اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
مرتضی طلایی ملقب به سردار طلایی که روزی در لباس رئیس پلیس تهران بزرگ نقش کلیدی در سرکوب منتقدان و دستگیری و برخورد با دانشجویان و فعالان سیاسی و مدنی داشت و روزی هم به عنوان نائب رئیس شورای شهر تهران در ارتزاق از بیتالمال و غصب املاک نجومی فروگذاری نکرد و آخر هم در یک باشگاه ورزشی مختلط در کانادا رویت شد، این روزها به دنبال تطهیر چهره خود و خیز برداشتن برای رسیدن دوباره به کرسی شورای شهر است.
او گفتگویی صوتی و تصویری با رسانهای به نام آوش داشته و تلاش میکند که خود را همراه مردم معرفی کرده و مدعی است که برخورد با مردم در حوزههایی مانند حجاب و ماهواره و … جوابگو نیست و حتی خود را از ابتدا مخالف برخوردهای خشن با مردم معرفی میکند.
طلایی حتی مدعی میشود که دلیل بازنشستگی او از نیروی انتظامی این بوده که از اجرای طرح جمعآوری دیشهای ماهواره خودداری کرده و به همین دلیل درجههای نظامی خود را از دست داده و برای اینکه مقابل مردم قرار نگیرد، از نیروهای انتظامی فاصله گرفته است!
شاید این سردار فراموش کرده و یا روی فراموشی مردم حساب باز کرده است، زیرا بسیاری به یاد دارند که اجرای طرحهای کماندویی جمعآوری دیشهای ماهواره از پشت بام مردم و همچنین استفاده از هلیکوپتر برای شناسایی دیشهای ماهواره، دقیقا در زمان حضور او به عنوان رئیس پلیس تهران بزرگ آغاز شده و او طراح و اجرا کننده اصلی بوده است.
مردم – مردم گفتن مرتضی طلایی شاید برای نسل جوان جذاب باشد، اما کسانی که در سال 82 حضور داشتند و درگیریهای ساگرد فاجعه کوی دانشگاه را به یاد دارند، میدانند که او شخصا در میدان حضور داشت و فرمان ضرب و شتم دانشجویان و مردم معترض را صادر میکرد.
اتفاقا خروج او از نیروی انتظامی نه به دلیل قرار گرفتن در کنار مردم، که برای قرار گرفتن در کنار قالیباف بود و او به یک کرشمه از سوی قالیباف برای حضور در شورای شهر تهران خیز برداشت و بعدها او و همسرش مانند قالیباف و دوستانش بر سر سفره انقلاب در شورای شهر و شهرداری تهران نشستند.
سردار طلایی، چهرهای دوگانه در نظام ولایی
سردار مرتضی طلایی، یکی از چهرههای کلیدی نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی است که سالها در مناصب حساس حضور داشته است. او از فرماندهان سپاه پاسداران، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ (۱۳۸۰-۱۳۸۵)، نایبرئیس شورای شهر تهران (دورههای سوم و چهارم) و از نزدیکان محمدباقر قالیباف است.
طلایی در دوران فرماندهیاش، مسئول اجرای سیاستهای سرکوبگرانه مانند گشت ارشاد، جمعآوری ماهوارهها و برخورد با اعتراضات دانشجویی بود. اما در سالهای اخیر، با افشای ماجرای املاک نجومی، حضور در خیریههای مشکوک به رانت و جنجال سفر به کانادا و ورزش در باشگاه مختلط در کنار زنان نیمه برهنه، به نمادی از ریاکاری و فساد مالی – اخلاقی تبدیل شده است.
نقش مستقیم طلایی در سرکوب مردم و نقض حقوق بشر
دوران فرماندهی طلایی در نیروی انتظامی تهران با حوادث خونینی همراه بود که او مستقیماً مسئول آنها است. مهمترین حادثه مربوط به اعتراضات کوی دانشگاه سال ۱۳۸۲ است. در سالگرد حمله به کوی دانشگاه (۱۳۷۸)، طلایی به عنوان فرمانده پلیس تهران، نقش کلیدی در سرکوب تجمعات دانشجویی داشت. گزارشها نشان میدهد که پلیس تحت فرمان او با خشونت شدید عمل کرد و حتی با ورود به کوی دانشگاه، دهها دانشجو را با خشونت بازداشت کرد.
ورود به کوی دانشگاه در سال 82، همان ورود خشن و تلخی است که در رقابتهای انتخاباتی، حسن روحانی از آن به عنوان طرح قالیباف برای برخورد “گازانبری” با دانشجویان یاد کرد. طلایی بعدها و در گفتگو با خبرگزاری تسنیم که به سپاه وابسته است، مدعی شد که حسن روحانی به عنوان دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی شخصا به نیروی انتظامی مجوز ورود به کوی دانشگاه را داده بود، اما طلایی از اجرای این دستور تا زمانی که خود دانشجویان تقاضا نکردند، خودداری کرده است. معنی حرف طلایی این است که دانشجویان شخصا از او به عنوان فرمانده پلیس تهران بزرگ درخواست و تقاضا کردهاند که به کوی دانشگاه حمله کرده و دانشجویان را با ضرب و شتم شدیدو خشن، بازداشت کند!!!
اجرای طرح سرکوبگرایانه گشت ارشاد و طرح موسوم به امنیت اجتماعی نیز دقیقا از زمان حضور طلایی در پلیس تهران آغاز شد. طلایی مسئول اجرای گسترده گشت ارشاد بود که زنان را به اتهام واهی “بدحجابی” بازداشت و تحقیر میکرد. این سیاست، که بعدها به مرگ ناجوانمردانه مهسا امینی و خیزش ۱۴۰۱ منجر شد، ریشه در دوران او دارد.
طلایی این روزها مدعی است که “هر قدر فشار را بیشتر کردیم، نتیجه معکوس گرفتیم”، اما کیست که نداند او این حرفها را در آستانه انتخابات میزند و چندی قبل نظر دیگری داشته است. او پیش از این مدعی شده بود که “دیگر موضوع بدحجابی به شکل گذشته مطرح نیست، اکنون دچار برهنگی و مسائل عدیده و عجیبی شدهایم. در هایپرمارکت میوه، فرد با لباس زیر میوه میخرد!”
طلایی از یک سو دم از مردم میزند و از سوی دیگر مدعی میشود که پروژه مخوف گشت ارشاد برای تامین امنیت زنان و دختران طراحی و اجرا شده است!
کسانی که دوران فرماندهی مرتضی طلایی در پلیس را به خاطر دارند، به خوبی به یاد میآورند که او نه تنها مجری طرحهای سرکوبگرانه، بلکه خود یکی از طراحان اصلی پروژههایی چون گشت ارشاد، حمله به تجمعات دانشجویی، به کارگیری اراذل و اوباش برای سرکوب تجمعات مردمی و همچنین حمله به خانههای مردم به بهانه جمعآوری دیشهای ماهواره بوده است.
رانتخواری و فساد مالی؛ ماجرای املاک نجومی چه بود؟
سردار مرتضی طلایی که امروزه مدعی گذشت از درجههای نظامی و پست و مقامهای حکومتی برای دفاع از مردم شده، پس از خروج از نیروی انتظامی و رفتن به شورای شهر، به همراه دوستان نزدیکش از جمله قالیباف، بر سر سفره انقلاب نشست و از رانتهای گسترده بهرهمند شد.
یکی از بزرگترین رسواییهای مالی دوران صدارت قالیباف در شهرداری تهران که اتفاقا نام سردار طلایی نیز در آن بارها و بارها شنیده شد، مربوط به پرونده املاک نجومی است.
در سالهای گذشته افشاگرهای متعدد فعالان رسانهای نشان داد که شهرداری تهران املاک گرانقیمت را با تخفیفهای نجومی به مدیران و نزدیکان واگذار کرده است. نام طلایی در فهرست دریافتکنندگان بود.
نخستینبار نام طلایی در دریافت قطعه زمینی ارزشمند به آدرس “خیابان مجید افشاری، تقاطع همت، خیابان بنی هاشم، نبش خیابان افشاری پلاک ۱۲ و ۱۴” مطرح شد که این زمین به بهانه تاسیس حسینیه ائمه اطهار واگذار گردیده است که بعدا مشخص شد که تاسیس حسینیه در حقیقت پوششی برای راهاندازی دفتر کاری شخصی سردار طلایی است و طلایی به بهانه راهاندازی حسینه، از این مکان برای برقراری جلسات خصوصی استفاده میکند.
این زمین تحت عنوان موسسه فرهنگی پیروان ائمه اطهار که سردار طلایی یکی از اعضای هیات مدیره آن است از شهرداری تهران به ثمن بخس گرفته شد، اما آخرین زمین هم نبود. همین موسسه دو ملک نجومی دیگر یکی به آدرس “خیابان پاسداران، گلستان پنجم، پلاک 6” و “خیابان پاسداران، گلستان پنجم، جنب پل سوارهرو، پلاک 64” از شهرداری به بهانه انجام کارهای فرهنگی گرفته است و هنوز بعد از ده سال سرنوشت آنها به طور کامل مشخص نیست.
از املاک نجومی تا موسسات خیریه؛ رانت پشت رانت
مرتضی طلایی که خود را در سردار طلایی معرفی میکند، فقط در حوزه سرکوب تجمعات اعتراضی یا جمعآوری ماهواره و یا چپاول املاک شهرداری تهران تخصص ندارد، بلکه او در راهاندازی شبکههای متعدد اقتصادی تحت عنوان موسسات خیریه نیز ید طولایی دارد.
تنها بر اساس گزارشهای رسمی میتوان گفت که مرتضی طلایی در حداقل راهاندازی و مدیریت 14 موسسه به ظاهر خیریه نقش دارد. موسساتی چون موسسه حمایت از بیماران صعبالعلاج امید، خیریه طلیه مهر طاها، اندیشه یاران محسنین، انجمن خیرین قرآنی، موسسه فرهنگی پیروان ائمه اطهار، موسسه مردمی خادمین ائمه اطهار، موسسه خیریه محبین راه ائمه و … تنها چند نمونه از این موسسات به اصطلاح خیریه است که نام هر کدام از آنها با مسائلی چون املاک نجومی و یا رانت گره خورده است.
فقط در یک نمونه، ملکی چند صد میلیارد تومانی به آدرس “خیابان نیاوران، خیابان درازشیب، خیابان عمار، پلاک ۴” و به مساحت ۱۸۰ متر مربع از سوی شرکت رسا تجارت مبین به خانم اعظم میرزایی همسر سردار طلایی واگذار شده است. شاید جالب باشد که بدانید شرکت رسا تجارت مبین در حقیقت متعلق به عیسی شریفی، معاون قالیباف و یکی از ارکان اصلی فساد بزرگ شرکت یاس است.
موسسات اقتصادی؛ از ورزش تا صنایع بسته بندی!
شاید تصور کنید که سردار طلایی زندگی خود را وقف موسسات خیریه کرده است، اما باید بدانید که او چندین موسسه اقتصادی هم دارد که شایعات گستردهای درباره آنها مطرح است. او از مالکان اصلی شرکت “صنایع بستهبندی پویا نگار اصفهان” و شرکت “اعتماد مبین ایرانیان” است. همچنین نام وی به عنوان یکی از مالکان موسسه “سیمای نقش هنر” و “مجتمع فرهنگی، ورزشی، تفریحی فولاد ماهان سپاهان” دیده میشود.
هر کدام از این موسسات با گردش مالی چند هزار میلیارد تومانی، به نوعی وابستگی مستقیم با مرتضی طلایی دارند.
از برخورد با بدحجابی تا ورزش در کانادا
سردار مرتضی طلایی که خود را جانباز 60 درصد جنگ، پیرو ولایت، بسیجی خط مقدم مبارزه با تهاجم فرهنگی، فرمانده سپاهی و … معرفی میکند، بارها بر ضرورت برخورد با بدحجابی و برخورد با توطئههای دشمنان و ضرورت برخورد با مظاهر غربی تاکید کرده است. او از سوی دولت کانادا به دلیل نقش فاحش و سیستماتیک در نقض حقوق بشر تحریم شده است.
با این وجود برخی از رسانهها تصاویری از سردار طلایی که یکی از پایهگذاران طرح گشت ارشاد است، در کانادا منتشر کردند که نشان میداد وی در یک باشگاه مختلط ورزشی با شلوارک در حال ورزش کردن است!
انتشار گسترده این ویدئو، خشم عمومی را برانگیخت و مردم او را به “ریاکاری” متهم کردند. طلایی ابتدا مهاجرت را رد کرد و گفت برای دیدار دخترش به کانادا رفته، اما بعداً اعتراف کرد که خانوادهاش (یکی از دختران و داماد) سالها است که به کانادا مهاجرت کردهاند.
او ادعا کرده که “نوکری این مردم را با تمام عالم عوض نمیکند”، اما اقداماتش خلاف این را نشان میدهد.فرزندان طلایی در کانادا زندگی میکنند، خودش در باشگاههای مختلط غربی ورزش میکند، اما برای مردم ایران، حجاب اجباری و سرکوب را تجویز کرده است.
مرتضی طلایی نه یک فرد مستقل، بلکه نمادی از فساد ساختاری، سرکوب و ریاکاری در سیستم است. او سالها از قدرت برای سرکوب مردم و منافع شخصی استفاده کرد، بدون اینکه پاسخگو باشد. به طور قطع تا زمانی که چنین چهرههایی در قدرت یا حاشیه آن حضور دارند، تغییر واقعی ممکن نیست.