موج اعتراضات سراسری در ایران، که از روز یکشنبه با تعطیلی بازارهای بزرگ و اعتراض کسبه به وضعیت نابسامان اقتصادی و افزایش بیسابقه قیمت ارز آغاز شده بود، در سومین روز خود به نقطه عطفی تاریخی رسید. این نقطه عطف، جایی نبود جز پردیسهای دانشگاهی کشور. دانشگاه، که همواره به مثابه وجدان بیدار و پیشران مطالبات جامعه عمل کرده است، این بار نیز در بزنگاهی حساس، پرچم تحولخواهی را برافراشت و ماهیت اعتراضات را از یک گلهمندی صرفاً معیشتی به یک جنبش تمامعیار سیاسی و مدنی ارتقا داد.
در حالی که دستگاههای رسمی و تریبونهای حکومتی تلاش میکردند تا این خیزش را در قالب مطالبات اقتصادی و معیشتی محدود تعریف کنند، دانشجویان با حضور قاطعانه و سردادن شعارهایی که مستقیماً ارکان حاکمیت را هدف قرار میداد، مسیر پیش روی جامعه را ترسیم کردند. این حرکت، نشان داد که دانشگاه نه تنها در کنار جامعه ایستاده، بلکه پیشرو و پیشگام در بیان مطالبات مردمی است که از ظلم، استبداد، سوءمدیریت و فساد ساختاری به تنگ آمدهاند. این انتقال کانون اعتراض از بازار به دانشگاه، در واقع انتقال مطالبات از «نان» به «آزادی و نان» بود؛ دانشگاه با صدای بلند اعلام کرد که ریشه فقر و فساد، در ساختار سیاسی است و تا زمانی که استبداد پابرجاست، معیشت نیز سامان نخواهد یافت.
دانشگاه، کانون آگاهی و رهایی
روز سهشنبه، صحن دانشگاههای بزرگ پایتخت و شهرستانها، از جمله دانشگاه تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر (پلیتکنیک)، شهید بهشتی، خواجه نصیرالدین طوسی، اصفهان، یزد، علم و صنعت و علامه طباطبایی، مملو از دانشجویان معترضی بود که با خروج از کلاسهای درس، به صف اعتراضات سراسری پیوستند. این اقدام، یادآور نقش تاریخی دانشگاه در تمامی تحولات سیاسی و اجتماعی دهههای اخیر بود؛ نقشی که حتی با شدیدترین سرکوبها و امنیتیسازیها نیز خاموش نشده است.
اعتراضاتی که از بازار آغاز شد و به خیابان رسید، اکنون در دانشگاهها به اوج رادیکالیسم خود دست یافته است. در دانشگاه صنعتی شریف، دانشجویان با عبور از تمامی خطوط قرمز تعیین شده، شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را سر دادند. این شعار، که در کنار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» طنینانداز شد، به وضوح نشان داد که دانشجویان، ریشه تمامی بحرانهای اقتصادی و معیشتی را در ساختار سیاسی و ایدئولوژیک حاکمیت جستجو میکنند.
در دانشگاه تهران، دانشجویان با راهپیمایی به سمت پردیس مرکزی، فریاد «آزادی، آزادی» سر دادند و در بیانیهای کوبنده، تحت عنوان «لحظه برخاستن اس»، اعلام کردند که «فریاد پایان دیکتاتوری در هوا پیچیده و ظلم بیش از همیشه لرزان است.» آنها با یادآوری اعتراضات سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، تاکید کردند که دانشگاه تهران هیچگاه خاموش نبوده و بار دیگر قصد دارند صدای آزادی را طنینانداز کنند.
تحلیل شعارها؛ بازگشت به رادیکالیسم ساختارشکن
یکی از نکات برجسته اعتراضات این روز، بازگشت شعارهای رادیکال و ساختارشکن بود که مستقیماً هدف تغییر نظام را نشانه میرفت. شعار « این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت» در دانشگاه شریف و شعار «مرگ بر دیکتاتور» در دانشگاه صنعتی اصفهان، نشاندهنده عمق ناامیدی از امکان اصلاح در ساختار فعلی و گرایش بخشی از معترضان به آلترناتیوها بود. این شعارها، در کنار شعار «تا آخوند کفن نشود؛ این وطن، وطن نشود» که در دانشگاه امیرکبیر سر داده شد، موید این تحلیل است که دانشجویان دیگر به مطالبات معیشتی قانع نیستند و تنها راه برونرفت از بحرانهای چندلایه کشور را در تغییر بنیادین نظام سیاسی میبینند.
همچنین، شعارهایی نظیر «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» که در دانشگاه تهران شنیده شد، اوج هدفگیری سیاسی و عدم هراس از بیان مستقیم مطالبات برای سرنگونی را نشان میدهد. این سطح از رادیکالیسم، در پیوند با شعارهای همبستگی با بازاریان («از استبداد بیزاریم همسنگر بازاریم») و تاکید بر ایستادگی («میایستیم میمیریم حقمون و میگیریم»)، یک جبهه واحد از مطالبهگران تحول را به نمایش گذاشت.
نمادهای مقاومت و نفی استبداد
جنبش دانشجویی این روزها، سرشار از نمادهایی بود که عمق مخالفت با ساختار حاکم را به نمایش میگذاشت. شاید یکی از تاریخیترین اتفاقات، در دانشگاه شهید بهشتی رخ داد؛ جایی که دانشجویان معترض در اقدامی نمادین و شجاعانه، تابلوی دفتر نهاد رهبری در این دانشگاه را از جا کندند و بر زمین انداختند. این حرکت، فراتر از یک اعتراض ساده، نفی آشکار مشروعیت نهادی بود که دانشجویان آن را نماد استبداد و سوءمدیریت میدانستند. در مواجهه با نیروهای امنیتی، دانشجویان این دانشگاه با شعار «بیشرف، بیشرف» ایستادگی کردند.
در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، دختران دانشجو در حرکتی مدنی و شجاعانه، با چرخاندن روسریها و مقنعههای خود در هوا، مخالفتشان را با حجاب اجباری ابراز کردند و شعار «نه روسری، نه تو سری» سر دادند. این اقدام، که نشاندهنده پیوند عمیق مطالبات مدنی و آزادیهای فردی با اعتراضات سیاسی بود، با همراهی پسران دانشجو و شعار «هیز تویی هرزه تویی / زن آزاده منم» تقویت شد. این صحنهها، بیانگر آن بود که جنبش دانشجویی، علاوه بر مطالبات سیاسی و اقتصادی، پرچمدار مطالبات اجتماعی و حقوق زنان نیز هست.
دانشجویان دانشگاه یزد با شعار «ایرانی، داد بزن؛ حقتو فریاد بزن» و دانشجویان دانشگاه زنجان با شعار «فقر، فساد، گرونی؛ میریم تا سرنگونی» بر همبستگی با مردم معترض در خیابانها تاکید کردند. این همبستگی در دانشگاه علم و صنعت نیز به اوج رسید، جایی که دانشجویان خطاب به کسانی که هنوز به اعتراضات نپیوستهاند، فریاد میزدند: «ما تماشاگر نمیخواهیم، به ما ملحق شوید.» این شعار، تاکیدی بر لزوم پیوستن تمامی اقشار جامعه به این خیزش سراسری بود.
بیانیهها؛ ثبت یک موضع علیه نظم پوسیده
بیانیههای صادر شده از سوی فعالان دانشجویی، نه تنها گزارشگر وقایع، بلکه تحلیلگر ریشههای بحران بودند. در بیانیه مهم دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، اعتراض، نتیجه طبیعی «نظمی است که از بالا تا پایین بر پایهٔ بیکفایتی، دروغ و تحقیر انسان بنا شده است.» این بیانیه، مدیریت دانشگاه را «بازوی اجرایی همان ساختار پوسیدهٔ حاکم» دانست و تاکید کرد که ساختاری که کشور را به بیآبی، فقر، سرکوب و فروپاشی کشانده، شایسته اقتدار نیست.
دانشجویان در این بیانیهها، خود را «مزاحم نظم تحمیلی، مزاحم مدیران بیعرضه، مزاحم حاکمانی که بقای خود را در فرسایش زندگی ما میبینند» معرفی کردند و هشدار دادند که «عادیسازی فلاکت، شکست خورده و دانشجو هنوز ایستاده است.» این متون، نشان داد که جنبش دانشجویی با آگاهی کامل از ریشههای مشکلات، به دنبال تغییرات ساختاری است و نه صرفاً اصلاحات سطحی.
دانشجویان امیرکبیر نیز با انتشار بیانیهای، اعلام کردند که «چشمها بار دیگر به نور همبستگی مردم روشن شده» و «فریادهای برخاسته از ظلم و سرکوب، در پی فرو ریختن بنای ظالم است.» این بیانیهها، نه تنها پایان تحصن نبودند، بلکه ثبت یک موضع قاطع علیه استبداد و تباهی بودند. فریادهای دانشجویان علامه طباطبایی در خوابگاهها با شعار «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت» در ساعات پایانی شب، نشان داد که دامنه اعتراضات حتی به فضاهای بسته و تحت کنترل شدید امنیتی نیز کشیده شده است.
واکنش امنیتی؛ محاصره، خشونت و احتیاط مضاعف
در مقابل این خیزش مدنی، پاسخ امنیتی حاکمیت دو وجه متناقض داشت: از یک سو، اعمال شدیدترین فشارها و خشونتها برای سرکوب میدانی، و از سوی دیگر، نوعی احتیاط و نگرانی از تشدید فضا که در نوع برخوردها و واکنشهای سریع به بازداشتها مشهود بود.
ورود نیروهای امنیتی و لباس شخصی به فضای دانشگاهها، به ویژه در دانشگاه تهران و شریف، منجر به درگیری و تنش شد. در دانشگاه شریف، نیروهای امنیتی و بسیج با دانشجویان برخورد کردند. در دانشگاه تهران، پس از تجمع گسترده دانشجویان، درهای خروج پردیس مرکزی بسته شد و دانشگاه به محاصره نیروهای امنیتی درآمد. گزارشها حاکی از آن است که گروهی از نیروهای سپاه با لباس شخصی وارد دانشگاه شده و برخی دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. حضور سازمانیافته افراد و نهادهای غیردانشگاهی، از جمله فعالان و ادوار تشکلهای شبهدانشجویی از دانشگاههای دیگر، در کنار نیروهای حراست بدون اتیکت، فضای دانشگاه را به سمت التهاب و درگیری سوق داد، روندی که دانشجویان آن را «امنیتیسازی» هدفمند میدانند.
در دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشجویان حلقه اعتراض خود را در خارج از فضای دانشگاه و در «درب سعید» شکل دادند. خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که نیروهای بسیج به این تجمع حمله کرده و در پی این حمله، یک دانشجو به شدت آسیب دیده و به بیمارستان منتقل شده است. همچنین، در خیابانهای اطراف بازار تهران، ویدیوها نشان میداد که نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان از گاز اشکآور و گلولههای ساچمهای استفاده کردهاند.
بازداشتها و پیام احتیاط آمیز حاکمیت
در جریان این اعتراضات، شماری از دانشجویان بازداشت شدند. ابوالفضل مروتی، دانشجوی کارشناسیارشد رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، به همراه چهار دانشجوی دانشگاه تهران، شامل مانی ایدی، شاهین شکوهی (دکتری جامعهشناسی)، عارف هادینژاد و مبین امینیان (فلسفه) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. گزارشها حاکی از آن است که مروتی در مقابل در دانشگاه شریف، با خشونت و ضرب و شتم بازداشت شده است.
با این حال، در ساعات پایانی شب، خبر آزادی شش نفر از دانشجویان دانشگاه تهران منتشر شد. این آزادی سریع، در کنار نوع مدیریت تنش در برخی دانشگاهها، این تحلیل را تقویت میکند که نیروهای امنیتی و نهادهای تصمیمگیر، با در نظر گرفتن پیامدهای تشدید فضای اعتراضات و گسترش آن به خیابانها، نوعی نگرانی و احتیاط را در دستور کار قرار دادهاند. به نظر میرسد دولت و نهادهای امنیتی نگرانند که برخوردهای قهری، همانند تجارب تلخ گذشته، منجر به رادیکالیزه شدن بیشتر فضا و عمیقتر شدن شکاف میان حاکمیت و جامعه شود. این نگرانی، با توجه به اظهارات اخیر رئیس جمهور و تاکید بر لزوم آرامش، قابل درک است.
ریاست دانشگاه تهران نیز مورد نقد جدی قرار گرفت که چرا در این بزنگاه حساس، غیبت داشته است. منتقدان معتقدند که غیبت مدیریت عالی دانشگاه، عملاً میدان را برای امنیتیسازی فضا و مداخلات غیرمسئولانه باز میگذارد. آنها تاکید کردند که برخوردهای انضباطی و پروندهسازی، تجربهشده و شکستخوردهاند و تنها به افزایش بیاعتمادی، تشدید خشم و عمیقتر شدن شکافها منجر میشوند. دانشجویان خواستار آزادی هرچه سریعتر زندانیان سیاسی هستند که همچنان در بازداشت به سر میبرد و تاکید دارند که اعتراض، حق مسلم شهروندی و قانونی دانشجویان است و دانشگاه باید مأمنی امن برای مطالبهگری باشد.
صدای جامعه، خاموش نخواهد شد
اعتراضات روز سهشنبه، پیوندی ناگسستنی میان دانشگاه و بازار، و دانشگاه و خیابان ایجاد کرد. شعار «از دانشگاه تا بازار استبداد و استثمار» که در دانشگاه تهران سر داده شد، نشان داد که دانشجویان خود را جدای از بدنه رنجدیده جامعه نمیدانند. حمایت مقامات و وزارت امور خارجه آمریکا از اعتراضات و ستودن شجاعت مردم ایران، اگرچه با واکنشهای متفاوتی در داخل همراه بود، اما بر اهمیت جهانی این خیزش تاکید کرد.
دانشگاه یک بار دیگر نشان داد که در صف اول اعتراضات مدنی ایستاده است. دانشجویان با شعارهایی نظیر «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و «میایستیم، میمیریم، حقمون و میگیریم»، اعلام کردند که صدایشان خاموش نخواهد شد. این خروش، که ریشه در دههها استبداد و بیکفایتی دارد، توان مقابله ندارد و تا زمانی که زیست انسانی مردم قربانی این ساختار است، اعتراض ادامه خواهد داشت. دانشگاه، نبض تحولخواهی جامعه است و این نبض، امروز قویتر از هر زمان دیگری میزند و نشان میدهد که این بار، دانشجویان مصمم هستند تا صبحی را که وعده دادهاند، خود بسازند.