خانه سیاست تحریم نعمت است اما برای آقازاده‌ها/آقای عراقچی کدام برکت؟

هموطن ادعای مسئولان درباره اثرات تحریم‌ها را بررسی می‌کند

تحریم نعمت است اما برای آقازاده‌ها/آقای عراقچی کدام برکت؟

در حالی که تا لحظه تنظیم این گزارش، قیمت دلار از 144 هزار تومان هم فراتر رفته است، مردم سخنان چند روز قبل عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در کوی و برزن تکرار می‌کنند که گفته است: "می‌دانم تحریم برکاتی دارد." حال شهروندان از خود می‌پرسند این برکات در  سفره آنان نمایان می‌شود و یا مستقیم از سفره انقلاب به جیب آقایان و آقازاده‌ها می‌رود؟

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در حالی که تا لحظه تنظیم این گزارش، قیمت دلار از 144 هزار تومان هم فراتر رفته است، مردم سخنان چند روز قبل عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در کوی و برزن تکرار می‌کنند که گفته است: “می‌دانم تحریم برکاتی دارد.” حال شهروندان از خود می‌پرسند این برکات در  سفره آنان نمایان می‌شود و یا مستقیم از سفره انقلاب به جیب آقایان و آقازاده‌ها می‌رود؟

در روزهای اخیر، اظهارات عباس عراقچی، مبنی بر اینکه تحریم‌ها علاوه بر هزینه‌ها، «برکاتی» نیز دارد، موجی از خشم و انتقاد را در میان مردم و حتی برخی کارشناسان برانگیخته است. عراقچی در جمع تعدادی از فعالان اقتصادی مدعی شده: “ما بپذیریم که تحریم هست و بپذیریم که با تحریم هم می‌شود زندگی کرد!”  

علیرغم ادعای مسئولان جمهوری اسلامی، واقعیت تلخ زندگی میلیون‌ها ایرانی زیر فشار این تحریم‌ها، چیزی جز نابودی تدریجی قدرت خرید، افزایش فقر و گسترش نابرابری نیست. 

مردم عادی زیر بار تورم کمرشکن و گرانی‌های افسارگسیخته له شده‌اند، در حالی که گروهی محدود از رانت‌خواران و نزدیکان قدرت، از همین تحریم‌ها سودهای کلان برده‌اند.

در واکنش به این سخنان عباس عراقچی بود که محمدطبیبیان، اقتصاددان، در یادداشتی نوشت: “همه می‌دانیم جناب ایشان و‌ جنابان در شرایط بد‌تر از این هم می‌توانند خوب و فربه زندگی کنند. انصافا از جانب مردم صحبت نفرمایید. از خود مردم بپرسید و بگذارید با زبان خودشان از احوال خودشان بگویند.”

اگر واقعیت‌ها را در حوزه اثرگذاری تحریم‌های بین‌المللی،به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام در سال 2018 واعمال سیاست «فشار حداکثری» را یک بار دیگر مرور کنیم، در می‌یابیم که تحریم‌ها نه تنها اقتصاد ایران را فلج کرده، بلکه زندگی روزمره مردم را به مرز نابودی رسانده است. در مقابل ادعای «برکات تحریم»، آمارها نشان می‌دهند که این فشارها فقر را چند برابر کرده، بیکاری را گسترش داده و تورم را به سطوح بی‌سابقه رسانده‌اند. 

در عین حال، تحریم‌ها زمینه‌ای برای رانت‌خواری گسترده فراهم کرده‌، جایی که تنها آقازاده‌ها و حلقه‌های نزدیک به قدرت توانسته‌اند ثروت‌های افسانه‌ای انباشت کنند.

ریشه‌های تحریم‌ها و ادعای برکات و نعمات

تحریم‌های گسترده علیه ایران از دهه‌های گذشته آغازشده است، اما شدت آن پس از بلندپروازی‌های هسته‌ای و موشکی و خروج دونالد ترامپ از برجام در سال 1397افزایش یافت. مقامات ایرانی، همواره تحریم‌ها را فرصتی برای «خودکفایی» و «استقلال اقتصادی» توصیف کرده‌اند. 

آیت‌الله علی خامنه‌ای در 19 دی ماه 1384، یعنی دقیقا 20 سال قبل مدعی شده بود که “اگر تحریم‌های جدیدی وضع شود، اتفاق جدیدی برای ایران نخواهد بود چون قدرت‌های جهانی در گذشته هم هر جا توانسته‌اند، این تحریم را اعمال کرده‌اند”

او دو سال بعد هم و در شرایطی که کارشناسان هشدار می‌دانند که تداوم تحریم‌ها، شرایط اقتصادی کشور را فلج خواهد کرد، گفته بود: “در داخل متأسفانه، عده‌ای هستند که به قدری مجذوب و فریفته حرف غرب و تفکر غرب و مبانی غربند که حاضر نیستند بشنوند و قبول کنند.مگر تا حالا ما را تحریم نکرده‌اند؟ ما را از تحریم می‌ترسانید؟”

آیت‌الله خامنه‌ای در سال 91 نیز مدعی بود که “ما واکسینه شده‌ایم در مقابل تحریم؛ تحریم به ما ضربه نمی‌زند!”

رهبر جمهوری اسلامی حدود 13 سال قبل نه تنها اثرگذاری تحریم‌ها بر اقتصاد ایران و معیشت مردم را منکر می‌شد، حتی مدعی بود که تحریم‌ ایران به اقتصاد اروپا و آمریکا ضربه زده است. به عنوان نمونه در اسفند 91 گفته بود:‌ “کشورهایی که امروز ملت ایران را تحت تحریم قرار داده‌اند، خودشان گرفتار مشکلات اقتصادی به‌ مراتب سخت‌تر، سنگین‌تر و غیر قابل حل هستند … غربی‌ها علاوه بر مشکلات اقتصادی خود، گرفتار برخی مشکلات ناشی از تحریم ایران نیز شده‌اند. این در حالی است که آنها برای مشکلات خود راه حل ندارند، اما ایران برای مشکلات اقتصادی خود راه حل دارد!”

آیت‌الله علی خامنه‌ای حتی مدعی بود که “ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که اسراف نمی‌کند را تحریم کنند. بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمی‌شود!”

مسئولان جمهوری اسلامی که مانند همه سال‌های پس از وقایع 57، بلافاصله پس از اظهارات رهبر جمهوری اسلامی در هر موضوعی، آن را تایید و تکرار می‌کنند، پس از آنکه آیت‌الله علی خامنه‌ای بر بی‌اثر بودن تحریم‌ها تاکید می‌کرد، پا را فراتر گذاشته و حتی مدعی بودند که تحریم‌ برای ملت ایران یک نعمت است.

نخستین فردی که تحریم‌ها را نعمت می‌دانست، کسی نبود جز محمود احمدی‌نژاد که دوستان و یارانش او را معجزه هزاره سوم می‌نامیدند.

احمدی‌نژاد در فروردین 1390 و در جلسه بررسی سند چشم‌انداز 20 ساله (بر اساس این سند، ایران باید در سال 1404 به رتبه نخست منطقه در اکثر حوزه‌های اقتصادی، علمی، فرهنگی و … تبدیل می‌گردید) گفته بود: “من باور دارم که زودتر از 20 سال می‌توانیم به اهداف پیش‌بینی شده دست پیدا کنیم … خدا را شکر که دشمنان ما را تحریم کردند … با تحریم‌ها زودتر پیشرفت می‌کنیم!”

احمدی‌نژاد در سال 89 و در یک سفر رسمی به ترکیه در پاسخ به خبرنگاران خارجی که از او درباره تحریم‌ها پرسیده بودند نیز جمله تاریخی خود مبنی بر اینکه “تحريم؟ اصلا نمنه؟” را بیان کرد و مدعی شده بود:‌ “از كدام تحريم سخن مي گوييد؟ امروز اگر در ميان مردم ايران حاضر شويد، به شما خواهند گفت كه تحريم‌ها هيچ تاثيري بر زندگي و مسير پيشرفت كشورشان نداشته است!!”

از همان سال‌ها تا به امروز، بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی تحریم‌ها را نعمت، برکت، موجب سازندگی و پیشرفت کشور، راهی برای رسیدن به قله‌های توسعه و ترقی، پلکانی برای دست‌یابی به خودکفایی و استقلال و … عنوان کرده‌اند و امروز نیز که دلار هر روز مرزهای جدیدی از افزایش قیمت را یک به یک فتح می‌کند، عده‌ای مانند عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی همین دیدگاه را تئوریزه می‌کنند.

عراقچی اخیرا تأکید کرده که برکات تحریم شامل فاصله گرفتن از اقتصاد نفت‌محور و تمرکز بر صادرات غیرنفتی شده است. این دیدگاه، که پیش‌تر نیز توسط برخی مسئولان مطرح شده، ادعا می‌کند تحریم‌ها ایران را مجبور به اصلاح ضعف‌های داخلی کرده و پیشرفت‌هایی در صنایع دفاعی و فناوری ایجاد کرده است.

اما این ادعاها در برابر واقعیت‌های معیشتی مردم رنگ می‌بازد. مردم ایران نه برکتی از تحریم دیده‌اند و نه خودکفایی واقعی. آنچه دیده‌اند، سقوط آزاد ارزش ریال،تورم بالای 40 درصد در سال‌های اخیر و افزایش چندبرابری قیمت کالاهای اساسی است. 

در حالی که مسئولان از «برکات» سخن می‌گویند،میلیون‌ها نفر برای تأمین نان شبانه محتاج یارانه‌های ناچیز شده‌اند و همین یارانه اندک را هم دولت هر روز و به بهانه‌ای برای عده‌ای قطع می‌کند.

تأثیر ویرانگر تحریم‌ها بر اقتصاد و معیشت مردم

تحریم‌ اقتصاد ایران را به رکود تورمی کشانده‌ است. کاهش صادرات نفت، محدودیت‌های بانکی و خروج سرمایه خارجی، رشد اقتصادی را منفی کرده و تورم را مزمن ساخته است. طبق گزارش‌های رسمی و بین‌المللی،تورم در سال‌های اخیر اغلب بالای 40 درصد بوده و ارزش ریال بیش از 90 درصد کاهش یافته است.

بیکاری نیز تشدید شده، به ویژه میان جوانان وفارغ‌التحصیلان دانشگاهی. نرخ بیکاری رسمی حدود 12درصد است، اما بیکاری پنهان و ناامیدی از یافتن شغل مناسب، میلیون‌ها نفر را به حاشیه رانده است. تعطیلی کارخانه‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری و مهاجرت گسترده نیروی کار ماهر، از عواقب مستقیم تحریم‌هاست.

در حوزه سلامت و آموزش، تحریم‌ها دسترسی به داروهای ضروری را محدود کرده و هزینه‌های درمان را چند برابر کرده است. کودکان بسیاری از سوءتغذیه رنج می‌برند. زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیده‌اند، زیرا فقر زنان ‌سرپرست خانوار را چند برابر کرده است.

این فشارها نه تنها در حوزه اقتصاد، بلکه در حوزه‌های اجتماعی و روانی نیز اثرات مخرب بسیاری بر جای گذاشته است. افزایش افسردگی، خودکشی، اعتیاد وجرایم، مستقیماً با فقر ناشی از تحریم مرتبط است. مردم ایران زیر این بار سنگین له شده‌اند، در حالی که مسئولان در موقعیت‌های امن، از «برکات» سخن می‌گویند.

رانت‌خواری و سودبری آقازاده‌ها از تحریم‌ها

یکی از تلخ‌ترین جنبه‌های تحریم‌ها، ایجاد فرصت‌های طلایی برای رانت‌خواری است. در شرایط تحریم، دور زدن محدودیت‌ها نیاز به مجوزهای ویژه، روابط خاص و دسترسی به ارز دولتی دارد. این زمینه‌ای ایده‌آل برای فساد فراهم کرده است.

آقازاده‌ها و نزدیکان قدرت، از واردات کالاهای اساسی باارز‌های دولتی تا دلالی در بازار ارز و طلا، سودهای کلان برده‌اند. مواردی مانند تخصیص ارزهای دولتی برای واردات که به جیب دلالان رفت، یا انحصار پروژه‌های نفت و گاز، نشان‌دهنده این واقعیت است. در حالی که مردم برای خرید گوشت و دارو صف می‌کشند، برخی آقازاده‌ها زندگی لاکچری در خارج یا داخل کشور دارند و ثروت‌های افسانه‌ای انباشت کرده‌اند.

رانت‌خواری در دوران تحریم سیستماتیک شده است. حلقه‌های نزدیک به قدرت، از قاچاق کالا تا بهره‌برداری از پروژه‌های دولتی، میلیاردها تومان سود برده‌اند. این نابرابری، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده و اعتماد عمومی را نابود کرده است. مردم می‌پرسند: اگر تحریم برکت دارد، چرا این برکت تنها به جیب رانت‌خواران می‌رود؟

در شمال تهران، آپارتمان‌هایی با قیمت متری یک میلیارد تومان معامله می‌شود و زندگی لاکچری تنها برای عده‌ای معدود فراهم است.

در مقابل، میلیون‌ها نفر در حاشیه شهرها یا روستاها با درآمد روزانه کمتر از حد بقا زندگی می‌کنند. این دوگانگی، نتیجه مستقیم تحریم‌ها و سوءمدیریت است. مردم عادی هزینه مقاومت راپرداخته‌اند، اما سود آن به گروهی محدود رسیده است.

تحریم فاجعه بود، نه برکت

اظهاراتی مانند سخنان عراقچی، نمک بر زخم مردم است. تحریم‌ها نه برکت آورده، نه خودکفایی واقعی. آنچه آورده،فقر گسترده، تورم ویرانگر، بیکاری و رانت‌خواری است. مردم ایران نابود شده‌اند؛ قدرت خریدشان از بین رفته،امیدشان به آینده کمرنگ شده و بسیاری مجبور به مهاجرت یا تحمل رنج روزانه شده‌اند.

برای نجات از این فاجعه، نیاز به رفع واقعی تحریم‌ها ازطریق دیپلماسی عادلانه و همزمان مبارزه جدی با فساد داخلی است. تا زمانی که رانت‌خواری ادامه دارد و مسئولان از برکات سخن می‌گویند، مردم همچنان زیرفشار له خواهند شد. تحریم‌ها فاجعه‌ای تاریخی برای ملت ایران بوده‌اند؛ فاجعه‌ای که تنها بازندگانش مردم عادی و برندگانش رانت‌خواران بوده‌اند.

برای اثبات این ادعا فقط کافی است که به یک نمونه اشاره کنیم. از سال 1390 تاکنون، قیمت اقلام خوراکی 78 برابر شده، این در حالی است که در این مدت دستمزد کارگران و کارمندان حدود 31 برابر گردیده، به عبارتی قدرت خرید مردم فقط در حوزه مواد غذایی از نصف هم کمتر شده است! حال مردم باید قضاوت کنند که تحریم‌ها واقعا برکت بود یا فاجعه!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن