خانه سیاست دفاع یا اعتراف به ناتوانی دولت؟/ بودجه برای نهادها، فقر برای مردم!

هموطن صحبت های مسعود پزشکیان درباره بودجه 1405 را بررسی می کند

دفاع یا اعتراف به ناتوانی دولت؟/ بودجه برای نهادها، فقر برای مردم!

اظهارات امروز مسعود پزشکیان در صحن علنی مجلس، بیش از آنکه دفاع از کلیات بودجه ۱۴۰۵ باشد، اعلام درماندگی دولت و بن بست در مدیریت معیشت مردم بود. آنجا که رئیس‌جمهور با لحنی گلایه‌مند گفت: «می‌گویند حقوق را زیاد کنید؛ یکی به من بگوید از کجا پول بیاورم؟» و حتی فراتر رفت و تصریح کرد که «بنده برای حکومت یا برای اینکه رئیس بمانم هیچ انگیزه‌ای ندارم»، عملاً از جایگاه مسئول و تصمیم‌گیر به موضع یک تماشاگرِ درمانده نقل مکان کرد.

اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی

اظهارات امروز مسعود پزشکیان در صحن علنی مجلس، بیش از آنکه دفاع از کلیات بودجه ۱۴۰۵ باشد، اعلام درماندگی دولت و بن بست در مدیریت معیشت مردم بود. آنجا که رئیس‌جمهور با لحنی گلایه‌مند گفت: «می‌گویند حقوق را زیاد کنید؛ یکی به من بگوید از کجا پول بیاورم؟» و حتی فراتر رفت و تصریح کرد که «بنده برای حکومت یا برای اینکه رئیس بمانم هیچ انگیزه‌ای ندارم»، عملاً از جایگاه مسئول و تصمیم‌گیر به موضع یک تماشاگرِ درمانده نقل مکان کرد.

به ادبیات پزشکیان و بداهه‌گویی‌هایی که همیشه کار دستش داده و سبب انتقادات بیشتر می‌شود، می‌توان نقد کرد اما مساله اصلی فراتر از این موضوع ، جابه‌جایی جایگاه رئیس جمهور است. 

قرار نبود آقای پزشکیان در دومین سال دولت خود روایتگر دشواری‌ها باشد یا بی‌انگیزه بودن خود بگوید ، بلکه قرار بود مسائل را حل کرده و صدای بی‌صدیان باشد، قرار بود وعده‌هایی که برایش گردن گرو گذاشت را محقق کند و اگر هم نتوانست، استعفا دهد. 

اکنون اما مسعود پزشکیان به سیاق روسای جمهور پیش از خود و سایر مسئولان در این مملکت چنان منتقدانه از شرایط موجود حرف می‌زند که گویی مردم مقصر اوضاع هستند و باید پاسخگوی مطالبات آقایان مسئول باشند. او به جای دفاع از بودجه ، شرح ناتوانی‌هایی دولت را می‌دهد و به‌جای ارائه کارنامه، بار دیگر وعده می‌دهد. نمونه‌اش همین مصاحبه اخیر با سایت خامنه‌ای. آی‌آر و اشاره وی به «برنامه ۲۰ بندی معیشت».

برنامه‌ای که شاهد غیر عملیاتی بودن آن همین حرف‌های پزشکیان در جلسه امروز مجلس درباره عدم امکان افزایش حقوق‌ها بود. این تناقض به وضوح نشانگر تعلیق دولت میان «مسئولیت» و «توجیه» است.

پرسش «پول را از کجا بیاورم؟» اگر از دهان یک شهروند عادی بیرون می‌آمد، کاملاً قابل فهم بود؛ اما از زبان رئیس قوه مجریه، بیشتر به اعتراف به فقدان راهبرد شباهت دارد. همان‌گونه که محمدجواد آذری‌جهرمی به‌درستی یادآورشد، دولت هم‌زمان که از ناتوانی در تأمین حقوق سخن می‌گوید، شاهد افزایش بی‌ضابطه بودجه دستگاه‌ها و نهادهایی است که نه بهره‌وری‌شان روشن است و نه خروجی‌شان. نمی‌شود «داشتن‌ها» همواره برای نهادها باشد و «نداشتن‌ها» سهم مردم. این نه معادله اقتصاد است و نه منطق حکمرانی.

مسئله فقط افزایش حقوق نیست؛ مسئله، اولویت‌بندی منابع است. دولتی که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد درباره باز توزیع بودجه‌های غیرمولد، اصلاح ساختار هزینه‌ای و مهار ناکارآمدی تصمیم بگیرد، طبیعی است که در برابر مطالبه افزایش حقوق، دست‌هایش را بالا برده و با شانه خالی کردن از مسئولیت، بگوید «نمی‌شود». 

از سوی دیگر، تکرار نسخه‌هایی چون «صرفه‌جویی ۱۰ درصدی» یا «تابوشکنی در قیمت انرژی»، در شرایطی که تورم خوراکی‌ها دهک‌های پایین را به مرز فرسودگی رسانده، بیش از آنکه نشانه شجاعت باشد، یادآور ساده‌ترین و البته پرهزینه‌ترین راه‌حل‌هاست. تابوشکنی از جیب مردم، هنر حکمرانی محسوب نمی‌شود؛ به‌ویژه وقتی تابوهای واقعی، یعنی ردیف‌های بودجه‌ای خاص، همچنان دست‌نخورده باقی مانده‌اند.

واقعیت آن است که با «بند» و «تبصره» نمی‌توان شکم گرسنه را سیر کرد. مردم سال‌هاست ویترین برنامه‌ها، بسته‌ها و اسناد بالادستی را دیده‌اند، بی‌آنکه اثر ملموسی در سفره‌شان احساس کنند. در چنین شرایطی، بازگشت رئیس‌جمهور به زبان برنامه‌نویسی و وعده‌پردازی، نه‌تنها اعتماد نمی‌سازد، بلکه سرمایه اجتماعی باقی‌مانده را نیز فرسوده‌تر می‌کند.

حرف تازه‌ای نیست اما لازم است بار دیگر خدمت آقای پزشکیان یادآور شویم که، کشور بیش از آنکه به روایت دشواری‌ها نیاز داشته باشد، به تصمیم‌های سخت محتاج است. ژست اپوزیسیون، ولو با نیت صادقانه، از جایگاه ریاست‌جمهوری پذیرفتنی نیست. اگر منابع هست و درست تخصیص نمی‌یابد، مسئولیت با دولت است؛ و اگر منابع نیست، شفاف‌گویی باید با نقشه راه همراه باشد، نه با پرسش‌های بلاتکلیف. مردم دیگر توان شنیدن این حرف‌ها را ندارند و منتظر هستند که واقعا گامی بردارید.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن