خانه سیاست تاریخ در حال رقم خوردن است؛ سیاسی‌کاری را کنار بگذارید و به مردم بپیوندید

نامه سرگشاده هموطن، خطاب به مسعود پزشکیان

تاریخ در حال رقم خوردن است؛ سیاسی‌کاری را کنار بگذارید و به مردم بپیوندید

مدیرمسوول سایت هموطن نامه سرگشاده‌ای را خطاب به مسعود پزشکیان، اعضای دولت، کارگزاران اجرایی، اصلاح‌طلبان، گذارطلبان و همه آنان که وضع موجود را به زیان تمامیت ارضی ایران، مام میهن و ملت می‌دانند نوشت که می خوانید.

مدیرمسوول سایت هموطن نامه سرگشاده‌ای را خطاب به مسعود پزشکیان، اعضای دولت، کارگزاران اجرایی، اصلاح‌طلبان، گذارطلبان و همه آنان که وضع موجود را به زیان تمامیت ارضی ایران، مام میهن و ملت می‌دانند نوشت که می خوانید.

تاریخ در حال رقم خوردن است؛ سیاسی‌کاری را کنار بگذارید و به مردم بپیوندید که تأخیر در این لحظه، «خُسرانِ دنیا و آخرت» است یادداشت مدیرمسئول | رسانه هموطن اعتراض‌هایی که در پی فروپاشی معیشت و تشدید بحران اقتصادی، چون آتشی مهارناپذیر سراسر ایران را فراگرفته، عملاً آخرین پرده‌ی توهم «مدیریت‌پذیری» را سوزانده است. امروز دیگر نه مجالی برای مانورهای سیاسی باقی مانده و نه اعتباری برای پنهان‌شدن پشت واژه‌های مستهلک‌شده‌ای چون «اصلاح»، «تعادل»، «مصلحت» یا «صبر». این لحظه، لحظه‌ی عریان‌شدن حقیقت است؛ جایی که دیگر نه یک دولت، که کل نظم موجود باید به یک واقعیت تاریخی اعتراف کند: این ساختار به بن‌بست رسیده است. در چنین نقطه‌ای، ادامه نشستن بر صندلی‌های قدرت و مدیریت، نه نشانه مسئولیت‌پذیری که مشارکت مستقیم در تداوم فاجعه است.

مسعود پزشکیان و همه اعضای دولت، وزرا، مدیران و کارگزارانی که هنوز در ساختار اجرایی کشور حضور دارند، اگر اندک نسبتی با مردم و آینده ایران برای خود قائل‌اند، باید بی‌پرده و شفاف، در کنار جامعه بایستند و همان مطالبه‌ای را فریاد بزنند که امروز از خیابان تا بازار، از حاشیه تا متن، طنین‌انداز شده است: تغییر بنیادین؛ تدوین قانون اساسی جدید برای آینده‌ای متفاوت. این خطاب، متوجه همه آنان است که سال‌ها در میانه میدان ایستاده‌اند؛ نه دل از قدرت بریده‌اند و نه شجاعت پیوستن به مردم را تمام‌قد داشته‌اند. اصلاح‌طلبان، گذارطلبان و کارگزارانی که به‌درستی دریافته‌اند تداوم وضع موجود، خطری مستقیم برای تمامیت ارضی ایران، انسجام ملی و بقای مام میهن است، امروز دیگر حق تعلیق و تعارف ندارند.

لحظه، لحظه انتخاب است، نه محاسبه. آنچه ایران را به لبه پرتگاه رسانده، نه خطای یک وزارتخانه و نه ناکارآمدی یک دولت خاص است. این وضعیت، محصول مستقیم و اجتناب‌ناپذیر ساختاری است که از آغاز، بقای قدرت را بر رفاه مردم ترجیح داد؛ ساختاری که منابع را فرسود، سرمایه انسانی را فراری داد، شایستگی را قربانی وفاداری کرد و کشور را به آزمایشگاه تصمیم‌های ایدئولوژیک بدل ساخت. بحران اقتصادی امروز، حادثه نیست؛ سند رسمی شکست یک نظام حکمرانی است. 

میان مسعود پزشکیان، اعضای دولت و مردمی که امروز در خیابان فریاد می‌زنند، یک نقطه مشترک تلخ وجود دارد: حس بن‌بست. همان درماندگی‌ای که بارها و بارها، در جلسات رسمی، گزارش‌ها و اعتراف‌های ناخواسته مسئولان شنیده شده است؛ جایی که خودِ کارگزاران نیز اذعان می‌کنند اختیاری برای حل مسائل بنیادین ندارند. این اعتراف‌ها، پرده از حقیقتی روشن برمی‌دارد: مدیریت بی‌قدرت، در ساختاری که تصمیم‌های اصلی جای دیگری گرفته می‌شود. فرافکنی، انداختن تقصیر به گردن «دولت قبل»، «شرایط بین‌المللی» یا «تحریم‌ها»، دیگر خریداری ندارد. مردم به‌درستی دریافته‌اند که این کشتی، با وصله‌پینه نجات پیدا نمی‌کند. وعده‌های توخالی، اصلاحات آرایشی و مُسکن‌های تبلیغاتی، تنها زمان می‌خرند؛ و زمان، امروز به زیان ایران می‌گذرد. مطالبه روشن است: ساختن کشتی‌ای نو. کشتی‌ای بر پایه یک قرارداد اجتماعی جدید، یک قانون اساسی تازه، و نظامی پاسخ‌گو در برابر ملت. 

خطاب به مسعود پزشکیان، اعضای دولت، اصلاح‌طلبان، گذارطلبان و همه آنان که دل در گرو ایران دارند: یا در کنار مردم می‌ایستید و شجاعانه خواست همه‌پرسی برای تدوین قانون اساسی جدید را فریاد می‌زنید، یا با سکوت، تعلل و سیاست‌کاری، نام خود را در فهرست کسانی ثبت می‌کنید که در لحظه داوری تاریخ، قدرت را بر ملت ترجیح دادند. این‌جا، نقطه انتخاب است. و تأخیر در این لحظه، همان است که خود بهتر از هر کس می‌دانید: خُسرانِ دنیا و آخرت. 
با آرزوی سعادت مُلک و ملت ایران کهن

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن