خانه سیاست جمهوری اسلامی در باتلاق بحران های انباشته شده

هموطن اعتراضات اجتماعی را بررسی می‌کند

جمهوری اسلامی در باتلاق بحران های انباشته شده

روزهای اخیر بازار ارز ایران شاهد جهشی بی‌سابقه بود. نرخ دلار آمریکا در بازارآزاد از مرز ۱۴۴ هزار تومان عبور کرد و در برخی معاملات به ۱۴۵ هزار تومان رسید. این افزایش ناگهانی، نه تنها رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرد، بلکه مستقیما به اعتراضات گسترده بازاریان در تهران و چند شهر دیگر منجر شد.

اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

روزهای اخیر بازار ارز ایران شاهد جهشی بی‌سابقه بود. نرخ دلار آمریکا در بازارآزاد از مرز ۱۴۴ هزار تومان عبور کرد و در برخی معاملات به ۱۴۵ هزار تومان رسید. این افزایش ناگهانی، نه تنها رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرد، بلکه مستقیما به اعتراضات گسترده بازاریان در تهران و چند شهر دیگر منجر شد. کسبه پاساژعلاءالدین، چهارسو، خیابان‌های لاله‌زار، جمهوری، سعدی و توپخانه با بستن مغازه‌های خود، نسبت به گرانی افسارگسیخته و کاهش شدید قدرت خرید اعتراض کردند. 

ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان‌دهنده تجمعات اعتراضی وفراخوان به اعتصاب گسترده بود. این اعتراضات، که در روزهای اخیر ادامه یافت،نخستین نشانه‌های یک نارضایتی عمیق معیشتی است که می‌تواند به سرعت به لایه‌های وسیع‌تری از جامعه سرایت کند.

تحولات اخیر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها مدیریت ناکارآمد،تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌های ایدئولوژیک، دیگر توان اصلاح خود را از دست دادهو در باتلاق بحران‌های انباشته‌شده گیر افتاده است.

سقوط ارزش ریال و تورم افسارگسیخته

نرخ تورم سالانه در آذر ۱۴۰۴ به ۴۲.۲ درصد رسید، که نسبت به ماه قبل ۱.۸ واحددرصد افزایش نشان می‌دهد. تورم نقطه‌به‌نقطه (تغییر نسبت به ماه مشابه سال قبل) حتی بالاتر بود و در برخی گزارش‌ها از مرز ۵۲ درصد عبور کرد. گروه خوراکی‌ها وآشامیدنی‌ها با تورم بیش از ۷۲ درصد، بیشترین فشار را بر خانوارها وارد کرد. این ارقام، که از مرکز آمار ایران و گزارش‌های بین‌المللی استخراج شده، نشان‌دهنده بازگشت تورم به سطوح فوق بحرانی‌ است.

خط فقر نیز به سطوح نگران‌کننده‌ای رسیده است. بر اساس برآوردها، خط فقر براییک خانوار چهارنفره در تهران به حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان در ماه افزایش یافته است. گزارش‌های کارشناسی نشان می‌دهد که بیش از ۳۵ درصد جمعیت ایران زیرخط فقر قرار گرفته‌اند و این رقم در سال ۱۴۰۴ با اضافه شدن میلیون‌ها نفر جدید، روبه افزایش است. حداقل دستمزد کارگران که حدود ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان است، حتی یک سوم هزینه‌های ضروری را پوشش نمی‌دهد.

قیمت اقلام خوراکی از سال ۱۳۹۰ تاکنون بیش از ۷۰ برابر افزایش یافته است. برایمثال، قیمت برنج ایرانی درجه یک، گوشت قرمز، لبنیات و میوه‌ها در این دوره رشدانفجاری داشته‌اند. تورم خوراکی‌ها در سال‌های اخیر همیشه بالاتر از میانگین کلی بوده و مستقیما سفره مردم را کوچک‌تر کرده است.

اعتصاب بازاریان؛ نخستین جرقه قیام گرسنگان

اعتراضات بازاریان در تهران، که از پاساژهای موبایل آغاز شد و به بازار سنتی گسترش یافت، به دلیل اعتراض به وضعیت اقتصادی بود. کسبه موبایل‌فروشان علاءالدین و چارسو، که کسب‌وکارشان وابسته به واردات است، با افزایش ناگهانی قیمت‌ها مواجه شدند و نتوانستند اجناس خود را بفروشند. شعارهایی مانند “کاسبی‌ها رو بستن، بی‌غیرت‌ها نشستن” ، “بازاری می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد” و انتشار فراخوان به بستن مغازه‌ها، نشان‌دهنده عمق خشم است. این اعتراضات به شهرهای دیگر نیزسرایت کرد و گزارش‌هایی از اعتصاب در شهرهای همدان، قشم و شهرهای استان کردستان منتشر شد.

این رویدادها یادآور نقش تاریخی بازاریان در وقایعی چون اتفاقات سال 57 واعتراضات ایران است. اما این بار انگیزه اصلی نه ایدئولوژی، بلکه گرسنگی و ناتوانیدر تأمین معاش است. بازاریان سنتی که زمانی پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی بودند و هزینه‌های روحانیت را تامین می‌کردند، اکنون خود قربانی سیاست‌های اقتصادی حکومت دینی شده‌اند.

ریشه‌های ساختاری بحران

بحران جاری ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از جمله آنکه تحریم‌ها درآمد نفتی را کاهش داده و دسترسی به ارز را محدود کرده، رشد نقدینگی، کسری بودجه مزمن و چاپ پول برای تأمین هزینه‌ها، تورم را پایدار کرده، تخصیص منابع به نهادهای غیرپول‌ساز،رانت و فساد سیستماتیک، اقتصاد را فلج کرده است و در نهایت هزینه‌های نظامی وحمایت از گروه‌های نیابتی، منابع را از توسعه داخلی منحرف و به جیب تروریست‌های منطقه‌ای سرازیر کرده است.

جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته بارها فرصت اصلاح داشت، اما اولویت‌هایایدئولوژیک بر اقتصاد غلبه کرده بود. دولت‌های مختلف، از اصلاح‌طلب تا اصولگرانتوانستند و یا به عبارتی بهتر، نخواستند تغییرات اساسی ایجاد کنند. اکنون باانباشت بحران‌ها، سیستم به نقطه‌ای رسیده که اصلاح از درون ممکن نیست.

پیامدهای اجتماعی و سیاسی

تداوم این وضعیت، جامعه را به سمت انفجار سوق داده است. لایه‌های پایین جامعه از جمله کارگران، بازنشستگان، کشاورزان، معلمان و به طور کلی اقشار فرودست جامعه بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که سوءتغذیه در کودکان افزایش یافته، مهاجرت نیروی متخصص شتاب گرفته و نارضایتی اجتماعی به اوجرسیده است.

اعتراضات اخیر بازاریان می‌تواند جرقه‌ای برای قیام گسترده‌تر باشد. در تاریخ ایران،قیام‌های گرسنگان همیشه نقطه عطفی بوده‌اند، از نان در دوران قاجار تا اعتراضات۱۳۹۶ و ۱۴۰۱. این بار، با تورم بالای ۴۰ درصد، خط فقر ۵۰ میلیونی و قیمت خوراکی‌های ۷۰ برابری، زمینه برای یک قیام پابرهنگان کاملاً مهیاست. مردم دیگر نه شعار سیاسی، بلکه نان و معاش می‌خواهند.

اگر حکومت نتواند دلار را کنترل و تورم را مهار کند، موج بعدی اعتراضات نه محدود به بازاریان، بلکه فراگیر خواهد شد. شعارهایی که اکنون ضد معیشتی است، به سرعت سیاسی می‌شود.

عدم توان اصلاح از درون

جمهوری اسلامی توان اصلاح ندارد. ساختار ولایی که قدرت را در دست نهادهای غیرانتخابی متمرکز کرده، مانع تغییرات اساسی است. دولت پزشکیان، علی‌رغم وعده‌ها، در باتلاق کسری بودجه و تحریم گیر افتاده است. لایحه بودجه ۱۴۰۵، باافزایش مالیات‌ها و کاهش یارانه‌ها، فشار را بیشتر می‌کند.

تاریخ نشان می‌دهد که حاکمیت در بحران‌های مشابه به سرکوب متوسل شده نه اصلاح. اما این بار، با خستگی نیروهای سرکوب و نارضایتی گسترده حتی در پایگاه سنتی، سرکوب هم هزینه‌بر خواهد بود.

بحران اقتصادی زمستان ۱۴۰۴، نه یک نوسان موقتی، بلکه نشانه فروپاشی ساختاری است. افزایش دلار به ۱۴۴ هزار تومان، اعتصاب بازاریان، تورم بالای ۴۰ درصد، خطفقر ۵۰ میلیونی و گرانی ۷۰ برابری خوراکی‌ها از ۱۳۹۰، همه هشدار می‌دهند که جامعه در آستانه انفجار است.

تداوم این وضعیت، بدون تردید به قیام گرسنگان و پابرهنگان منجر خواهد شد. لایه‌های محروم جامعه که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، خیابان‌ها را پر خواهند کرد. جمهوری اسلامی که پس از چهار دهه توان اصلاح خود را از دست داده، نمی‌تواند این موج را مهار کند. آینده ایران در دست مردمی است که برای نان و آزادی برمی‌خیزند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن