اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در ماههای اخیر فضای سیاسی ایران شاهد تحولات پرتنشی بوده است. این تحولات، که عمدتا ریشه در بحرانهای اقتصادی عمیق، تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش ریال و کمبودهای اساسی مانند آب و انرژی دارد، منجر به گسترش اعتراضات سراسری شده است.
رئیسجمهور مسعود پزشکیان، که با وعدههای اصلاحطلبانه بر سر کار آمد، اکنون با چالشهای جدی روبرو است. او علنا اعتراف کرده که دولتش در حل مشکلات اقتصادی ناتوان است و مدیران مناسبی برای کنترل وضعیت ندارد. در عین حال، رویکرد دولت پزشکیان نسبت به اعتراضات متفاوت از دولتهای پیشین است. این دولت به جای برچسب زدن معترضان به عنوان “آشوبگر” یا “اغتشاشگر”، اعتراضات را “مشروع” خوانده و تمایلی به سرکوب خشن نشان نداده است. اما لایحههای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، همچون ادوار گذشته پاسخ اعتراضات را با گلوله دادهاند.
در روزهای اخیر زمزمههایی از ارکان قدرت شنیده میشود که نشان دهنده طراحی دسیسههایی از سوی جبهه پایداری با همکاری بیت رهبری (دفتر آیتالله علی خامنهای) برای عزل پزشکیان و برگزاری انتخابات زودهنگام است. هدف این دسیسه، روی کار آوردن دولتی نزدیکتر به بیت و قادر به سرکوب سریع اعتراضات است. با این حال، مردم ایران این نقشه را درک کردهاند و فرقی بین دولت پزشکیان و سایر دولتها قائل نیستند، زیرا ریشه مشکلات را در ساختار کلی جمهوری اسلامی میبینند.
بررسی تحولات اقتصادی و معیشتی
بحران اقتصادی ایران در سالهای اخیر تشدید شده است. تورم رسمی حدود 45 درصد است. ارزش ریال به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرد، به طوری که در هفتههای اخیر یک دلار آمریکا رکوردی جدید ثبت کرد و این امر قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی را افزایش داد.
کمبود انرژی، از جمله برق و بنزین و گازوئیل و بحران آب در ۲۰ استان از ۳۱ استان کشور، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را مختل کرده است. پزشکیان خود در مصاحبهای اعتراف کرد: “اگر مشکلات حل نشود، نمیتوانیم حکومت کنیم!”
این بحرانها نه تنها ناشی از تحریمهای خارجی هستند، بلکه به سوءمدیریت داخلی، فساد، و سیاستهای ایدئولوژیک حاکمیت نسبت داده میشوند.
در پاسخ به این بحران، پزشکیان اقداماتی مانند تغییر رئیس بانک مرکزی انجام داد، محمدرضا فرزین را برکنار و عبدالناصر همتی (وزیر اقتصاد سابق) را جایگزین کرد. اما این تغییرات، که در جلسهای اضطراری اقتصادی صورت گرفت، نتوانست جلوی گسترش اعتراضات را بگیرد. اعتراضات ابتدا از سوی کسبه و بازاریان آغاز شد و سپس به دانشجویان و کارگران گسترش یافت. در روزهای گذشته تعطیلی گسترده در ۲۱ استان از جمله تهران رخ داد و معترضان در چند شهر شعارهایی مانند “مرگ بر دیکتاتور” سر دادند.
رویکرد دولت پزشکیان به اعتراضات
برخلاف دولتهای قبلی مانند روحانی یا رئیسی، که اعتراضات را با سرکوب شدید پاسخ میدادند، پزشکیان رویکردی نرمتر اتخاذ کرده است. او در سخنرانیهای خود، اعتراضات را “مشروع” خوانده و بر لزوم گوش دادن به مطالبات مردم تأکید کرده است. با این حال، نیروهای امنیتی با مردم معترض درگیر شدهاند. گزارشها از تیراندازی به معترضان در استانهای فارس و لرستان حکایت دارد، که منجر به کشته شدن حداقل یک نیروی شبهنظامی و چند شهروند در نقاط مختلف کشور شده است.
این رویکرد دوگانه – عدم تمایل به کنترل اوضاع و عدم توانایی در حل مشکلات – پزشکیان را در موقعیت ضعیفی قرار داده است.
تحلیل دسیسه علیه پزشکیان
شواهد نشان میدهد که قدرتهای اصلی در جمهوری اسلامی، به ویژه جبهه پایداری و بیت رهبری، در حال طراحی برای عزل پزشکیان هستند. جبهه پایداری که در انتخابات گذشته از سعید جلیلی حمایت میکرد، از ابتدا با پزشکیان مخالف بوده و او را به “ناتوانی سیاسی” متهم کرده است.
در هفتههای اخیر، حملات رسانهای گستردهای از سوی این گروه علیه دولت مستقر انجام شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، علناً تهدید به استیضاح وزرا و حتی دولت کرده است. او گفته که اگر کابینه بازسازی نشود، مجلس ناچار به استیضاح خواهد بود. این تهدیدها با حمایت از سوی رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران مانند روزنامه جوان همراه بوده است.
هدف این دسیسه، برگزاری انتخابات زودهنگام و روی کار آوردن دولتی نزدیکتر به بیت – مانند دولتی تحت نفوذ جلیلی یا دیگر اقتدارگرایان – است که بتواند اعتراضات را با سرکوب سریع کنترل کند.
دولت پزشکیان که در روزهای پس از مرگ مشکوک ابراهیم رئیسی به عنوان “سپر” جمهوری اسلامی عمل کرد، حالا با ناتوانی در حل بحرانها، میتواند قربانی مناسبی برای جمهوری اسلامی باشد تا اینگونه وانمود کند که حاکمیت به دنبال رفع مشکلات ریشهای مردم است.
درک مردم از نقشه و ریشه مشکلات
با این حال، مردم ایران این دسیسه را فهمیدهاند. اعتراضات فراتر از انتقاد از پزشکیان رفته و ساختار جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است. شعارهایی تند معترضان نشاندهنده عدم تمایز بین دولتها است.
معترضان ریشه مشکلات را در فساد سیستماتیک، سیاستهای ایدئولوژیک و تمرکز قدرت در دست گروههای اقتدارگرا میبینند، نه صرفا در شخص پزشکیان. گزارشها از گسترش اعتراضات به شهرهای کوچک مانند قشم و مرودشت و لردگان حکایت دارد که نشاندهنده نارضایتی سراسری است. حتی حامیان سابق پزشکیان اکنون او را ناتوان میدانند و تقاضای تغییرات اساسی دارند.
تحولات اخیر نشان میدهد که جمهوری اسلامی در بحران عمیقی فرو رفته است. احتمال دسیسه جبهه پایداری با همکاری بیت آیتالله خامنهای برای عزل پزشکیان از طریق استیضاح و برگزاری انتخابات زودهنگام بالا است، تا دولتی سر کار بیاید که نزدیک بیت باشد و اعتراضات را سرکوب کند. اما این استراتژی شکستخورده است، زیرا مردم فرقی بین دولت پزشکیان و دیگران نمیبینند و ریشه مشکلات را در کل نظام جمهوری اسلامی میدانند. این درک میتواند به اعتراضات گستردهتری منجر شود، مگر اینکه تغییرات ساختاری رخ دهد – چیزی که بعید به نظر میرسد و در نهایت آینده ایران به واکنش مردم و توانایی حاکمیت در مدیریت این بحران بستگی دارد.