اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در روزهای اخیر ایران بار دیگر صحنه اعتراضات گسترده مردمی شده است. این اعتراضات که از روز ۷ دی ۱۴۰۴ آغاز شد، ریشه در نارضایتی عمیق از وضعیت اقتصادی، معیشتی، اجتماعی و سیاسی دارد. مردم در شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، مشهد، تبریز و شیراز، لردگان، ملکشهر، آبادان، ایلام و …. به خیابانها آمدهاند و شعارهایی علیه ساختار فاسد و ضد انسانی حاکمیت، فساد، گرانی، بیکاری و محدودیتهای اجتماعی سرمیدهند.
این موج اعتراضی، که تا امروز ادامه یافته، نه تنها نشاندهنده خشم انباشتهشده جامعه بوده، بلکه نشانههایی از ضعف درونی ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی را نیز آشکار کرده است.
یکی از جنبههای برجسته این اعتراضات، ریزش و فرسودگی نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی است که مسئولیت سرکوب را بر عهده دارند. این نیروها، که در گذشته به عنوان ستون فقرات حاکمیت عمل میکردند،اکنون با چالشهای جدی روبرو هستند؛ خستگی جسمی و روحی، اعتراضات درونی به شرایط خود و هراس از عواقب خارجی مانند هشدارهای دونالدترامپ، رئیسجمهور آمریکا.
زمینه اعتراضات اخیر
اعتراضات ۱۴۰۴، که برخی آن را “قیام” و یا حتی “انقلاب” مینامند، از اعتراض بازاریان آغاز شد. در هفتم دی، بازار اصلی تهران صحنه درگیریهای اولیه شد، جایی که نیروهای انتظامی با معترضان برخورد کردند. تا ۱۰ دی، اعتراضات به بیش از ۲۰ استان رسیده بود و شامل دانشجویان،کارگران و بازاریان میشد. گزارشها نشان میدهد که تا امروز، حداقل چندین کشته، صدها نفر زخمی و هزاران نفر دستگیر شدهاند.
با این حال، شدت سرکوب نسبت به اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یا سال ۱۴۰۱ کمتر بوده است. درگذشته، جمهوری اسلامی با قطع اینترنت، تیراندازی مستقیم و بسیج گسترده نیروهای وفادار خود پاسخ میداد، اما اکنون نشانههایی از تردید و انفعال درنیروهای امنیتی و انتظامی دیده میشود.
این اعتراضات در بستری از بحرانهای چندلایه رخ داده است، تورم بالای۴۰ درصد، بیکاری جوانان بیش از ۳۰ درصد، و محدودیتهای اجتماعی که زنان و اقلیتهای سیاسی و مذهبی را بیش از پیش تحت فشار قرار داده، تنها بخشهایی از این بحرانها هستند. مردم نه تنها به گرانی نان و سوخت اعتراض دارند، بلکه شعارهایی مانند “فقر، فساد، گرانی” و “آزادی، عدالت،ایرانی” سر میدهند که مستقیماً جمهوری اسلامی را نشانه گرفتهاند. در این میان، نیروهای امنیتی – شامل سپاه پاسداران، پلیس، وزارت اطلاعات، و بسیج – که همیشه نقش سرکوبگر را ایفا کردهاند، خود بخشی از معترضان بالقوه هستند. بسیاری از این نیروها از طبقه متوسط رو به پایین جامعهاند و با مشکلات اقتصادی مشابه مردم عادی دست و پنجه نرم میکنند.
خستگی و فرسودگی نیروهای امنیتی
یکی از عوامل کلیدی ریزش نیروهای امنیتی، خستگی جسمی و روحی آنهاست. از ۷ دی تا ۱۷ دی ۱۴۰۴، نیروهای انتظامی و امنیتی در آمادهباش شبانهروزی بودهاند. گزارشها حاکی از آن است که تعداد نیروها در مقایسه با اعتراضات گذشته کمتر است، که این امر به دلیل ریزش داخلی و کمبود منابع است، به ویژه پس از شکست تحقیرآمیزی که در جنگ دوازدهروزه در برابر اسرائیل متحمل شدهاند. برای مثال، در تهران، ویدیوهایی منتشر شده که نشان میدهد نیروهای انتظامی با اولین فشار جمعیت عقبنشینی میکنند و روحیه درگیری ندارند. این خستگی نه تنها از اعتراضات اخیر ناشی میشود، بلکه ریشه در سالهای گذشته دارد. سالهایی که با هر شوک، آنها مجبور بودند در برابر هموطنان معترض خود سلاح به دست بگیرند و آنها را سرکوب کنند.
از سوی دیگر نیروهای بسیج و سپاه نیز خسته و فرسوده هستند که آن نیز به دلیل جنگهای نیابتی حاکمیت در سوریه، عراق و لبنان بوده که بسیاری از نیروهای نخبه سپاه را فرسوده کرده است. همچنین، حملات اسرائیل به فرماندهان کلیدی سپاه در سالهای اخیر، مانند کشتهشدن برخی فرماندهان،ساختار فرماندهی را تضعیف کرده است.
علاوه بر خستگی جسمی، فرسودگی روحی نیز نقش مهمی ایفا میکند. نیروهای امنیتی و انتظامی خود بخشی از جامعه هستند و از مشکلات اقتصادی رنج میبرند. حقوق پایین، تأخیر در پرداختها و تورم، باعث شده بسیاری از آنها نسبت به وضعیت معیشتی اعتراض داشته باشند.
گزارشهایی از درون نیروها نشان میدهد که برخی افسران انتظامی در جلسات داخلی، از سرکوب مردم گلایه کردهاند و گفتهاند “ما هم مثل مردمیم،چرا باید برادران خود را بزنیم؟” این اعتراضات درونی، که در سالهای گذشته کمتر علنی بود، اکنون به ریزش منجر شده است.
این فرسودگی همچنین به دلیل عدم حمایتهای خارجی است.
جمهوری اسلامی در گذشته بر نیروهای نیابتی مانند حزبالله لبنان تکیه داشت، اما بانابودی بخش عمدهای از این نیروها در جنگ با اسرائیل، رژیم تنها مانده است. این امر نیروهای داخلی را بیشتر تحت فشار قرار داده و باعث شده آنها احساس کنند که در یک جنگ نابرابر هستند. در نتیجه، سرکوب کمتر شده است؛ به جای تیراندازی گسترده، نیروها بیشتر به گاز اشکآور و باتوم متوسل میشوند، هرچند همچنان موارد تیراندازی گزارش شده که منجر به کشتهشدن حداقل ۳۶ نفر شده است.
اعتراض نیروهای امنیتی به وضعیت اقتصادی و اجتماعی
نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی نه تنها خستهاند، بلکه خود معترض هستند. این نیروها، که اغلب از خانوادههای متوسط و پایین جامعه میآیند،با مشکلات مشابه مردم روبرو هستند. گرانی مسکن، آموزش و درمان، آنها رانیز تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، محدودیتهای اجتماعی مانند حجاب اجباری و سانسور اینترنت، خانوادههای این نیروها را ناراضی کرده است. بسیاری از افسران جوان که در شبکههای اجتماعی فعالاند، به آزادیهای اجتماعی در کشورهای دیگر حسرت میخورند.
این اعتراضات درونی، به ریزش منجر شده است. در اعتراضات اخیر،مواردی از همبستگی نیروها با مردم دیده شده است. برای مثال، در ۱۰ دی۱۴۰۴ در تهران، یک گروه از نیروهای انتظامی اعلام کردند که “سرکوب نخواهند کرد” و حتی برخی ویدیوها نشان میدهد که آنها با معترضان دست میدهند. این پدیده، که در اعتراضات ۱۴۰۱ کمتر بود، اکنون گستردهتر شده که دلایل آن چندگانه است: نخست، آگاهی بیشتر نیروها از فساد در ردههای بالا. دوم، ترس از آینده. بسیاری میدانند که در صورت سقوط جمهوری اسلامی،ممکن است محاکمه شوند. سوم، تأثیر رسانههای خارجی که ضعف جمهوری اسلامی را فاش کردهاند.
تأثیر هشدار ترامپ بر هراس نیروهای امنیتی
یکی از عوامل خارجی که ریزش را تسریع کرده، هشدار دونالد ترامپ است. ترامپ به صراحت اعلام کرده است که اگر جمهوری اسلامی معترضان رابکشد، آمریکا پاسخ سخت خواهد داد. این هشدار، که در رسانههای اجتماعی منتشر شد، مستقیماً جمهوری اسلامی را تهدید کرد. ترامپ، که دردوره قبلی خود سیاست “فشار حداکثری” را علیه ایران اعمال کرد، اکنون باقدرت بازگشته و حمایت از معترضان را علنی کرده است.
این هشدار، هراس عمیقی در نیروهای امنیتی ایجاد کرده است. بسیاری از آنها به یاد دارند که در دوره ترامپ، تحریمها چگونه اقتصاد را فلج کرد واکنون ترس از دخالت نظامی آمریکا دارند. گزارشها نشان میدهد که در جلسات داخلی سپاه، این هشدار مورد بحث قرار گرفته و برخی فرماندها نگفتهاند “نمیتوانیم ریسک کنیم”. این هراس، سرکوب را ملایمتر کرده؛ به جای کشتار گسترده، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی فعلا (فعلا) به دستگیریهای محدود بسنده کرده، هرچند همچنان کشتههایی گزارش شده است.
علاوه بر ترامپ، حمایت اسرائیل نیز نقش دارد. اسرائیل در سالهای اخیر فرماندهان سپاه را هدف قرار داده و این امر نیروها را ترسانده است. ترکیب این عوامل خارجی، نیروهای امنیتی را متقاعد کرده که رژیم ممکن است سقوط کند و آنها باید به فکر آینده خود باشند.
آینده چه خواهد شد؟
ریزش نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی، پدیدهای چندبعدی است. ازمنظر ساختاری، جمهوری اسلامی در حال حاضر با با کمبود منابع روبرواست. بودجه نظامی در ۱۴۰۴ کاهش یافته و تحریمها ادامه دارد. از منظرروانشناختی، نیروها احساس میکنند که در یک سیستم فاسد گیر افتادهاند. از منظر اجتماعی، آنها بخشی از جامعه معترض هستند.
سرکوب کمتر، مستقیماً از ترس آینده ناشی میشود. سرکوبگران میداند که کشتار گسترده میتواند منجر به دخالت خارجی شود، بنابراین به تاکتیکهای ملایمتر روی آوردهاند. با این حال، همچنان خشونت وجود دارد.
در صورت سقوط جمهوری اسلامی، آینده نیروهای امنیتی تاریک است. بسیاری ممکن است محاکمه شوند، مانند آنچه در عراق پس از صدام رخ داد. برخی ممکن است به خارج فرار کنند، اما بدون حمایت، زندگی سختی خواهند داشت. این ترس، ریزش را بیشتر میکند.
اعتراضات ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی است. ریزش نیروهای امنیتی – ناشی از خستگی، اعتراضات درونی و هراس خارجی – نشاندهنده ضعف است. هشدار ترامپ، این روند را تسریع کرده و سرکوب را کمتر کرده، هرچند خشونت همچنان وجود دارد. در صورت ادامه اعتراضات،ریزش بیشتر خواهد شد و جمهوری اسلامی روزهای سختتری در پیش خواهد داشت. آینده نیروهای امنیتی تاریک است، آنها باید انتخاب کنند بین وفاداری به یک سیستم در حال فروپاشی یا پیوستن به مردم.