا نیز برجسته است: ۴۳هزار نفر در دو روز، در برابر ۳ هزار نفر طی چندین ماه‌ها.

این مقایسه‌ها نشان می‌دهد که در حالی که انقلاب‌ها و جنبش‌های تاریخی اغلب با تلفات انسانی بالا همراه هستند، تمرکز کشتار دریک بازه زمانی کوتاه مانند دو روز، پدیده‌ای نادر است. برای مثال، دربهار عربی، بیشترین کشته‌ها در سوریه در طول ماه‌ها رخ داد، نه روزهای معدود. ترکیه تحت رهبری آتاتورک نیز خشونت را در سال‌ها توزیع کرد. انقلاب‌های کوبا، اسپانیا و شیلی، هرچند خونین، سرعت کشتاری مانند ایران نداشتند.

یک کشتار بی‌نظیر از نظر تناسب زمانی

در نهایت، اگر تناسب بگیریم – یعنی تعداد کشته‌ها را نسبت به مدت زمان در نظر بگیریم – این کشتار در تاریخ معاصر بی‌نظیر یا حداقل کم‌نظیر است. بیش از ۴۳ هزار کشته در دو روز، میانگین روزانه بیش از ۲۱ هزار نفر را نشان می‌دهد، در حالی که در بهار عربی (با بیش از یک میلیون کشته در دو سال)، میانگین روزانه حدود ۱۳۷۰ نفر بود. ترکیه در زمان آتاتورک با ۲۰۰ هزار کشته در چهار سال، میانگین۱۳۶ نفر روزانه داشت. انقلاب کوبا با ۲۰ هزار در شش سال، حدود۹ نفر روزانه؛ جنگ داخلی اسپانیا با یک میلیون در سه سال، حدود۹۱۳ نفر؛ و شیلی با ۳ هزار کشته در چندین ماه، حدود ۱۰ نفر. این ارقام نشان می‌دهد که سرعت و شدت کشتار در ایران، آن را به یکی از تاریک‌ترین لحظات تاریخ تبدیل کرده است. جهان باید این فاجعه راجدی بگیرد تا از تکرار آن جلوگیری شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن